پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط مسلمانان و اسرائیل، ضمیمه فرهنگی نیز دارد و سالهاست دستگاه رسانهای و فرهنگی دشمن در این زمینه کار میکند. با این حال کسی انتظار ندارد در شرایط کنونی و آن هم در ایران، در یک نمایش تئاتر اسرائیل سفیدشویی شود. تئاتر، پیش از آن که صرفاً نمایشی از تکنیکهای بازیگری باشد، باید بازتاب دردهای معاصر یک ملت باشد. اما گاهی برخی آثار، درست در میانه میدان، تیشه به ریشه حقیقت میزنند. نمایش «آتشسوزیها» از آن دست کارهایی است که با نقاب هنری، به شکلی کاملاً جهتدار و مشکوک، مشغول شستوشوی حافظه تاریخی مخاطب است.
در حالی که سراسر غرب آسیا، از غزه تا ضاحیه لبنان، در آتش کینهتوزیِ رژیمِ منحوسِ صهیونیستی و حامیان آمریکاییاش میسوزد، این نمایش با ظرافتی بدخواهانه، اصلیترین متهمِ این فجایع را از قاب تصویر حذف کرده است. نویسنده با مهندسی روایتی که ارائه میدهد، چنان تصویر کریه و سیاهی از ساکنان این منطقه ترسیم میکند که گویی تمام بدبختیها، حاصلِ خوی وحشی، سنتهای عقبمانده و ذات خراب خود این مردم است. وقتی هنرمند، علت رنجِ یک ملت را در «فرهنگ و طینت مردم» جستوجو کند و نه در «اشغالگری دشمن بیرونی»، عملاً به پیادهنظام فرهنگی استکبار تبدیل شده است.
این رویکرد، فراتر از یک انتخابِ هنری، در واقع پیشزمینهسازی برای پروژههایِ سیاسیِ خائنانهای همچون «پیمان ابراهیم» است؛ پروژهای که دشمن با تمام توان دنبال میکند تا اسرائیل را به عنوان یک همسایه دوست در منطقه تثبیت کند و همزمان، ملتهای مقاوم را تحقیر نماید. وقتی به تماشاگر القا شود که این مردم لیاقت سعادت ندارند و غرق در جنون و جهالتاند، مقاومت در برابرِ متجاوز معنایش را از دست میدهد. این تئاتر میخواهد به ما بگوید: «اگر خاورمیانه میسوزد، تقصیرِ خودتان است، نه اسرائیل!»
روی صحنه بردنِ چنین نمایشی در قلبِ تهران، آن هم در شرایطی که خونِ پاک مظلومان منطقه توسط صهیونیستها بر زمین ریخته میشود، یک خیانت فرهنگی است. هنری که دست دشمن را پنهان کند و انگشت اتهام را به سوی خودیها بگیرد، چیزی جز نفوذ نرم دشمن در فرهنگ ما نیست.
