در روزهای اخیر، موج جدیدی از انتقادات تند علیه ماشین فیلمسازی هالیوود و رویکرد آن به متون کلاسیک به راه افتاده است که جرقه آن با مصاحبه جنجالی امیلی ویلسون زده شد. ویلسون، استاد برجسته مطالعات کلاسیک دانشگاه پنسیلوانیا و نخستین زنی که با ترجمه دقیق «ادیسه» هومر در سالهای اخیر نامش با این حماسه گره خورده است، در اظهارنظری بیسابقه، رویکرد پروژه سینمایی جدید کریستوفر نولان در اقتباس از این متن را اثری «شرمآور» و تقلیلگرایانه توصیف کرد.
او با حمله مستقیم به فرمالیسم افراطی و نگاه مکانیکی نولان، تاکید دارد که تقلیل دادن سفر پررنج و روانشناختی ادیسه به مجموعهای از جلوههای بصری پیچیده، بازی با زمان و مفاهیم فیزیکال، نه تنها خیانت به هومر است، بلکه نشاندهنده فقر درک فلسفی در سینمای جریان اصلی آمریکاست. از منظر مطالعات فرهنگی و جامعهشناختی، عصبانیت این مترجم کهنهکار کاملاً قابل درک است، چرا که هالیوود امروز بر پایه استانداردهایی بنا شده که در آن ابعاد پیچیده روانشناختی و سفر درونی سوژه، فدای فرمولهای گیشه و ترویج انحرافهای مختلف میشود. ادیسه هومر روایتی از فقدان، وسوسه و مواجهه انسان با طبیعت و هستی است، اما وقتی در چرخدندههای استودیوهای هالیوودی و فیلمسازی مانند نولان قرار میگیرد، برای جهانیسازی و تبدیل شدن به محصولی راحتالحلقوم برای مصرفکننده، از عمق فلسفی خود تهی و اخته میشود. در حاشیه این مصاحبه، واکنشهای منفی گستردهای در شبکههای اجتماعی و محافل نقد فیلم شکل گرفته است و بسیاری از پژوهشگران مستقل، این اتفاق را نشانهای از «فروپاشی فرهنگی» در غرب میدانند. وقتی یک سیستم تمدنی نتواند متون بنیادین خود را بدون تحریفهای سرمایهدارانه بازتولید کند، یعنی در خوانش انتقادی از خود به بنبست رسیده است و هیچ ابایی از ذبح میراث فرهنگیاش ندارد. در نهایت، مخالفت تند ویلسون فریاد اعتراضی است علیه صنعتی که در آن تکنیک بر انسان و سودآوری بر ارزشهای انسانی سایه انداخته و حماسهها را به کالایی لوکس در ویترین صنعت سرگرمی تنزل داده است.
