روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: یکشنبه، 01 شهریور 1405
ساعت: ۱۰:۴۸
کد خبر: 14624
بین الملل

پاس گل به ترامپ

image 2026 08 22 17 45 30 e1787469576144

جنگ فقط با موشک و پهپاد و میدان نظامی پیش نمی‌رود؛ بخشی از نبرد، جنگ روایت‌ها و تصویرسازی از قدرت و ضعف کشور است. در چنین میدان حساسی، هر سخن نسنجیده یک مسئول می‌تواند به ماده خام عملیات روانی دشمن تبدیل شود. آنچه امروز درباره برخی مواضع مسعود پزشکیان و دیگر دولتمردان دیده می‌شود، دقیقاً از همین جنس است؛ سخنانی که دشمن از آنها برای القای شکست ایران بهره می‌گیرد.

یکی از مهم‌ترین ابزارهای ترامپ برای پیشبرد جنگ روانی سنگین علیه ایران، نه فقط تهدیدهای آمریکا، بلکه برخی مواضع داخلی است؛ مواضعی که می‌تواند تصویری متفاوت از واقعیت میدان به افکار عمومی جهان مخابره کند. ترامپ در جریان جنگ 40 روزه و پس از آن، بارها کوشیده است با استناد به سخنان مقام‌های ایرانی به خصوص مسعود پزشکیان، روایت خود از پیروزی، فشار و ضعف ایران را معتبر جلوه دهد.
در چنین شرایطی، جمله‌ای که پزشکیان در روزهای اخیر مطرح کرده و گفته است: «بهتر است امروز جنگ را پایان دهیم، در قدرت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند و آمریکا در دنیا منفور است، »، صرف‌نظر از نیت گوینده، از منظر محاسبات راهبردی نیازمند تأمل جدی است.
مسئله این نیست که رئیس‌جمهور چرا درباره پایان جنگ سخن گفته است. مسئله این است که در شرایط فعلی چه تصویری از موقعیت ایران به دشمن منتقل می‌شود و دشمن چگونه همان جمله را تفسیر می‌کند. تهدید دشمن خارجی قابل فهم است؛ اما اگر در داخل، دستگاه محاسباتی مسئولان به گونه‌ای عمل کند که همان تهدیدها را تقویت کند، هزینه خطا چند برابر خواهد شد.
ذوق زدگی رسانه‌های غربی از اظهارات پزشکیان
نمونه روشن آن، واکنش سریع رسانه‌های غربی است. بلومبرگ با استناد به همین مواضع، تیتر زد: «رئیس‌جمهور ایران خواستار پایان جنگ با آمریکا در حالی که تهران پیشتاز است، شد.» وال‌استریت ژورنال نیز با کنار هم گذاشتن سخنان اخیر پزشکیان و قالیباف، نوشت: «سیاستمداران ارشد ایران خواستار پایان جنگ هستند» و این گزاره را به تلاش تهران برای مذاکره تا زمانی که اهرم فشار در اختیار دارد، پیوند زد. گزارش‌های فاکس‌نیوز و سی‌ان‌ان نیز از همین مواضع برای القای ضعف ایران استفاده کردند. این اتفاق تصادفی نیست. رسانه‌های غربی دقیقاً همان بخشی از سخنان مسئولان ایرانی را برجسته می‌کنند که می‌تواند به روایت مطلوب واشنگتن خدمت کند.
در همین چارچوب، موضع عبدالناصر همتی درباره صفر شدن صادرات نفت نیز قابل بررسی است. حتی اگر هدف گوینده بیان یک هشدار اقتصادی بوده باشد، طرح چنین گزاره‌ای از سوی فردی که جایگاهی در حیطه صادران نفت ندارد و بدون توجه به پیچیدگی معاملات نفتی و سازوکارهای صادرات و فروش، در شرایطی که وزیر خزانه داری آمریکا آشکارا از تشدید جنگ اقتصادی برای تغییر حکومت سخن می‌گوید، عملاً می‌تواند خوراک تبلیغاتی برای دشمن فراهم کند. عجیب‌تر آنکه روزنامه سازندگی، ارگان رسانه‌ای حزب کارگزاران سازندگی،که بارها ثابت کرده است رکن دشمن در عملیات روانی در داخل کشور است، نیز در چنین مقطعی با ذوق زدگی این گزاره را به تیتر نخست تبدیل می‌کند و تصویری حداکثری از ضعف اقتصادی کشور ارائه می‌دهد.
