در شرایطی که اقلیم کردستان عراق از یکسو بر روابط دوستانه با ایران و ضرورت همکاری با همسایه شرقی تأکید میکند، تحرکات سیاسی و امنیتی برخی رهبران آن و دیدارهای مستمر با مقامهای آمریکایی، تصویری متفاوت را به نمایش میگذارد. دیدارهای مستقیم با نمایندگان واشنگتن، میزبانی از چهرههای آمریکایی و مواضعی که پس از حملات ایران اتخاذ میشود، این پرسش را جدیتر کرده است که سیاست واقعی اربیل در معادلات منطقهای چیست و این اقلیم در نهایت در کدام سوی میدان ایستاده است؟
اقلیم کردستان عراق طی سالهای گذشته همواره تلاش کرده است میان تهران و واشنگتن نوعی موازنه برقرار کند. از یک طرف، مقامات اقلیم بر روابط تاریخی، اقتصادی و امنیتی با جمهوری اسلامی ایران تأکید کردهاند و از طرف دیگر، پیوندهای سیاسی و امنیتی آنها با آمریکا و کشورهای غربی و حتی رژیم صهیونیستی نیز هیچگاه قطع نشده است.
اما مسئله زمانی حساس میشود که این موازنه از سطح روابط دیپلماتیک فراتر رفته و پای همکاریهای امنیتی و تحرکات منطقهای به میان میآید. در چنین شرایطی، نمیتوان انتظار داشت جمهوری اسلامی ایران نسبت به هرگونه استفاده از خاک عراق برای اقدامات خصمانه علیه امنیت ملی خود بیتفاوت بماند.
در همین چارچوب، اظهارات اخیر «مسرور بارزانی»، نخستوزیر اقلیم کردستان، درباره حمله پهپادی ایران به دفتر شخصی وی و منزل رئیس سازمان امنیت و اطلاعات اقلیم، قابل توجه است. وی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی مدعی شد: «دفتر شخصی من و منزل رئیس سازمان امنیت و اطلاعات، هدف حملات پهپادی ایران قرار گرفتند.»
بارزانی این حملات را «بیپروا و غیرقابل قبول» خواند و مدعی شد که این اقدام «تشدید تنش خطرناک و تهدیدی مستقیم علیه امنیت و ثبات اقلیم کردستان» است.
اما سؤال اساسی اینجاست: اگر خاک اقلیم واقعاً برای هیچ اقدام خصمانهای علیه ایران مورد استفاده قرار نمیگیرد، علت این حساسیت و واکنشهای امنیتی چیست؟
واشنگتن، مهمان ناخوانده دائمی اربیل
گزارش پیشین روزنامه «جروزالم پست» نیز بخش مهمی از این معادله را روشنتر میکند. این گزارش با اشاره به سفر «تام باراک»، فرستاده ویژه آمریکا در امور عراق و سوریه، به عراق مینویسد که وی علاوه بر دیدار با مقامات دولت مرکزی، با رهبران اقلیم کردستان نیز دیدار کرده است.
بر اساس این گزارش، باراک در اربیل با «نیچروان بارزانی»، رئیس اقلیم، «مسرور بارزانی» نخستوزیر و همچنین «مسعود بارزانی» دیدار کرده است. او همچنین با رهبران حزب اتحادیه میهنی کردستان، از جمله «بافل طالبانی» و «قباد طالبانی»، ملاقات داشته است.
این گزارش تصریح میکند که دولت اقلیم کردستان یکی از شرکای مهم آمریکا محسوب میشود و واشنگتن نیز کنسولگری بزرگی در اربیل دارد. بنابراین، نمیتوان حجم و سطح این ارتباطات را صرفاً در چارچوب دیدارهای تشریفاتی و دیپلماتیک ارزیابی کرد.
جروزالم پست همچنین از تلاش واشنگتن برای ترسیم جهت جدید در روابط آمریکا و عراق سخن گفته و تأکید کرده است که آمریکا خواهان کاهش نفوذ ایران در عراق و محدود کردن روابط است.
تجربه سوریه، هشداری برای اربیل
تجربه سالهای اخیر سوریه نیز باید برای سیاستمداران اقلیم کردستان یک هشدار جدی باشد. جریانی که زمانی تصور میکرد با تکیه بر حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی میتواند جایگاه خود را تثبیت کند، امروز با واقعیتهای پیچیدهتری مواجه شده است.
در همین مسیر، وضعیت «ابومحمد الجولانی» نیز قابل تأمل است. جریانی که با بازیگران خارجی به خصوص رژیم صهیونیستی وارد همکاری شد و در معادلات منطقهای به حمایتهای آنان تکیه کرد، نهایتاً به جایی رسید که در مجامع بینالمللی نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی و خطر تجزیه سوریه هشدار داد و خواستار جلوگیری از این روند شد.
این تجربه نشان میدهد قدرتهای خارجی، چه آمریکا و چه رژیم صهیونیستی، بیش از آنکه به دنبال تأمین امنیت بلندمدت متحدان منطقهای خود باشند، در پی تأمین منافع راهبردی خویش هستند.
امنیت اقلیم از مسیر همسایگی میگذرد
اقلیم کردستان اگر واقعاً خواهان ثبات، امنیت و توسعه اقتصادی است، باید بداند که تبدیل شدن به عرصه رقابت سرویسهای امنیتی و قدرتهای خارجی، نهایتاً هزینه سنگینی برای مردم این منطقه به همراه خواهد داشت.
ایران و اقلیم کردستان دارای مرز مشترک، روابط اقتصادی گسترده و پیوندهای تاریخی و اجتماعی هستند. طبیعی است که امنیت ایران نمیتواند از تحولات امنیتی در آن سوی مرز جدا باشد.
بنابراین، اگر اربیل از حمله به مراکز خود گلایه دارد، نخستین گام برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی، روشن کردن مواضع و جلوگیری از هرگونه استفاده از خاک اقلیم علیه کشورهای همسایه است.
سیاست یک پا در تهران و یک پا در واشنگتن شاید در کوتاهمدت برای برخی بازیگران اقلیم امتیازهایی به همراه داشته باشد، اما در شرایط بحرانی منطقه، چنین سیاستی میتواند به یک بازی پرهزینه تبدیل شود.
اقلیم کردستان باید میان همکاری با همسایگان و تبدیل شدن به ابزار پروژههای آمریکا و رژیم صهیونیستی یکی را انتخاب کند. تجربه منطقه نشان داده است که تکیه بر وعدههای قدرتهای فرامنطقهای، تضمینکننده امنیت هیچ بازیگری نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، همان متحدان دیروز را به قربانیان فردا تبدیل میکند.
مسیر ثبات اقلیم، نه از واشنگتن و تلآویو، بلکه از حفظ استقلال تصمیمگیری، احترام به حاکمیت عراق و جلوگیری از تبدیل شدن خاک این منطقه به سکوی تهدید علیه همسایگان میگذرد.
