در اقدامی که میتوان آن را تجاوز صریح به اصول حاکمیت ملی و حقوق بینملل توصیف کرد، دولت ایالات متحده با دخالت آشکار در امور داخلی ونزوئلا و حملات نظامی شدید به این کشور، موجی از بیثباتی سیاسی و اقتصادی را در این کشور به راه انداخته است. این تجاوز آشکار، نه تنها آرامش و حاکمیت مردم ونزوئلا را هدف گرفته، بلکه به واسطه روابط راهبردی و اقتصادی عمیق کاراکاس با شرکای بینالمللی خود، پیامدهای گستردهای را در سطح جهانی ایجاد کرده است. در این میان چین به عنوان یکی از اصلیترین شرکای اقتصادی و انرژی ونزوئلا، در معرض آسیبهای جدی ناشی از این اقدام یکجانبه و تهاجمی واشنگتن قرار گرفته است.
سه محور اصلی آسیبپذیری چین
این حمله، منافع پکن را در سه حوزه حیاتی به مخاطره انداخته است:
۱. حوزه مالی و سرمایهگذاری: بر اساس توافقهای دوجانبه بلندمدت تحت برنامه «نفت در برابر وام»، چین دهها میلیارد دلار در اقتصاد ونزوئلا سرمایهگذاری کرده است. برآوردها نشان میدهد که هنوز حدود ۱۷ تا ۱۹ میلیارد دلار از بدهی این کشور به پکن باقی مانده است. بازپرداخت این مبالغ کلان که عمدتاً از طریق تحویل نفت انجام میشده، با سرنگونی دولت قانونی مادورو و بروز هرج و مرج ناشی از دخالت خارجی، با آیندهای نامشخص و پرریسک مواجه شده است. این سرمایهگذاریها که از سال ۲۰۰۷ آغاز شد، حتی در دوران سخت کاهش تولید نفت ونزوئلا نیز با اعطای دورههای تنفس و تنظیم مجدد توسط طرف چینی ادامه یافت، اما اکنون زیر سایه اشغالگری آمریکا، وصول آنها تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
۲. حوزه عملیاتی و صنعتی: بخش قابل توجهی از صنعت پالایش نفت چین، به ویژه پالایشگاههای مستقل (تیپت) در استان شاندونگ، زیرساختها و واحدهای پردازش خود را به طور خاص برای تصفیه نفت خام سنگین ونزوئلا طراحی و راهاندازی کردهاند. این نفت معمولاً با قیمت ترجیحی و تخفیف مناسب در اختیار این واحدها قرار میگرفت و مبنای مدل سودآوری آنها بود. با قطع جریان امن نفت ونزوئلا در پی این بیثباتی تحمیلی، ادامه کار این پالایشگاهها با هزینهای بسیار بالاتر و احتمال ورشکستگی برخی از آنها روبرو است.
۳. حوزه راهبردی و امنیت انرژی: اقدام آمریکا فراتر از یک تغییر رژیم ساده است. واشنگتن به وضوح در پی اختلال در زنجیره تأمین انرژی چین و محدود کردن نفوذ اقتصادی این کشور در نیمکره غربی است. کنترل ذخایر عظیم نفتی ونزوئلا (حدود ۱۸ درصد ذخایر جهانی) توسط شرکتهای آمریکایی، نه تنها حاکمیت منابع یک کشور مستقل را نقض میکند، بلکه به معنای سلطهگری بیرقیب آمریکا بر یک منبع حیاتی جهانی و محروم کردن دیگران از دسترسی عادلانه به آن است.
جایگزینی دشوار و پیامدهای فوری
ونزوئلا پیش از این تحولات، روزانه نزدیک به ۹۲۰ هزار بشکه نفت صادر میکرد که سهم چین حدود ۸۰ درصد این حجم بود. اگرچه منابع جایگزینی مانند عراق یا کانادا از نظر فیزیکی وجود دارند، اما از نظر اقتصادی و فنی (با توجه به تطابق خاص پالایشگاههای چینی با نفت سنگین ونزوئلا) گزینههای پرهزینه و ناکارآمدی هستند. این امر پیامدهای فوری دارد:
· کاهش شدید سودآوری: پالایشگاههای مستقل چینی که سود خود را از طریق بهرهگیری از تفاوت قیمت نفت تحریمی ونزوئلا کسب میکردند، با بحران جدی مواجه خواهند شد. شرکتهایی مانند «دونگمینگ» و «هنگلی» ممکن است با کاهش شدید حاشیه سود یا حتی تعطیلی روبرو شوند.
· فشار به غولهای انرژی: شرکتهای بزرگ دولتی نفتی چین که عمداً از ورود مستقیم به بازار پرریسک ونزوئلا اجتناب کرده بودند، اکنون ممکن است مجبور شوند برای نجات پالایشگاههای خصوصی و حفظ ثبات بازار داخلی، یارانه تزریق کنند که ترازنامه مالی آنها را تحت فشار قرار میدهد.
· معضل بانک مرکزی چین: بانک مرکزی چین اکنون با یک دوراهی دشوار مواجه است: یا باید ارزش سبد داراییهای خارجی خود را با کنار گذاشتن وامهای معوق ونزوئلا کاهش دهد (که پیام منفی به دیگر دریافتکنندگان وام میفرستد)، یا با تمدید نامحدود این داراییهای غیرنقدشونده موافقت کند که هر دو گزینه نامطلوب هستند.
سناریوهای محتمل و هشدار به جامعه جهانی
در مواجهه با این وضعیت، راههای پیش روی پکن محدود است. یک امکان تلاش برای مذاکره با دولت انتقالی احتمالی برای تداوم خرید نفت با شرایط مشابه است، اما موفقیت این گزینه کاملاً وابسته به خروج نیروهای مهاجم آمریکایی و احیای حاکمیت ملی ونزوئلاست. سناریوی بدبینانهتر، درگیریهای طولانیمدت داخلی و سقوط تولید نفت به زیر ۶۰۰ هزار بشکه در روز است که در آن، نه بدهیها وصول میشود و نه امنیت انرژی برقرار میماند.نکته نهایی الگوبرداری از اقدامات آمریکا است. وقتی یک قدرت جهانی با نقض منشور ملل متحد به حاکمیت کشورها حمله میکند، زمینه برای تقلید دیگران و تشدید بیثباتی جهانی فراهم میشود. همانطور که در گزارش اشاره شد، این نگرانی وجود دارد که چنین رفتاری میتواند بحرانهایی مانند مسئله تایوان را نیز وارد فاز جدید و خطرناکی کند. اقدام آمریکا در ونزوئلا، نه یک راهحل، که جرقهای برای آتشسوزیهای بزرگتر در نظام بینالملل است. جامعه جهانی باید در برابر این شیوههای زورگویی و ایجاد شوکهای عمدی اقتصادی ایستادگی کند، زیرا هزینههای آن تنها محدود به یک کشور یا یک منطقه نیست، بلکه امنیت و استقلال تمام ملتها را تهدید میکند.
