ماجرای انتشار نسخه کامل فیلم بیداد سهیل بیرقی در یوتیوب در سکوت سازندگان آن تأملبرانگیز است و در لایه عمیقتر باید بهعنوان نشانهای از یک مسئله جدیتر در سینمای ایران دیده شود؛ مسئلهای که سالهاست از کنار آن عبور کردهایم: چگونه بخشی از سینمایی که از امکانات رسمی کشور استفاده میکند، در نهایت به تریبونی برای عبور از همان چارچوبهای فرهنگی تبدیل شده است؟
بیداد را نباید صرفاً به عنوان یک فیلم متخلف خوانش کرد. این فیلم محصول یک روند است؛ روندی که در آن برخی فیلمسازان با استفاده از سرمایه، تجهیزات، نیروی انسانی حرفهای، بازیگران شناختهشده و ظرفیتهای فنی سینمای ایران، آثاری تولید میکنند که بخش قابل توجهی از محتوای آنها در تقابل با مبانی فرهنگی، شرعی و اجتماعی جامعه ایران قرار دارد.
کافی است به آنچه در سالهای اخیر در بخشی از سینمای ایران به تصویر کشیده شده نگاه کنیم؛ مصرف علنی مشروبات الکلی، روابط خارج از چارچوبهای شرعی و اخلاقی، بیحجابی و نمایش سبک زندگیای که اساساً با زیست بخش بزرگی از جامعه اسلامی-ایرانی فاصله دارد. آیا واقعاً میتوان همه این موارد را صرفاً محصول یک انتخاب هنری دانست؟
وقتی یک گروه حرفهای سینمایی با برنامهریزی، فیلمنامه، طراحی صحنه، فیلمبرداری و تدوین، چنین تصاویری را تولید میکند، نمیتوان نسبت به اثر درازمدت آن بیتفاوت بود. درواقع مسئله شکستن قبح رفتارهایی است که به عنوان هنجار شناخته میشوند. سینما اگر بتواند چیزی را که دیروز ناپذیرفتنی بود، امروز عادی و فردا مطلوب نشان دهد، عملاً در حال تغییر مرزهای فرهنگی جامعه است.
تناقض عجیبتر آنجاست که بخشی از این جریان، در حالی خود را سینمای مستقل یا سینمای زیرزمینی معرفی میکند که در مرحله تولید از ظرفیتهای سینمای رسمی کشور بهره برده است. یعنی امکانات ساختاری در اختیار جریانی قرار گرفته که محصول آن، دستکم در مواردی، علیه همان ارزشهایی عمل میکند که ساختار رسمی مدعی حفاظت از آنهاست.
در مورد سهیل بیرقی نیز این مسیر چندان غافلگیرکننده نیست. از نخستین فیلمهای او میشد علاقه به عبور از خطوط قرمز فرهنگی و حرکت به سمت سینمایی متفاوت با چارچوبهای رسمی را مشاهده کرد. بیداد را باید ادامه همین مسیر دانست؛ مسیری که امروز به جایی رسیده که محصولش خارج از سازوکار رسمی سینما و در یوتیوب منتشر میشود.
اکنون یک سؤال جدی باقی میماند: این فیلم به سرقت رفته یا آگاهانه منتشر شده است؟ اگر انتشار عامدانه بوده، باید پرسید چرا فیلمی که امکان اکران رسمی نداشته، حالا بدون هیچ مانعی در دسترس میلیونها نفر قرار گرفته است؟
درواقع مشکلی اصلی در اینجا خلأ سیاست فرهنگی است. وقتی سینمای رسمی نتواند مرزهای خود را مشخص کند و سپس اعمال اقتدار ذیل قانون کند، سینمای زیرزمینی دقیقاً از همین شکاف عبور خواهد کرد و صراحتاً در برابر هنجارها خواهد ایستاد.