** سیاه‌نمایی سیاسی
همان تفکری که در سال‌های گذشته همه مسیرهای اقتصادی کشور را به توافق با غرب گره زد، امروز نیز گاه چنان سخن می‌گوید که گویی اثبات ناتوانی ایران، مقدمه ضروری بازگشت به میز مذاکره است.روحانی در زمان حساس مذاکرات منتهی به برجام به جای تکیه بر قوت های ایران برای امتیاز گیری بیشتر، با دروغ بی شرمانه خزانه خالی و سیلوهای خالی فقط برای حمله به احمدی نژاد، دست کشور را خالی‌تر و کشور را ملمتس برای توافق نشان داد. امروز نیز بخش مهمی از نیروهای روحانی و ظریف، از جمله چهره‌های نزدیک به جریان برجام، در ساختار دولت پزشکیان حضور دارند و طبیعی است که استمرار همان نگاه، نگرانی‌ها را بیشتر کند.
اکنون این سوال مطرح است که از دست خالی نشان دادن ایران در حساس‌ترین مقطع چه سودی حاصل می‌شود؟ آیا این رویکرد قدرت چانه‌زنی کشور را افزایش می‌دهد یا دقیقاً به دشمن علامت می‌دهد که فشار را بیشتر کند؟
از سوی دیگر پزشکیان از ضرورت پایان دادن به جنگ صحبت کرده است؛ گویی این ایران بوده که این جنگ را آغاز کرده است! ولادیمیر پوتین در ۹ مه ۲۰۲۶ صراحتا گفته بود ایران حتی درباره انتقال یا رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد انعطاف نشان داده، اما آمریکا و اسرائیل مسیر جنگ را انتخاب کردند. به بیان دیگر مسئولان دولتی همچنان متوجه چرایی و چیستی این جنگ نشده اند.
خطای محاسباتی مسئولان یعنی بی‌کفایتی سیاسی
اینجاست که هشدار رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای درباره «خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان» اهمیت پیدا می‌کند. در پیام ایشان به مناسبت عید غذیر ، دو هدف اصلی دشمن «تاب‌آوری مردم» و «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان» عنوان شده و ابزارهایی مانند تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف مورد تأکید قرار گرفته است. این هشدار را نباید صرفاً یک توصیه عمومی دانست. مسئول ارشد دولت باید بداند دشمن چگونه از سخنان او استفاده می‌کند. همصدایی ناخواسته با روایت دشمن، حتی اگر با نیت خیر بیان شده باشد، همچنان یک خطای راهبردی است.
امروز دیگر نمی‌توان همه این موارد را با عنوان «ساده‌اندیشی» کنار گذاشت. وقتی یک خطا بارها تکرار می‌شود و هر بار همان پیامد را دارد، مسئله از اشتباه فردی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای درباره دستگاه محاسباتی تبدیل می‌شود.
ملت ایران از مسئولان خود انتظار دارد در میدان جنگ روانی، به جای تقویت روایت دشمن، روایت قدرت ملی را نمایندگی کنند. اگر رئیس‌جمهور واقعاً ولایت‌پذیری و التزام عملی به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه را مبنای عملکرد خود می‌داند، باید هشدار درباره خطای محاسباتی را جدی بگیرد و در سیاست‌گذاری و سخن گفتن آن را به معیار تبدیل کند. و اگر این اصلاح اتفاق نیفتد، پرسش دیگری که امروز بیش از گذشته مطرح می‌شود، دیگر درباره یک جمله یا یک مصاحبه نخواهد بود؛ بلکه درباره بررسی کفایت سیاسی و مدیریتی مسئولان برای اداره کشور در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خواهد بود.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 14624
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=14624