در روزهای اخیر دونالد ترامپ بار دیگر از مذاکرات جاری با ایران و اشتیاق طرف ایرانی سخن گفته است. ادعاهایی که متأسفانه اغلب رنگ واقعیت به خود گرفته و به آتشبس موقت انجامیده است. در حالی که دیدارهای پشتپرده ترامپ با نتانیاهو و زلنسکی و فعالیتهای اطلاعاتی اوکراین و نظامی علیه ایران و حمله اخیر به گروههای مقاومت عراق، نشان از طراحی خصمانه جدید دارد. اکنون به نظر میرسد مذاکرات عمان نیز زنگ خطر موج سوم جنگ را به صدا درآورده است.
در روزهای اخیر، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا مجدداً از مذاکراتی سخن به میان آورده که به ادعای او با ایران در جریان است و ایرانیها برای آن اشتیاق دارند. در سوی دیگر، دیدارها و رایزنیهای پشت درهای بسته ترامپ با ولودیمیر زلنسکی و بنیامین نتانیاهو نشانگر آن است که محور شیطانی ترامپ-نتانیاهو با اضافهشدن زلنسکی، در حال طراحیهای خصمانه جدید علیه ایران و محور مقاومت است. اذعان مقامات عراقی به فعالیت سرویس اطلاعاتی اوکراین در این کشور علیه ایران و نیروهای مردمی عراق، و همچنین حمله اوکراین به کشتی در مسیر تجاری ایران، نمونههای روشن این طراحیهاست. در این زمینه ترامپ روز چهارشنبه صراحتا از تشدید حملات به محورمقاومت و همچنین ایران سخن گفت.
اختلاف زرگری ترامپ و نتانیاهو
همانگونه که واشنگتنپست در اواخر آذر ۱۴۰۴ اشاره داشت و همچنان ادامه دارد، دعواهای رسانهای و القای اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو یک دعوای زرگری به قصد فریب ایران بوده و هست. فریبخوردن مذاکرهکنندگان ارشد کشور در این خصوص، قطعاً آسیبهای بیشتری به مملکت وارد خواهد ساخت و تجربه تلخ گذشته را تکرار خواهد کرد.
در این خصوص روایت غریبآبادی از مذاکرات جاری با عمان نیز در همین راستا قابل تحلیل است. در پشت تیم عمانی، قطعاً نظر آمریکایی حاکم است. صحبت از اخذ عوارض «داوطلبانه» زیستمحیطی یا بازگشایی کریدور عمانی در حالی مطرح میشود که کلیه پیشنهادهای ایران رد میگردد. این روند نشان میدهد آمریکا در صدد شروع موج سوم و جدید جنگ با ایران در دوران پسا۹ اسفند، پس از نبرد ۴۰روزه و نبردهای اواخر تیر و اوایل مرداد میان ایران و آمریکاست.
این موضوع در حالی حائز اهمیت است که در دوران پیش از جنگ تحمیلی سوم و روز ۹ اسفند نیز، به اذعان سعید لیلاز در نقلی که از شهید لاریجانی کرده، آمریکا از زمان اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل، علیرغم تمام عقبنشینیهای مذاکرهکنندگان ایرانی که با پاسخ و اعلام موضع رهبری شهید درباره بیفایده بودن و ضررهای زیاد مذاکره با آمریکا در مهر ۱۴۰۴ همراه شد، باز هم حاضر به قبول مذاکرات و توافق نبود و هر بار بهانهای جدید میآورد. پوتین نیز به شکلی دیگر در اعلام داشت که ایران در هفتههای پیش از جنگ حتی رقیقسازی بخشی از اورانیوم و انتقال بخش دیگری به روسیه را پذیرفته بود، اما آمریکا و اسرائیل هدف جنگی داشتند.
راه حل؛ بازگشت به نگاه راهگشای رهبرشهید
به نظر میرسد در این روزها با کمال تأسف، مسئولان ارشد مذاکرات و وزارت امور خارجه تبعیت کامل از منویات رهبری شهید به عنوان معمار ایران قدرتمند فعلی، نداشته و ندارند. نگاهی به مواردی که رهبری شهید در مهر ۱۴۰۴ با مردم در میان گذاشتند، میتواند صحنه را مشخصتر کند و مسیر راه را برای مذاکرهکنندگان و مسئولان ارشد روشن سازد و آنان را به راه درست بازگرداند.
شاید مهمترین بخش این سخنان آن باشد که قبول چنین مذاکرهای نشانه تهدیدپذیری ایران اسلامی است. ایشان در مهر 1404 فرمودند: «اگر با این تهدید به مذاکره بروید، معنایش آن است که در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم میشویم. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت. امروز میگویند اگر غنیسازی داشته باشید چنین و چنان میکنیم؛ فردا میگویند اگر موشک داشته باشید؛ بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید یا داشته باشید. مدام تهدید هست و مجبور میشویم عقبنشینی کنیم. هیچ ملت باشرفی مذاکرهای را که با تهدید همراه است انجام نمیدهد و هیچ سیاستمدار خردمندی آن را تصدیق نمیکند.طرف مقابل در همهچیز خلف وعده میکند، دروغ میگوید، فریب اعمال میکند، تهدید نظامی میکند و اگر دستش برسد ترور میکند یا بمباران میکند. تجربه برجام را فراموش نکنیم: ما همه تعهدات را انجام دادیم، آنها تحریمها را برنداشتند و در نهایت توافق را پاره کردند. مذاکره با آمریکا برای مسئله هستهای و مسائل دیگر بنبست محض است. برای رئیسجمهور فعلی آمریکا مفید است تا ادعا کند ایران را با تهدید پای میز آورده، اما برای ما ضرر محض است.»
در شرایط کنونی که نشانههای طراحی موج سوم جنگ تحمیلی سوم آشکار است، بازگشت به رهنمودهای رهبری شهید و رهبری معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای، تنها راه حفظ شرف ملی و جلوگیری از تکرار تجربیات تلخ گذشته است. هرگونه مذاکره تحت تهدید، نه تنها سودی ندارد بلکه راه را برای تحمیلهای بیشتر و در نهایت جنگ جدید هموار میکند.
با این توضیحات وزارت امور خارجه و مسئولان ارشد مذاکره باید توضیح دهند آیا کانالی محرمانه برقرار است، چه امتیازهایی مطرح شده و تضمین اجرای تعهدات طرف مقابل کدام است. سکوت، میدان روایت را به ترامپ واگذار میکند.
اکنون خطر اصلی آن است که آتشبسهای چندروزه با «تغییر راهبرد آمریکا» اشتباه گرفته شود. همانگونه که عده ای همچون محمد باقر قالیباف تفاهم 14 بندی را سند شکست آمریکا می دانستند و پس از کمتر از یک ماه عمق ضررهای این تفاهم اشکار شد.شواهد بیشتر از توقف تاکتیکی برای بازآرایی فشار حکایت دارد تا کنار گذاشتن هدف. اگر دستگاه دیپلماسی بار دیگر اختلافات نمایشی واشنگتن و تلآویو را واقعی بپندارد و تهدید را مقدمه توافق بداند، موج بعدی بحران میتواند بهطور جدی پرهزینهتر باشد.
