توقیف برنامه مبتذل «درجام» نه پایان ماجراست و نه حتی لزوماً یک مجازات بازدارنده. در وضعیتی که برخی تولیدکنندگان نمایشخانگی فهمیدهاند توقیف، خودش میتواند بهترین ابزار تبلیغاتی باشد، این مدل برخورد عملاً به جای خشکاندن ریشه ابتذال، به آن خوراک تبلیغاتی میدهد. یک برنامه توقیف میشود، کلیپهای جنجالیاش دوباره در فضای مجازی میچرخد، نامش ترند میشود و بخشی از مخاطبانی که اساساً آن را نمیشناختند، کنجکاو میشوند ببینند چه چیزی گفته یا نشان داده شده که توقیفش کردهاند. یعنی همان تخلفی که باید هزینه داشته باشد، تبدیل به سرمایه تبلیغاتی میشود.
چرخه ابتذال را متوقف کنید!
مدتی است اغلب برنامههای نمایشخانگی ظاهراً یک نسخه ساده برای مخاطبگیری کشف کردهاند: هرچه رکیکتر، جنسیتر و بیپرواتر، وایرالتر! شوخیهای جنسی، دیالوگهای سخیف، کنایههای مبتذل و طراحی موقعیتهایی که اساساً هدفشان شکار کلیپ چندثانیهای برای شبکههای اجتماعی است. حتی گاهی بازیگر زن متأهل را مقابل دوربین در موقعیتهایی قرار میدهند که بیش از آنکه نسبتی با طنز داشته باشد، شبیه یک حراج حیثیت برای چند دقیقه توجه بیشتر است.
اسم این کار را هرچه میخواهید بگذارید؛ طنز، جسارت یا خلاقیت؛ اما ماهیت آن را نیمتوان پنهان کرد. ماهیت اینگونه برنامهها همان منطق پورنوگرافی غرب است که در اینجا با پوشش خجالتزدهتری خود را عرضه میکند. درواقع اینجا مسئله، ابتذال سازمانیافته برای جذب مخاطب است که به وسیله بحران جنسیت و فقدان نظارت هرگونه که بخواهد جولان میدهد.
بدتر آنکه ظاهراً برخی عوامل به یک محاسبه روشن رسیدهاند: تخلف میکنیم، دیده میشویم، وایرال میشویم، اعتراض میشود، شاید تذکر بگیریم، نهایتاً هم توقیف میشویم؛ اما همین توقیف دوباره ناممان را سر زبانها میاندازد. چنین معادلهای، تخلف را از ریسک به سرمایهگذاری تبدیل میکند.
پس باید این معادله را بههم زد!
اگر برنامهای عمداً و پس از تذکر و تعهد، دوباره همان مسیر را ادامه میدهد، دیگر نمیتوان با یک اخطار و توقیف صوری سر و ته ماجرا را هم آورد. در مواردی که رفتار صورتگرفته واجد وصف قانونی است، باید علیه عوامل مسئول اعلام جرم شود و پرونده قضایی تشکیل شود. هزینه تخلف باید آنقدر واقعی باشد که هیچ تهیهکنندهای نتواند آن را در جدول هزینههای تبلیغات خود محاسبه کند.
نمایشخانگی قرار نیست به آزمایشگاه بیقیدی فرهنگی تبدیل شود؛ جایی که هر بار برای جذب چند کلیک و چند بازدید، یک مرز تازه را امتحان کنند و بعد هم با ژست هنر و کمدی از زیر بار مسئولیت فرار کنند.
اگر نظارت فقط به توقیف پس از وایرالشدن محدود باشد، این چرخه ادامه پیدا میکند. برخورد باید پیشگیرانه، سریع، حقوقی و هزینهزا باشد. وگرنه فردا همین جماعت برای وایرالشدن، چیزی رکیکتر و بیشرمانهتر روی میز خواهند گذاشت؛ چون تجربه به آنها یاد داده که در این میدان، حتی توقیف هم میتواند جایزه باشد.
