طبق گزارش مجله خبری آمریکایی فارین پالیسی، عملیات نظامی آمریکا برای برکناری نیکولاس مادورو در ونزوئلا، اگرچه در نگاه اول نمایشی قدرتمند از توانایی و اراده واشنگتن به نظر میرسد، اما در حقیقت بازی خطرناکی است که میتواند به نقطه پایان «شانس» ترامپ در سیاست خارجی تبدیل شود. این اقدام، ریشه در رویکردی تهاجمی و یکجانبه دارد که منطق و پیامدهای آن را به دیده تردید باید نگریست.
دولت ترامپ با افتخار و بدون پردهپوشی، عملیاتی را انجام داد که میتوان آن را «آدمربایی مسلحانه» در مقیاس دولتی خواند. توجیهات ارائهشده – از مهاجرت و مواد مخدر تا دسترسی به نفت – بیش از هر چیز یادآور مجموعهای از بهانههای از پیش ساختهشده در آستانه حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ است. با این تفاوت کلیدی که این بار، حتی ظاهرسازی برای کسب مجوز بینالمللی یا رعایت قوانین جهانی نیز انجام نشد. این خود نشانهای از تحولی خطرناک در دکترین آمریکاست؛ تأکید صریح بر اولویت منافع آنی واشنگتن، فارغ از هرگونه چارچوب مشترک جهانی.
در نگاهی دقیقتر، اما این توجیهات قانعکننده نیستند. آمریکا خود بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است و افزایش عرضه نفت ونزوئلا حتی میتواند به بخش انرژی داخلی آن آسیب بزند. منبع اصلی مواد مخدر مرگآور در آمریکا نیز مرز جنوبی با مکزیک است، نه ونزوئلا. آنچه در پشت این عملیات نهفته، بیش از هر چیز نیاز به نمایش تسلط و فرستادن پیام است؛ پیامی به رقبای جهانی مانند چین و روسیه برای دوری از «حیاط خلوت» آمریکا، و اخطاری به همسایگان منطقهای برای همکاری در موضوعاتی مانند مهاجرت، در غیر این صورت مواجهه با واکنش نظامی.
با این حال، ماهیت واقعی این عملیات از نظر اهداف سیاسی، به طرز قابل توجهی محدود و محافظهکارانه است. ترامپ و مقاماتش به سرعت از حمایت کامل از رهبر مخالفان دموکراسیخواه، ماریا کورینا ماچادو، فاصله گرفتند و در عوض بر همکاری با معاون مادورو، دلسی رودریگز، برای یک انتقال کنترلشده تأکید کردند. این نشان میدهد هدف اصلی، نه ایجاد دموکراسی یا تغییر رژیم بنیادین، بلکه صرفاً برکناری یک رهبر «ناسازگار» و جایگزینی او با چهرهای مطیعتر بوده است. این رویکرد، تلاشی است برای بردن امتیاز نمایشی یک عملیات جسورانه، بدون پذیرش هزینهها و مسئولیتهای سنگین یک «ساختملت» دیگر، همانطور که در عراق و افغانستان تجربه شد.
این استراتژی ذاتاً شکننده است. در ونزوئلا، خطر سقوط کشور به خشونتهای فرقهای، ظهور گروههای شبهنظامی جدید، یا یک بحران انسانی که مهاجرت گسترده را تشدید میکند، بسیار واقعی است. از سوی دیگر، این اقدام تحقیرآمیز، خشم و مقاومت نه تنها در آمریکای لاتین، بلکه در سطح جهانی را برمیانگیزد و مشروعیت اخلاقی آمریکا را بیشتر تخریب میکند. اگر اوضاع در ونزوئلا بهسرعت از کنترل خارج شود، این عملیات نه یک نمایش قدرت، که نمایشی از بیمسئولیتی و محاسبهاشتباه خواهد بود.
ونزوئلا ممکن است نقطهای باشد که «شانس» ترامپ به پایان میرسد. جایی که فاصله باریک بین یک عملیات نمایشی موفق و یک فاجعه راهبردی، برای نخستین بار به ضرر او بسته میشود. پیامدهای شکست در اینجا، تنها محدود به از دست دادن اعتبار نخواهد بود، بلکه میتواند به یک بحران منطقهای جدید، تشدید تنش با رقبا و بیثباتی در خود ایالات متحده بینجامد.
