اگر خیال کرده بودند با ترور رهبر شهید انقلاب میتوانند پرونده مقاومت را ببندند و با حذف یک فرمانده، اراده یک ملت را از میان ببرند، حالا نشانههای اضطراب و وحشت در اردوگاه دشمن چیز دیگری میگوید. انتشار گزارشهایی درباره تهدید مستقیم خانواده رئیسجمهور آمریکا و همزمان آشکار شدن نشانههایی از هراس در سرزمینهای اشغالی، نشان میدهد کسانی که روزی با زبان تهدید سخن میگفتند، امروز خود را در محاصره کابوس ناامنی میبینند.
چند هفته پیش ویدئویی با عنوان «ملانیا را کجا بکشیم؟» منتشر شد که با استفاده از تصاویر و اطلاعات عمومی، مکانهای رفتوآمد ملانیا ترامپ در نیویورک را مورد اشاره قرار داده بود. این ویدئو با واکنش سرویس مخفی آمریکا مواجه شد و گزارشهایی از آغاز تحقیقات درباره آن منتشر شد. پس از آن نیز غیبت طولانی ملانیا از انظار عمومی توجه رسانههای آمریکایی را برانگیخت؛ او در هیچ برنامه عمومی دیده نشد و سرانجام پس از ۳۲ روز در باغ رز کاخ سفید ظاهر شد و با کنایه گفت: «شنیدم دلتان برایم تنگ شده است»!
حالا ماجرای بارون ترامپ، پسر ۲۰ ساله رئیسجمهور آمریکا، ابعاد تازهای به این فضای امنیتی داده است. نیویورکپست گزارش داده ویدئویی سهدقیقهای با عنوان «بارون ترامپ را کجا بکشیم؟» پخش شده است و در آن رفتوآمدهای او به تصویر کشیده شده است. این گزارش همچنین از تعیین جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای کشتن او خبر داده است. نیوزمکس نیز مدعی شده سرویس مخفی آمریکا این تهدید را بررسی میکند.
اما ماجرا تنها به خانواده ترامپ محدود نمانده است. بر اساس گزارش نیوزمکس، یائیر نتانیاهو، پسر ۳۵ ساله نخستوزیر رژیم صهیونیستی، پس از آنکه مقامهای اسرائیلی از طرحی برای هدف قرار دادن او در فلوریدا مطلع شدند، بهسرعت آمریکا را ترک کرده و به سرزمینهای اشغالی بازگشته است. این گزارش به نقل از منابع خود مدعی شده عوامل ایرانی احتمالی محل اقامت و رفتوآمد او را زیر نظر داشتهاند. انتشار چنین گزارشی نیز گویای عمق نگرانیهای امنیتی در اطراف خانواده نتانیاهو است.
از سوی دیگر، در پی انتشار ویدئوی مربوط به بارون ترامپ، رسانههای آمریکایی از جمله سیبیان نیوز با راهاندازی فراخوانی از حامیان ترامپ خواستهاند برای حفاظت از او دعا کنند.
همه اینها را باید در کنار تهدیدهای پیشین علیه دونالد ترامپ و خانواده او و همچنین انتشار تصاویر شلیک ناگهانی یکی از محافظان بنیامین نتانیاهو در جریان حرکت کاروان او در تلآویو دید. پیام روشن است. ترور و جنایت، آنگونه که قاتلان تصور میکردند، خیابانی یکطرفه نیست که فقط آنها بتوانند در آن حرکت کنند.
قاتلان رهبر شهید باید بدانند شهادت، پایان راه نیست؛ آغاز یک مطالبه تاریخی است. آنها شاید تصور کرده باشند با یک جنایت آسوده خواهند خوابید، اما از این پس هر تهدید، هر شکاف امنیتی و هر صدای مشکوک میتواند خواب را از چشمشان بگیرد. مرگ آسوده، وعدهای نیست که قاتلان بتوانند روی آن حساب کنند.
