مقدمات سفر قریبالوقوع بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی، به ایالات متحده در بیست و نهم این ماه، دیگر محدود به برنامهریزی یا هماهنگی لجستیکی نیست. آنها عملاً وارد مرحلهای از مذاکرات فشرده در مورد مواضع و نتایج استراتژیک شدهاند. در این راستا، گزارشهای متعددی در رسانههای عبری به بررسی مسائل موجود در دستور کار این سفر پرداختهاند، از جمله: شرایط انتقال به مرحله دوم در غزه، به ویژه در مورد حضور نیروهای بینالمللی در نوار غزه – که اسرائیل آن را به ضمانتهای امنیتی الزامآور مرتبط میداند؛ موضعگیری در مورد حملات هوایی مداوم در سوریه؛ ارزیابیهای تهدید ایران، که تا آنجا پیش رفته است که شامل بررسی گزینههای نظامی پیشنهادی اسرائیل نیز میشود؛ و تعریف محدودیتهای مداخله در لبنان مطابق با پارامترهای مجاز آمریکایی، و همچنین پتانسیل تشدید تنش در آنجا.
این گزارشها به وضوح با هدف ترسیم تصویری جامع از تهدیدها از دیدگاه اسرائیل، تعریف آنچه که آن را “خط قرمز” میداند و آنچه را که نمیتواند تحمل کند یا از آن عبور کند، هدف قرار گرفتهاند. از جمله مظاهر این «رویکرد مذاکره علنی»، اظهاراتی است که مستقیماً توسط مقامات ارشد اسرائیلی بیان شده است، که شاید مهمترین آنها تهدید مستقیم ایال زمیر، رئیس ستاد کل، به ایران در صورت عبور از «خطوط قرمز» باشد که به افزایش سرعت تولید موشک و پهپاد اشاره دارد. اظهارات زمیر همزمان با انبوهی از افشاگریهای منتسب به مقامات سرویسهای امنیتی، دفتر نخست وزیر و وزارت امور خارجه بود که زمانبندی آنها نشان میدهد انتشار آنها عمدی و هدفمند بوده و هدف آن ارسال پیامی به طرف آمریکایی قبل از ورود به مذاکرات پشت درهای بسته بوده است.
در مقابل، مقامات آمریکایی، از جمله افراد نزدیک به تیم ترامپ، اظهاراتی مبنی بر اولویت پیشبرد طرح بازسازی غزه، لزوم مشارکت کشورهایی مانند ترکیه و قطر در آن و مرتبط کردن هرگونه حمایت آمریکا در سایر مسائل، مانند ایران یا سوریه، با دستیابی به پیشرفت ملموس در نوار غزه، بیان کردهاند. در حالی که ترامپ اظهار داشت که درخواست این سفر از سوی نتانیاهو مطرح شده و جزئیات آن هنوز نهایی نشده است، این اظهارات حاوی پیامی ضمنی در مورد لزوم پیشبرد مسائل معوقه مطابق با دیدگاه آمریکا، حتی قبل از خود سفر، بود. در واقع، مذاکرات بین دو طرف در سه سطح موازی در حال انجام است: جلسات فنی بین نمایندگان آژانسهای امنیتی و دیپلماتیک؛ افشاگریهای منتسب به منابع هر دو طرف؛ و اقدامات میدانی، به رهبری تشدید حملات در سوریه برای نشان دادن برتری در آن عرصه، و افزایش جریان اطلاعات در مورد ایران. هماهنگی همه این مسائل تأیید میکند که هر دو طرف متوجه هستند که نتایج جلسه در فلوریدا باید قبل از سوار شدن نتانیاهو به هواپیما به آمریکا نهایی شود.
در دو روز گذشته، گفتمان امنیتی و رسانهای اسرائیل شاهد تمرکز استثنایی بر ایران بوده است، که دیگر محدود به هشدارها در مورد از سرگیری فعالیتهای هستهای ایران نیست، بلکه به صحبتهای صریح در مورد جنگ اجتنابناپذیر آینده نیز کشیده شده است. برخی گزارشها حتی حاکی از آن است که «زمان در حال گذر است» و «جنگ بعدی از قبل نوشته شده است»، که به آمادگیهای عملی ارتش اسرائیل اشاره دارد: از بازسازی بانک اهداف خود و توسعه سناریوهای متعدد گرفته تا اتخاذ اصل تهاجم به عنوان مؤثرترین وسیله دفاعی، با توجه به این دیدگاه غالب که «اسرائیل در تهاجم بیشتر از دفاع برتری دارد».
در این زمینه، سه سناریوی عملیاتی مورد بحث قرار گرفته است: حمله یکجانبه اسرائیل، عملیات مشترک با ایالات متحده، یا حمله تمام عیار آمریکا، مشابه حمله اخیر در سوریه علیه داعش. به گفته منابع عبری، تصمیم نهایی به نتیجه سفر نتانیاهو به فلوریدا بستگی دارد، جایی که انتظار میرود او «چراغ سبز» ترامپ را برای شروع عملیات جویا شود و حتی ممکن است سعی کند ارتش آمریکا را نیز درگیر کند. طبق اطلاعات فاش شده، نتانیاهو به ترامپ تأکید خواهد کرد که ایران دیگر صرفاً در حال تقویت قابلیتهای تهدیدآمیز خود نیست، بلکه وارد مرحله «آزمایش میدانی» شده است. این شامل تغییرات در سایتهای پرتاب پهپاد، آزمایش سیستمهای راداری و پدافند هوایی جدید و حرکات غیرمعمول واحدهای سپاه پاسداران است که همه آنها توسط اطلاعات شناسایی و تأیید شدهاند. اسرائیل این حرکات را به عنوان یک علامت هشدار در مراکز فرماندهی نظامی خود تلقی کرده است.
شایان ذکر است که این نوع لفاظی دیگر محدود به محافل سیاسی نیست، بلکه به گفتمان مستقیم نظامی تبدیل شده است. ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش، تأیید کرد که «دست ارتش دراز است» و «به هر کجا که لازم باشد، در جبهههای نزدیک و دور، حمله خواهد کرد»، که نشان میدهد «جنگ طولانی در تاریخ اسرائیل، در اصل، حول محور ایران میچرخد.» علاوه بر این، گزارش دیگری نشان داد که زامیر با برد کوپر، فرمانده سنتکام، نگرانیهای جدی خود را در مورد اینکه رزمایشهای اخیر ایران ممکن است پوششی برای یک عملیات تهاجمی باشد، مورد بحث قرار داده است. اگرچه اطلاعات ایالات متحده – حداقل فعلاً – نشانههایی از یک حمله قریبالوقوع نمیبیند، منابع اسرائیلی اصرار دارند که «احتمال تشدید درگیری کمتر از 50 درصد نیست»، طبق اطلاعات فاش شدهای که دیروز در روزنامه معاریو منتشر شد، و تأکید کردند که هدف دیگر مهار ایران نیست، بلکه «تغییر توازن قدرت در منطقه قبل از اینکه خیلی دیر شود» است.
در هر صورت، سفر نتانیاهو مطمئناً به هماهنگی بین دو طرف در مورد یک موضوع واحد کمک نمیکند، بلکه نقطه عطفی برای تعیین «قوانین تعامل برای آینده»، چه در غزه، لبنان، سوریه یا ایران، و تعیین میزان حمایت مورد انتظار آمریکا در هر یک از این عرصهها است.
