ناصر نوبری، سفیر اسبق ایران در اتحاد جماهیر شوروی در مصاحبه با روزنامه شرق، به آسیبشناسی سه دهه استراتژی اعتمادسازی ظریف در قبال غرب و سازمانهای بینالمللی پرداخت و ضمن آن روایتی از پاسخ تحقیرآمیز انگلیس به مطالبه دولت اصلاحات برای فعالیت یک سانتریفیوژ را بیان کرد.
نوبری با اشاره به حضور خود در وزارت خارجه در دوره خرازی گفت: اواخر دهه 70 آقای ظریف که معاون بینالملل بود، استراتژیای با عنوان «استراتژی اعتمادسازی» نوشتند. خلاصه این استراتژی این بود که ابتدا هر آنچه را که سازمانهای خلع سلاحی هستهای و… میخواهند، تمکین و اجرا کنیم تا اعتمادشان جلب شود. وقتی هر آنچه آنها خواستند ما انجام دادیم، آنها به ما اعتماد پیدا میکنند و سپس ما را مجاز میکنند تا آنچه میخواهیم، انجام دهیم.
وی افزود: همان زمان گفتیم که این استراتژی درواقع «معامله نقد با نسیه است»؛ دیدگاه ما این بود که طرف اصلی مقابل ما سازمانهای شیک و خوشآبورنگ به نام آژانس و انپیتی و دیگر سازمانهای خلع سلاحی نیستند، بلکه عمق اصلی آنها قدرتهای بزرگ هستند. سازمان یک شکل است. دیدگاه ما این بود که پشت تمام این سازمانهای بینالمللی که آراسته شدهاند، درواقع قدرتهای بزرگ و ابرقدرتها هستند.
به گفته نوبری، برای قدرتهای بزرگ، منافع ملیشان اصل است، نه آن چارتها و مقررات و نُرمهای بینالمللی اما متأسفانه، آقای ظریف و تیماش به طور جدی آن نرمهای بینالمللی را اصل میدانستند و معتقد بودند غیرممکن است کشوری بتواند آن نرمها را زیر پا بگذارد.
او در ادامه به پرونده هستهای ایران اشاره کرد و گفت: با شروع بحران هستهای، استراتژی اعتمادسازی آقای ظریف را اجرا کردند و هر آنچه طرف مقابل خواست (پلمب، تعلیق و….) انجام شد و در نهایت، حتی یک سانتریفیوژ هم اجازه ندادند بچرخد. آقای خرازی به وزیر خارجه وقت انگلیس التماس کرد که حداقل یک سانتریفیوژ اجازه دهید، اما او در خاطراتش مینویسد که از داخل توالت قطار پاسخ منفی داد.
به گفته نوبری، استراتژی اعتمادسازی ظریف مانند سرطان تمام پیکر دیپلماسی ایران را گرفته است، این آفت با شیمیدرمانی از دیپلماسی ایران باید زدوده شود. حتی مذاکرات با ویتکاف براساس همان استراتژی اعتمادسازی بود. تا ریشه این آفت در کشور خشک نشود، ایران همواره در بحران خواهد ماند.
