ایالات متحده آمریکا و اسرائیل در ماههای پیش از حمله به تاسیسات هستهای ایران، یک عملیات اطلاعاتی گمراهکننده را به اجرا گذاشتند تا احساس امنیت کاذبی در تهران ایجاد کنند و برنامهریزیهای خود را پنهان نگاه دارند.مقامات آمریکایی و اسرائیلی عمداً اطلاعاتی را به رسانهها درز دادند که حاکی از «تیرگی روابط» و «اختلاف» میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بود. این گزارشها القا میکرد که دو متحد بر سر چگونگی برخورد با ایران دچار شکاف شدهاند. یک منبع آگاه به واشنگتنپست گفت: «تمام گزارشهایی که درباره ناهماهنگی نتانیاهو با ترامپ… منتشر شد، نادرست بود. اما همین تصور عمومی کمک کرد برنامهریزیها بدون جلب توجه پیش برود.»
در حالی که رسانههایی مانند والاستریت ژورنال و اکسیوس از عدم مشارکت مستقیم آمریکا در هرگونه حمله خبر میدادند، واشنگتن به طور کامل از تصمیم و برنامهریزی اسرائیل آگاه بود. گزارشها حاکی از آن است که دولت ترامپ تحت تأثیر طرحهای عملیاتی اسرائیل قرار گرفته و دو طرف درباره جزئیات حمله رایزنی کرده بودند. این هماهنگی زمانی آشکار شد که اسرائیل در ۱۳ ژوئن با استفاده از جنگندههای اف-۳۵ و اف-۱۶ آمریکایی -که استفاده از آنها مستلزم تأیید واشنگتن بود- به ایران حمله کرد. این حمله تنها دو روز پیش از دور ششم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا صورت گرفت.پیش از حمله نهایی، آمریکا یک اولتیماتوم محدودکننده و نهایی به ایران ارائه داد که شامل دو شرط اساسی بود:
۱. توقف کامل حمایت مالی تهران از گروههایی مانند حزبالله، حوثیها و حماس.
۲. جایگزینی تاسیسات غنیسازی -از جمله سایت فردو- با مراکزی که امکان غنیسازی اورانیوم در آنها وجود نداشته باشد.
در ازای این شرایط، آمریکا وعده رفع کامل تحریمها را داد. این پیشنهاد که پیشتر نیز از سوی ایران رد شده بود، به عنوان آخرین گزینه دیپلماتیک مطرح شد. پس از رد آن، آمریکا در ۲۲ ژوئن به طور مستقیم به تاسیسات هستهای ایران حمله کرد.
این گزارش نشان میدهد که «جنگ زرگری» رسانهای بخشی از یک استراتژی حسابشده برای فریب ایران و خرید زمان برای برنامهریزی عملیات نظامی بوده است. در حالی که فضای عمومی پر از اخبار اختلاف میان واشنگتن و تلآویو بود، این دو کشور در خفا همکاری نزدیکی داشتند. این عملیات منجر به دو حمله جداگانه -از سوی اسرائیل و سپس آمریکا- شد و نشان داد که اطلاعرسانی و نشت اخبار به رسانهها میتواند به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و انحراف توجه در مناقشات بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد. موفقیت این فریب، بنبست عمیق در روابط و فقدان اعتماد میان طرفین را برجسته میکند.
