به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ وزیر جهاد کشاورزی پزشکیان روز گذشته در جمع خبرنگاران، جنگ را یکی از عوامل اصلی افزایش هزینهها و قیمت کالاها معرفی کرد و گفت: افزایش قیمتها در یک سال گذشته ناشی از افزایش کرایه حملونقل، هزینه نیروی کار، انرژی، کود شیمیایی، ریسک تجارت و جنگ بوده است. سخنان او بیش از آنکه پاسخ روشنی به پرسش افکار عمومی درباره علت گرانیها باشد، نشانهای از تغییر روایت دولت درباره منشأ افزایش قیمتهاست. وزیری که چند ماه قبل صراحتاً «اصلاحات ارزی» را یکی از عوامل گرانی کالاهای اساسی معرفی میکرد، در نشست خبری خود بخش قابل توجهی از افزایش قیمتها را به جنگ و ریسک تجارت نسبت داده است. این در حالی است وزیر جهاد در این نشست تأیید کرد که اصلاح نرخ ارز چه اثری بر قیمت کالاهای اساسی گذاشته است.
افزایش ۳۵۰ درصدی قیمتها با سیاست ارزی دی ماه
این در حالی است که نوری قزلجه در همین نشست اعلام کرد که هزینه کود شیمیایی به دلیل اصلاح نرخ ارز حدود ۳۰۰ درصد، سموم ۱۵۰ درصد و برخی نهادهها افزایش قابل توجهی داشتهاند. وزیر دولت پزشکیان اثر افزایش قیمت ناشی از اصلاح نرخ ارز را حدود ۳۵۰ درصد اعلام کرد؛ بنابراین چگونه میتوان در چنین شرایطی جنگ را به کلیدواژه اصلی توضیح گرانی تبدیل کرد، اما تصمیم ارزی دولت را صرفاً یک عامل فرعی دانست؟
او دیروز گفت: بخشی از این افزایش قیمتها از طریق پرداخت ماهانه حدود یک میلیون تومان به هر ایرانی جبران میشود، اما هنوز کامل نیست؛ اما نوری قزلجه دی ماه سال گذشته و قبل از حذف ارز ترجیحی گفته بود که افزایش قیمت اقلام اساسی ۷۰۰ هزار تومان خواهد بود و کالابرگ آن را جبران خواهد کرد. طبق آمارهای تورم مرکز آمار، در حال حاضر کالابرگ یک میلیون تومانی بیش از ۳۰ درصد از قدرت خرید خود را از دست داده و ارزش آن به حدود ۶۹۰ هزار تومان رسیده است.
نوری قزلجه میگوید: جنگ هزینه کالاها را افزایش داده و قیمتها را بالا برده است، اما تأمین کالا هیچگاه با مشکل مواجه نشده است. او اعلام کرد: ۸۵ درصد تأمین غذای کشور متکی به تولید داخلی است و برای ۱۵ درصد واردات نیز تدابیر لازم اندیشیده شده است. این بخش از سخنان وزیر قابل توجه است؛ زیرا تأمین کالا با قیمت کالا دو موضوع متفاوت است. اینکه قفسه فروشگاهها خالی نشده، به این معنا نیست که قدرت خرید خانوار حفظ شده است. امنیت غذایی فقط به معنای «وجود کالا» نیست؛ توان خرید آن کالا نیز بخشی از امنیت غذایی است.
چرخش ۱۸۰ درجهای روایت وزیر
شاید مهمترین نکته درباره سخنان نوری قزلجه، مقایسه آن با اظهارات چند ماه قبل او باشد. وزیر جهاد کشاورزی دوم خرداد ۱۴۰۵ گفته بود مردم حق دارند نسبت به افزایش قیمتها گلایه داشته باشند و تصریح کرده بود که بخشی از این گرانیها ناشی از اصلاحات ارزی، افزایش نرخ جهانی نهادهها، افزایش هزینه حملونقل و تصمیمات بودجهای است. این سخنان با روایت دیروز تفاوت معناداری دارد. در آن زمان، وزیر بهصراحت سیاست ارزی دولت را در فهرست عوامل گرانی قرار میداد. حتی در اردیبهشت نیز تأکید کرده بود قیمت کالاهای وابسته به ارز، از جمله لبنیات، مرغ و برخی اقلام پروتئینی، تحت تأثیر متغیرهای اقتصادی قرار دارند. اما مهمتر از آن، سخنان خود نوری قزلجه در دیماه ۱۴۰۴ است. در آن مقطع، همزمان با اجرای سیاست جدید ارزی و حذف ارز ترجیحی، وزیر جهاد کشاورزی اعلام کرد بر اساس محاسبات وزارت رفاه، افزایش قیمت اقلام اساسی حدود ۷۰۰ هزار تومان در ماه برای خانوار خواهد بود و قرار است کالابرگ این افزایش را جبران کند.
