سخنان اخیر محسن رضایی دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی نشانهای از تغییر نگاه در عالیترین سطح تصمیمسازی امنیتی کشور است. تأکید بر اصلاح رفتار دیپلماتیک پس از بدعهدیهای مکرر آمریکا و اذعان به تغییر شرایط ایران پس از جنگهای اخیر، یعنی تجربه تلخ اعتماد به تفاهمهای بیضمانت، از جمله تفاهم اسلامآباد، ظاهراً در حال تبدیل شدن به یک درس راهبردی برای سیاست خارجی است.
مسئله اصلی در سخنان محسن رضایی، نه تغییر افراد، بلکه تغییر محاسبه است. اگر شورای عالی امنیت ملی قرار است پس از تجربه چندین دور مذاکره، بدعهدی آمریکا و سه مرحله درگیری ۱۲ روزه، ۳۹ روزه و نبرد ۱۷ روزه بر سر هرمز، همچنان با همان مختصات گذشته تصمیمگیری کند، اساساً معنای «تجربه» چیست؟ آنچه اکنون ضرورت دارد، عبور از دیپلماسی مبتنی بر خوشبینی سیاسی و بازگشت به دیپلماسی مبتنی بر هزینه، تضمین و بازدارندگی است.
رضایی صریحاً از «اصلاح» در رفتار دیپلماتیک سخن گفته است. این تعبیر مهمتر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر میرسد. تفاهم اسلامآباد، در صورتی که بدون تضمین اجرایی و بدون درنظرگرفتن سابقه بدعهدی طرف آمریکایی طراحی شده باشد، باید نه یک دستاورد دیپلماتیک، بلکه یک تجربه راهبردی تلقی شود.
نکته دوم و حتی مهمتر، هشدار رضایی درباره پیامدهای حمله آمریکا برای رژیم منع اشاعه هستهای است. اگر کشوری عضو NPT باشد، با آژانس همکاری کند، فعالیتهایش زیر نظارت گسترده قرار گیرد و حتی برای توافقی مانند برجام محدودیتهای سنگین بپذیرد، اما نهایتاً هدف حمله نظامی قرار گیرد، پیام این رفتار برای سایر کشورها روشن است: صرف عضویت در رژیم عدم اشاعه، تضمینکننده امنیت نیست.
اینجاست که رفتار آمریکا میتواند دقیقاً نتیجه معکوس ادعای خود را تولید کند. واشنگتن مدعی است برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اقدام کرده، اما حمله به کشوری که عضو NPT و تحت نظارت آژانس بوده، این پرسش را در جهان تقویت میکند که اگر تعهد و همکاری امنیت نمیآورد، پس چه چیزی میآورد؟ به تعبیر رضایی، همین تناقض میتواند اشتیاق به بمب اتم را افزایش دهد.
در این میان، اعتبار آژانس نیز آسیب دیده است؛ زیرا اگر نظارتهای گسترده نتواند مانع حمله به یک عضو متعهد شود، طبیعی است که اعتماد کشورها به کارآمدی سازوکارهای موجود کاهش یابد. بنابراین اصلاح راهبرد امنیت ملی ایران باید بر یک واقعیت ساده بنا شود: دیپلماسی زمانی مؤثر است که پشتوانه قدرت داشته باشد. تجربه اخیر نشان داد اعتماد بدون تضمین، تفاهم بدون ضمانت و مذاکره بدون محاسبه هزینه طرف مقابل، نه امنیت میسازد و نه منافع ملی را تأمین میکند.
