محمدسجاد حمیدیه
«نیمشب» از همان ابتدا در شمار آثار کنجکاویبرانگیز جشنواره فجر امسال قرار گرفت؛ فیلمی که نام محمدحسین مهدویان بهعنوان کارگردان و مهدی یزدانیخرم بهعنوان فیلمنامهنویس، انتظارات مختلفی را حول محور فیلم شکل میداد.
این پروژه پس از جنگ دوازد روزهی ایران و اسرائیل شکل گرفت و سازندگانش توانستند آن را به دوره جاری جشنواره برسانند.فیلم با شروعی حسابشده مخاطب را وارد بحران اصلی میکند. بمبی که در کوچهای مجاور یک بیمارستان سقوط کرده اما منفجر نشده، به هسته مرکزی روایت بدل میشود. چون شعاع انفجار بمب حدودا تا 100 متر است، برای امنیت بیماران باید تمام بیمارستان تخلیه شود. حول محور این مساله، خردهروایتهای متعددی روایت میشوند و اینگونه ساختار خردهپیرنگی فیلمنامه اثر شکل میگیرد.
از جمله این خردهروایتها، داستان مادری است که در آستانه زایمان قرار دارد و باید تحت عمل سزارین قرار گیرد. پزشک زایمان، که در برابر دستور تخلیه مقاومت میکند و تصمیم میگیرد عمل را انجام دهد، از همان نخستین دیالوگ بهعنوان یک تیپ مشخص و باورپذیر ساخته میشود. در مجموع، فیلم در تیپسازی موفق عمل میکند. شخصیت دختر معتاد با بازی الناز ملک نیز نمونه دیگری از این موفقیت است؛ کاراکتری که موقعیتهای کمدی بعضا خوبی را نیز رقم میزند. در میان این تیپها، یک شخصیت، پرداخت عمیقتری پیدا میکند: مهدی، با بازی خوب احسان منصوری. او که همسرش در بیمارستان و در آستانه مرگ است، ناچار میشود برای خنثیسازی بمب، او را ترک کند. بازی منصوری نقش مهمی در باورپذیری این کشمکش درونی و موقعیت تراژیک او دارد.با این حال، همه خردهروایتها کارکردی صرفاً دراماتیک ندارند. برخی از آنها این حس را منتقل میکنند که انگار فیلمساز درحال «موضعگیری» است.
نمونهاش نمایش نجات یک دختربچه افغان پس از دستگیری چند جاسوس افغان است که «جاگذاری شده» به نظر میرسد. مثال دیگر تقابل مهدی به عنوان فرمانده «جهادی» با فرماندهای که کمکاری میکند است. افزون بر این، صحنههایی برای تاکید بر همدلی مردم و یاری رساندن آنها به یکدیگر در فیلم گنجانده شده است. این موقعیتها لزوماً بد روایت نشدهاند، اما بیش از آنکه در امتداد منطق هنری روایت باشند، رنگ و بوی موضعگیری اجتماعی و سیاسی دارند.
برخی از این لحظات نیز به سانتیمانتالیسم میرسند و بعضا برای تماشاگر آزاردهنده میشوند. با این همه، نمیتوان انکار کرد که جهتگیریهای فیلم، در چارچوبی ملی و قابل احترام قرار میگیرند.از منظر کارگردانی، مهدویان نشانههایی جدی از بازگشت به دوران اوج خود، بهویژه در سطح فیلم «ماجرای نیمروز ۱»، بروز میدهد. او باری دیگر به نوعی از روایت بازگشته که از ابتدا نشان داد که در آن تبحر دارد و آن هم روایت مستندگونه از موقعیتهای پرکشمکش جنگی یا امنیتی است. او با کارگردانی پختهتر، تنش موقعیتها را بهخوبی منتقل میکند. استفاده از دوربین روی دست، اینبار در منطق روایی فیلم بهدرستی جا افتاده و برخلاف برخی آثار ناموفق پیشین او، به تجربه تماشاگر لطمه نمیزند. در مجموع، خبری از خودنماییهای اغراقآمیز نیست و میتوان گفت مهدویان گامی دیگر به سمت بلوغ در کارگردانی برداشته است.
اکران «نیمشب» در فضای ملتهب امروز جامعه ایران، بیتردید میتواند واکنشهای متنوع و حتی تندی از سوی قطبهای مختلف سیاسی برانگیزد. چهبسا اگر فیلم یک ماه زودتر روی پرده میرفت، نوع مواجههها با آن کاملاً متفاوت میبود. با این حال، آنچه در درجه نخست باید مدنظر قرار گیرد، کیفیت سینمایی اثر است. «نیمشب» با وجود ضعفها و برخی لحظات ناموفق، تا کنون منسجمترین فیلم جشنواره به نظر میرسد. حیف است اگر این فیلم، صرفاً به دلیل ملاحظات محتوایی، از حیثیت سینماییاش جدا شود و به بستری برای کشمکشهای سیاسی تقلیل یابد./نوبنیاد
