نوسانات بازار ارز در روز دوشنبه، تعدادی از کسبه بازار تهران، چارسو و پاساژ علاءالدین را به بهانه اعتراض به خیابان کشاند. در این میان عکسی در فضای مجازی بهاصطلاح اهل فن وایرال شد که معترضی را در حالت نشسته در برابر نیروی انتظامی نشان میداد؛ سناریویی دقیق برای بازتولید مفاهیم پُرتکرار بلوای «زن، زندگی، آزادی» در زمستان 1401. بهمرور سلبریتیهای داخلی از بازیگر گرفته تا فوتبالیست و مجری سابق برنامه فوتبالی تلویزیون به میدان نظم نمادین آمدند و هریک در ژانر یا بهتر است بگوییم صنعت نان و آبدار مخالفت نیت خود در مواجهه با ساختار رسمی کشور را بهصورت واضح و روشن، آنهم برای مرتبه چندم در این سالها نشان دادند. منفعت مادی و معنویای که این جماعت تاکنون از نابرابریهای موجود اقتصادی به دست آوردهاند حتی قابل مقایسه با دهکهای بالای درآمدی هم نیست که بتوان آنها را در موضعی مشخص نسبت به اوضاع قرار داده و باعث شد تا مخاطب، سلبریتی را در کنار خودش احساس کند!
اعتراض حق اوّل و آخر مردم است و اتفاقا این انقلاب اسلامی بود که این حق را با خون برای جامعه ایران به ارمغان آورد، اما وقتی بازیگر، فوتبالیست و… کارکرد اصلی خویش را بهواسطه حضور در زمین خطرناک سیاست و فعالیتهای انتخاباتی از دست دادند، عرصه مقاومت و اعتراض را با انجام یک شوی تاریخمصرفدار و لوس تاخت زدهاند، بهطوریکه نمیتوان در هیچ حرکت درست یا نادرستی ردپایی از آنها مشاهده نکرد. نظام جمهوری اسلامی از بدو تاسیس نسبتی با سلبریتیگرایی و فرهنگ شهرت نداشت، زیرا عهد کرده بود که در اجرای عدالت قاطع و سریع عمل کند و زبان اراده را به میلورزی و فرهنگ مصرفگرایی ترجیح دهد. سلبریتی و شُهرههای شهر تنها به اراده زبان خویش نیست که وارد عرصه سیاست میشوند، بلکه آنها توسط بعضی از سیاسیون غربگرا به کار گرفته میشوند تا در وقت مقتضی ماموریت خویش را به نفع آنان انجام دهند.
در قضایای مربوط به اعتراضات صنفی-معیشتی بازار تهران کسانی مدعی دفاع از مردم هستند که از صدر تا ذیل زندگیشان هیچ نسبتی با وضعیت اقتصادی جمیع ایرانیان ندارد و در جزیرهای جدا افتاده روزگار میگذرانند، برای راستیآزمایی و صحتسنجی لازم نیست جای دوری برویم، بلکه میتوانیم با رجوع به آثاری که این افراد در این سالها ساخته یا بازی کردهاند نگاه بیندازیم تا دم خروسشان از پَس پرده بیرون بیفتد. برای مثال وقتی به فیلمهای بهاصطلاح اجتماعی دهه نَوَد و چهار سال نخست قرن جدید شمسی رجوع میکنیم چیزی جُز لاتگرافی نمیبینیم که نشانی از پائین شهر محبوب این افراد داشته باشد! آنها خشونت و عصبیت را ذاتی مردم مناطق جنوب شهر میدانند و در عین حال در پُستها و استوریهایش خود را حامی این شهروندان جا میزنند.
این طناب پوسیده و این حنای رنگورورفته شاید به درد مصرف رسانهای بخورد و تعداد دنبالکنندههای مجازی سلبریتیها را زیاد کند، ولی تصویری که آنها از ایران و مردمش بازتاب میدهند، به درد انقلابشان نخواهد خورد چون هیچ دال مرکزی رهاییبخشی آنها را به سمت جلو حرکت نمیدهد. البته بیان این نکته ضروری است که درد و رنج مردم برای سلبریتیجماعت اگر نان نداشته باشد، حتما آب دارد، چون باعث میشود در کانون دید رسانهها قرار بگیرند و بدین واسطه توانایی خود برای گرفتن پروژههای مالی در راستای صنعت مخالفت را به رخ بکشند./نوبنیاد
