ایمان عظیمی
فیلمفارسی مسلطترین و تاریخمندترین جریان سینمایی از آغاز صنعت فیلم در ایران محسوب میشود، بهطوریکه هیچ سازوکاری از دوران پیش تا پس از انقلاب نتوانسته بهعنوان یک رقیب قدرتمند در برابر این سیستم دوام بیاورد.
از اسماعیل کوشان تا جهانگیر جهانگیری اگرچه سلیقههای بهظاهر متفاوتی را نمایندگی میکردند، امّا در عمل همشکل و همبسته یکدیگر بودند و ذائقهشان در پیوند مخاطب با سینما تفاوتی با هم نداشت. در این میان «آرش معیریان» نیز بهعنوان یکی از پایههای فیلمفارسی پساانقلابی نقش مهمی در ساخت سلیقه مخاطبان دهه هفتادی و هشتادی دارد.
او در دهه هشتاد و پیش از آنکه مسعود اطیابی و منوچهر هادی پا بگیرند و مطرح شوند سری از سرها سوا داشت و برای خودش سلطنتی با ساخت «شارلاتان» و «کٌما» بههم زده بود. اما هرچیز نقطه آغاز و پایانی دارد و معیریان هم عاقبت سقوطی دردناک را در اینگونه بومی از سینما تجربه کرد، تا اینکه امسال، یعنی در چهلوچهارمین دوره جشنواره فجر توانست مجوز حضور در مهمترین رویداد سینمایی و شاید فرهنگی سال را با فیلم «غبار میمون» -آنهم در بخش مسابقه- به دست بیاورد.
مسئله اساسی در مورد غبار میمون این است که معیریان با خرق عادت سعی در متفاوت نشان دادن استایل فیلمسازی خود داشته اما نتوانسته از انجام این مهم سربلند بیرون بیاید.
فیلم میخواهد حرف بهظاهر مهمش را در قالب یک تریلر سیاسی-جاسوسی بیان کند ولی عدم شناخت بایدها و نبایدهای این ژانر باعث شده در عمل هیچ چیز دست کارگردان و مخاطبان را نگیرد. فیلم در مورد تلاقی دو دیدگاه در مورد اداره جهان است که یکسر آن را ایران و طرف دیگر را صهیونیستها نمایندگی میکنند.
مای مخاطب در مقام شهروند این کشور میداند که باید برنده این نبرد باشد و غبار میمون هم قصه همین برنده شدن است، ولی روایت بهقدری الکن پیش میرود که چیزی جز هجو واقعیت و حتی هجو تمام زیمووهای جهان از آغاز شکلگیری سینمای روایی تاکنون دست بیننده را نمیگیرد. بدمنهای صهیونیست و آدمخوبهای ایرانی جملگی کاریکاتورند و نمیتوانند حتی ذرهای آنتیپاتیک و سمپاتیک بهنظر برسند.
در واقع فیلم میخواهد قدرت اطلاعاتی و عملیاتی ایران را در مواجهه با دشمنانش به رخ دیگریاش بکشد، اما جز خنده و قهقهههای هیستریک چیزی نصیب تماشاگرش نمیکند. ای کاش آرش معیریان بیخیال عهد عتیق و جدید و صهیونیسم جهانی شود و به ساخت کمدیفارسیهایش بپردازد چون وارد شدن به ژانر تریلر تبحری میخواهد که در کمتر سینماگر ایرانی میتوان سراغی از آن گرفت.
