محمدسجاد حمیدیه
غوطهور در آغاز بهنظر اثر جذابی میرسد. یک پلیس، با بازی خوب محسن قصابیان، بهطور اتفاقی با ماشین یک گروگانگیر تصادف میکند اما نمیتواند قربانی را نجات دهد. در اثر این اتفاق او مصمم میشود تا با وجود نبود مدارک کافی، گروگانگیر را دستگیر کند.
اما فیلم در پیشبردن داستان از همان دقایق ابتدایی ناتوان میشود. مساله اول این است که دلیل و انگیزه گروگانگیری تا اواخر فیلم مشخص نیست. وقتی اصلا دلیل این گروگانگیری معلوم نیست، میزان بحرانی بودن وضعیت به تماشاگر منتقل نمیشود. تماشاگر نمیداند واقعا چه خطری شخصیت زن گروگان گرفته شده را تهدید میکند و دقیقا چه ریسکهایی در این موقعیت وجود دارد.
این بلاتکلیفی وقتی در برابر پرداخت اغراقآمیز کارگردان به صحنههای ویلا قرار میگیرد، بیشتر برای مخاطب دافعه دارد تا دلهرهآور باشد. درواقع شدت پرداخت به موقعیت، از میزان بحران واقعیِ شکلگرفته در بستر داستان بیشتر است.فیلمنامه در اطلاعات دادن از شخصیتها خسّت به خرج میدهد. تا انتها معلوم نمیشود چرا شخصیت پلیس بیخوابی دارد. حتی مکالمات او با دخترش هم راه به جایی نمیبرد.
فیلمساز نمیتواند به عمق شخصیتی او نفوذ کند و شخصیت او را برای تماشاگر ملموس کند. سمت پروتاگونیست داستان با این توضیح کاملا ناشناخته است. اگر هم اندکی سمپاتی نسبت به او جلب میشود، ناشی از بازی خوب قصابیان است.در سمت آنتاگونیست هم وضعیت تعریفی ندارد. ریشه همجنسگرا بودن دختر گروگانگیر به عامل مبهم مشکلات خانوادگی ربط داده میشود.
همچنین فیلم همجنسگرا بودن را عامل قاتل و روانی بودن کاراکتر معرفی میکند که معلوم نیست منطقش از کجا میآید. تمام این موارد هم صرفا در قالب یکسری اطلاعات در میان دیالوگها ارائه میشوند و تاثیر حسیای بر مخاطب ندارند. همین اطلاعات سطحی هم تا اواخر فیلم مخفی میمانند. فیلمساز با این اشتباهات مانع ورود مخاطب به دنیای فیلم میشود و جریان گروگانگیری خیلی زود برای بیننده اهمیتش را از دست میدهد.
در غیاب شخصیتپردازی، کارگردان سعی میکند با پرداخت همراه با اضطراب، بیننده را با موقعیتها درگیر کند. هرچند در لحظاتی، بهخصوص در همان اولین سکانسِ بعد از گروگانگیری، کارگردان موفقیتهایی نسبی در انتقال احساس دارد، اما این امر نمیتواند حفرههای داستانی و شخصیتی را پر کند. موسیقی پرحجم و بازیهای بعضا اگزجره، بیش از آن که به افزایش تنش کمک کنند، مخاطب را از موقعیت دور میکنند.در مجموع فیلم به عنوان تجربه اول کارگردانش، در قصهگویی و شخصیتپردازی موفق نیست و تماشاگر را راضی نمیکند. مشکل اساسیای هم که مانع موفقیت اثر است، فیلمنامه پر ایراد آن است؛ هرچند در کارگردانی فیلم قابل قبولتر است و نشان از پتانسیلهای کارگردان برای ادامه روند کاریاش دارد.
