ماجرای یمن دیگر صرفاً یک محاصره محدود علیه عربستان نیست. معادلهای که مقاومت یمن در دریای سرخ رقم زده، آرامآرام خود را به قلب اقتصاد عربستان و بازار جهانی انرژی تحمیل میکند. به گزارش بلومبرگ، برخی از پالایشگاههای آسیایی با درخواست شرکت آرامکوی عربستان سعودی مبنی بر تحویل محمولههای نفتی از بندر ینبع در کرانهی دریای سرخ، مخالفت کردند. چراکه یافتن کشتیهای مایل به تردد از این آبراهِ پرخطر، با دشواری فزایندهای روبرو شده است.
در تازهترین تحول، یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، از هدف قرار گرفتن یک کشتی نظامی وابسته به عربستان و چهار قایق همراه آن در برابر سواحل المخا خبر داده است. حملهای که به گفته او با موشکهای بالستیک انجام شده و با آتشگرفتن کشتی و قایقهای همراه آن همراه بوده است. همزمان، انبار تسلیحات نیروهای وابسته به عربستان در مأرب نیز هدف حمله پهپادی قرار گرفته است. یمن نهتنها از میدان عقب ننشسته، بلکه توانسته هزینه اجرای سیاستهای آمریکایی عربستان در منطقه را افزایش دهد.
اهمیت ماجرا اما در جایی فراتر از سوختن یک کشتی یا غرق شدن چند قایق است. بندر ینبع برای سعودیها در شرایطی که مسیر صادرات نفت از خلیج فارس با اختلال مواجه شده، یک شاهراه حیاتی محسوب میشود. حالا همین مسیر نیز با ناامنی فزاینده روبهروست. وقتی کشتیها حاضر نیستند در آبراهی که احتمال هدف قرار گرفتن در آن افزایش یافته تردد کنند، صادرات نفت دیگر فقط مسئله تولید و فروش نیست؛ مسئله اصلی، امنیت رساندن نفت به مشتری است.
این همان نقطهای است که معادله «محاصره در برابر محاصره» معنای اقتصادی پیدا میکند. عربستان کشوری غنی از نفت است اما اگر نتواند آن را با هزینه و زمان متعارف به بازارهای آسیایی برساند، مزیت صادراتیاش تحت فشار قرار میگیرد. تغییر مسیر از دریای سرخ به مسیرهای طولانیتر، عبور از کانال سوئز، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و طولانی شدن زمان تحویل، همگی در نهایت یک خروجی دارند؛ نفت گرانتر و صادرات دشوارتر سعودی.
اینجاست که یمن نشان میدهد قدرت فقط در تعداد جنگندهها و پیمانهای امنیتی خلاصه نمیشود. یک نیروی مقاومت میتواند با تحمیل ناامنی به یک آبراه راهبردی، محاسبات اقتصادی یک قدرت نفتی را برهم بزند. سعودیها شاید حتی تصمیم بگیرند برای مدتی کشتی و تجهیزات نظامی بیشتری به دریای سرخ بفرستند، اما نمیتوانند با تجهیزات جنگی، بازار آسیایی را مجبور کنند نفتی را تحویل بگیرد که انتقال آن از مسیر ناامن، پرهزینه و پرریسک شده است.
اگر این روند ادامه یابد، پیامد آن تنها برای عربستان نیست. بازار جهانی نفت نیز با فشار بیشتری از سمت عرضه مواجه خواهد شد. بنابراین آنچه امروز در دریای سرخ رخ میدهد، یک نبرد دریایی صرف نیست. نبردی بر سر شریانهای انرژی و هزینهای است که ریاض باید برای ادامه سیاستهای خود بپردازد. یمن حالا نشان داده است که محاصره را میتواند به دشمن خود تحمیل کند. آنهم درست در جایی که سعودیها بیش از هر زمان دیگری به امنیت مسیرهای صادراتی خود نیاز دارند.
