به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ اظهارات همتی نهتنها اعتبار وعدههای مطرحشده درباره دستاوردهای تفاهمنامه را زیر سؤال برده، بلکه بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که آیا مذاکرات، آنگونه که منتقدان هشدار میدادند، بیش از آنکه برای ایران دستاورد اقتصادی داشته باشد، به کاهش فشارهای اقتصادی آمریکا کمک کرده است؟ رئیسکل بانک مرکزی چهارشنبهشب گذشته (۲۸ مرداد) با حضور در برنامه گفتوگوی ویژه خبری، توضیحاتی درباره مسائل مختلف اقتصادی ارائه کرد. موضوعی که بیش از همه در اظهارات همتی بازتاب یافت، وصول نشدن حتی یک دلار از داراییهای مسدودشده کشور پس از تفاهمنامه اسلامآباد بود.
او در پاسخ به سؤالی درباره اخبار منتشرشده در فضای مجازی درباره بازگشت طلا و اموال مسدودشده ایران با هواپیما، این اخبار را تکذیب کرد و آن را شایعه دانست. همتی درباره آزادسازی بخشی از منابع بلوکهشده ایران طبق «تفاهم اسلامآباد» گفت: مقرر بود در مجموع ۱۲ میلیارد دلار از منابع کشور، شامل ۶ میلیارد دلار در قطر و ۶ میلیارد دلار در سایر کشورها، بهتدریج در دسترس قرار گیرد، اما تاکنون اجرایی نشده است. اعتراف همتی درباره پوچ بودن وعدههای اقتصادی تفاهمنامه، ذهنها را به یاد یک اظهارنظر تاریخی دیگر با همین مضمون میاندازد. درست حدود ۱۰ سال پیش، ولیالله سیف رئیسکل وقت بانک مرکزی در دولت روحانی همین اظهارات را درباره دستاوردهای توافق هستهای (برجام) مطرح کرد. سیف ۲۸ فروردین سال ۱۳۹۵ در نشست شورای روابط خارجی آمریکا، در تشریح میزان تحقق تعهدات طرف مقابل در زمینه رفع تحریمهای بانکی گفت: «اجازه دهید به آنچه که از سه ماه گذشته از تاریخ اجرای برنامه جامع اقدام مشترک روی داده است، نگاه اجمالی داشته باشم: تقریباً هیچ!.»
وعدههایی که محقق نشد
اعتراف همتی به آزاد نشدن داراییهای مسدودشده در حالی است که وی کمتر از دو ماه پیش از موفقیت مذاکرات در آزادسازی این داراییها خبر داده بود. او دوم تیرماه، اعلام کرد: «مذاکرات سوئیس برای آزادسازی پولهای بلوکهشده موفقیتآمیز بود» و حتی از انجام نخستین محموله خرید کالاهای اساسی با ارزهای آزادشده در روزهای آینده خبر داد.
البته همتی تنها فردی نبود که از موفقیت مذاکرات در آزادسازی داراییهای مسدودشده کشور خبر داد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، مسعود پزشکیان، رئیس دولت، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی پزشکیان، سعید آجرلو، عضو تیم رسانهای هیئت مذاکرهکننده، و حسین قربانزاده، عضو کمیته اقتصادی تیم مذاکرهکننده، نیز از موفقیت این مذاکرات برای آزادسازی منباع بلوکه شدن ایران خبر داده بودند. نکته جالب در این اظهارنظرها، ارائه ارقام متفاوت درباره میزان آزادشده طبق توافق بود. همین تفاوت روایت نشان میداد آنچه مقامات دولت و مذاکرهکنندگان از آزادسازی اموال بلوکهشده گفتند، با واقعیت منطبق نبود.
سند درستی تحلیل منتقدان، البته صرفاً اعتراف همتی به آزاد نشدن داراییهای مسدودشده ایران نیست. آمارها نشان میدهد پس از تفاهمنامه اسلامآباد، قیمت سوخت در آمریکا کاهش یافت و اکنون این قیمت بهمراتب کمتر از اوج پیش از تفاهم است. همچنین نرخ تورم در آمریکا طی دو ماه اخیر بهطور متوالی کاهش یافته است. قیمت هر گالن بنزین در آمریکا نیز که تا پیش از تفاهمنامه به بیش از ۴.۵ دلار رسیده بود، اکنون حدود ۴.۱ دلار است. این حقایق نشان میدهد بازی ترامپ با مذاکرات با هدف کاهش فشار اقتصادی ناشی از جنگ بر اقتصاد آمریکا، دستکم تا حدی موفقیتآمیز بوده است.
بررسی رفتار آمریکا از ابتدای جنگ تاکنون نیز نشان میدهد مقامات دولت آمریکا نسبت به پرهزینهتر و کماثرتر بودن تقابل نظامی آگاه شدهاند و بر همین اساس، از میانه جنگ تمام تلاش خود را برای کشاندن ایران به میز مذاکره و امتیازگیری از ایران در سازوکار دیپلماتیک به کار بستهاند. از جمله مهمترین امتیازهایی که آمریکا موفق شد پس از امضای تفاهمنامه به دست بیاورد، خروج دهها میلیون بشکه نفت از خلیج فارس، رسیدن آن به بازار مصرف و در نتیجه، کاهش فشار اقتصادی بر آمریکا و متحدانش و در نهایت، کاهش انتقادها به دولتمردان آمریکا به خاطر آغاز جنگ بود. آخرین مواضع مقامات دولت آمریکا نیز نشان میدهد شیوه تقابل آنها با ایران از جنگ مستقیم نظامی به جنگ اقتصادی تغییر یافته است. در سیاست جنگ اقتصادی، آمریکا بدون متحمل شدن هزینههای گزاف نظامی و همچنین تلفات انسانی، اقتصاد ایران را تحت فشار قرار میدهد و با آگاهی از انفعال مقامات طرفدار مذاکره در ایران، نگرانی چندانی هم از واکنش متقابل ایران ندارد.
برای چندمین بار، حرف منتقدان اثبات شد
اعتراف همتی به آزاد نشدن حتی یک دلار از داراییهای مسدودشده ایران پس از تفاهمنامه، درستی انتقاد منتقدان، خصوصاً درباره عملی نشدن تعهدات آمریکا، را اثبات کرد. یکی از مسائلی که برخی از منتقدان در ایام مذاکرات اسلامآباد مطرح میکردند، سوءاستفاده آمریکا از مذاکرات و تفاهمنامه با هدف رها شدن این کشور از فشار اقتصادی ناشی از جنگ، بدون اجرای هیچیک از تعهداتش بود. با این حال، اعضای تیم مذاکرهکننده و حامیان آنها با تأکید بر نقد بودن امتیازات دریافتی از آمریکا، به دفاع از مذاکرات و متن تفاهمنامه پرداختند. اکنون با گذشت بیش از دو ماه از روز امضای تفاهمنامه، درستی تحلیل منتقدان و خطای حامیان تفاهمنامه اثبات شد.

