روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: دوشنبه، 26 مرداد 1405
ساعت: ۱۱:۴۵
کد خبر: 14210
بین الملل

ظریف و روحانی؛ نسخه‌ غرب برای مهار ایران؟

photo 2026 05 11 14 21 24

جواد ظریف هنوز هم پس از چهار دهه حضور در دستگاه دیپلماسی و گذشت بیش از یک دهه خسارت بار از برجام، نشانه‌ای جدی از بازنگری در خطاهای راهبردی خود در آن دوره را نشان نمی‌دهد. پرسش مهم‌تر این است که چرا بخش‌هایی از غرب، به‌ویژه آمریکا، همواره از حضور چهره‌هایی مانند ظریف و حسن روحانی در ساختار سیاسی ایران احساس آرامش می‌کردند؟
جان کری، وزیر خارجه دولت اوباما، در خاطرات خود با عنوان «هر روز موهبتی است»، درباره انتصاب ظریف به وزارت خارجه و مسئولیت پرونده هسته‌ای نوشته است: « وقتی حسن روحانی، نامزد میانه‌روتر، پیروز شد، ما شگفت‌زده و دلگرم شدیم، ما همچنین از انتصاب جواد ظریف توسط روحانی… احساس راحتی کردیم.» کری همچنین از نقش علی‌اکبر صالحی در ایجاد کانال ارتباطی پشت پرده سخن گفته و تأکید می‌کند که این انتصابات، امید آمریکا را افزایش داده بود. نمونه دیگر، اظهارنظر منتسب به جک استراو، وزیر خارجه اسبق انگلیس، است که به نقل از هوشنگ امینی، نایب‌رئیس اتاق بازرگانی ایران و انگلیس، در آستانه انتخابات ۱۳۹۲ گفته بود: «ریاست‌جمهوری حسن روحانی، ایده‌آل ما در بریتانیا است.» اگر این نقل‌قول را کنار سایر شواهد آن دوره بگذاریم، سؤال درباره علت رضایت طرف غربی از برخی چهره‌های سیاسی ایران جدی‌تر می‌شود. از سوی دیگر، محمود علیزاده طباطبایی از حامیان روحانی و عضو حزب کارگزاران در ۲۸ آبان ۱۴۰۴ مدعی شد حسن روحانی در مقطعی قصد حضور مستشاران انگلیسی در مرزهای شمالی ایران در نزدیکی شوروی سابق را داشته است؛ ادعایی که طبیعتاً نیازمند بررسی مستقل اسناد و شواهد است، اما به‌دلیل حساسیت موضوع، نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.
تعریف غرب از ظریف و روحانی نیز غالباً تعریف از «هوش سیاسی» یا «چالش‌زایی برای غرب» نبوده، بلکه از جنس رضایت از روی کار آمدن نیروهای نزدیک‌تر به غرب بوده است؛ درست برخلاف تعریفی که اغلب روسای جمهور آمریکا از شهید حاج قاسم سلیمانی به‌عنوان یک تهدید راهبردی می‌کردند. نکته قابل توجه آنکه بسیاری از مسئولان کشور در طول جنگ 40روزه به عنوان اهداف مشروغ رژیم آمریکا و اسراییل برای ترور معرفی می‌شدند اما هیچ گاه نام افراد شاخص این جریان غرب‌گرا در میان نبود.
برخی کارشناسان معتقدند خطر این جریان سیاسی خطرناک تر از تجربه شاه مخلوع و رژیم پهلوی، زمانی جدی‌تر می‌شود که هم‌زمان وابستگی را عادی‌سازی و ضعف را به‌عنوان «عقلانیت» معرفی می‌کند. ملت ایران برای پایان دادن به همین وابستگی و ضعف انقلاب کرد. به همین دلیل امروز مسئله جلوگیری از بازتولید همان الگویی است که ایران را هم وابسته و هم ضعیف می‌خواست؛ الگویی که بی‌اختیار، انسان را به یاد دولتمردان قاجاری می‌اندازد که بیش از منافع ایران، دل در گرو رضایت خارجی داشتند.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 14210
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=14210