بنابراین نمیتوان اثر تصمیم ارزی دولت در دی ماه سال گذشته را نادیده گرفت و همه چیز را به جنگ نسبت داد. جنگ، از نظر زمانی، بعد از این تصمیم قرار گرفت. پس اگر افزایش قیمت ناشی از اصلاح نرخ ارز از ماهها قبل آغاز شده، نمیتوان تمام آن را محصول جنگ دانست. این نکته به معنای نادیده گرفتن اثرات واقعی جنگ نیست. خود وزیر نیز به همین موضوع اشاره کرده و گفته هزینههای بیمه کشتی و سایر هزینههای تبعی افزایش یافته است. اما مسئله این است که جنگ نمیتواند به ابزاری برای پاک کردن صورتمسئله سیاستهای داخلی تبدیل شود.
چرا میگویید گران شده است؟
بخش عجیبتر سخنان وزیر جهاد کشاورزی دولت چهاردهم آنجاست که از کاهش قیمت کالاها سخن گفته و تلویحاً خطاب به رسانهها و منتقدان گفت: چرا از گرانی صحبت میکنید. اینجا باید یک تفکیک ساده اقتصادی را یادآوری کرد که کاهش قیمت ماهانه با ارزان شدن کالا یکی نیست. اگر کالایی طی یک سال ۲۰۰ درصد گران شده باشد و سپس چند درصد کاهش قیمت پیدا کند، هنوز بسیار گرانتر از نقطه آغاز است. کاهش شتاب افزایش قیمت نیز با بازگشت قیمتها به سطح قبلی تفاوت دارد.
گزارش مرکز آمار ایران از متوسط قیمت اقلام خوراکی نشان میدهد در پنج ماه قبل از جنگ، رشد قیمت برخی کالاها بهمراتب شدیدتر از پنج ماه پس از جنگ بوده است. برای نمونه، رشد قیمت برنج خارجی در پنج ماه قبل از جنگ ۱۳۵ درصد ثبت شده، در حالی که در پنج ماه پس از جنگ ۲۷ درصد بوده است. روغن جامد در دوره قبل از جنگ ۲۱۶ درصد افزایش داشته و در دوره پس از جنگ ۴۹ درصد. روغن مایع نیز از رشد ۱۸۷ درصدی پیش از جنگ به ۴۹ درصد پس از جنگ رسیده است. در مورد تخممرغ نیز رشد قیمت پنجماهه پیش از جنگ ۱۴۲ درصد بوده، در حالی که در پنج ماه پس از جنگ ۱۹ درصد ثبت شده است. گوشت گوسفندی از رشد ۷۲ درصدی پیش از جنگ به ۲۰ درصد پس از جنگ رسیده و گوشت گاو نیز از ۹۲ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافته است. حتی مرغ که در پنج ماه قبل از جنگ ۵۹ درصد رشد قیمت داشته، در پنج ماه بعد از جنگ ۵۵ درصد افزایش ثبت کرده است. این ارقام یک سؤال جدی ایجاد میکند که اگر جنگ عامل اصلی گرانی کالاهای اساسی است، چرا در چند قلم مهم، رشد قیمت در پنج ماه قبل از جنگ بسیار بیشتر از پنج ماه پس از جنگ بوده است؟
افزایش ۴۷۰ درصدی قیمت تخممرغ در دولت پزشکیان
قیمت برخی کالاها نشان میدهد مسئله فقط «تورم» روی کاغذ نیست؛ بلکه تغییر جدی در سبد مصرف خانوار اتفاق افتاده است. خبرگزاری دولتی ایستا دیروز، قیمت هر شانه تخممرغ را ۷۴۷ هزار تومان اعلام کرد. این در حالی است قیمت آن در پایان دولت سیزدهم حدود ۱۳۱ هزار تومانی بود؛ یعنی خانوار برای خرید یک شانه تخممرغ با رقمی ۶ برابر گذشته مواجه است. در چنین شرایطی، گفتن اینکه «قیمتها در ماه اخیر کاهشی شده است» نمیتواند پاسخ مناسبی به مردم باشد. پرسش مردم این نیست که آیا قیمت امروز نسبت به هفته گذشته چقدر کمتر شده است؛ پرسش این است که چرا سطح عمومی قیمت مواد غذایی طی دو سال عملکرد دولت پزشکیان جهشی کرده و چه کسی مسئول حفظ قدرت خرید خانوار است؟
