عربستان سعودی این روزها همزمان با سه چالش بزرگ دستوپنجه نرم میکند: محاصره دریایی تازهاعلامشده حوثیها در تنگه بابالمندب و دریای سرخ، افزایش هزینههای نظامی و خرید نزدیک به دو میلیارد دلار سلاح از آمریکا و افت درآمدهای نفتی که صندوق سرمایهگذاری عمومی را ناچار به تجدیدنظر در مگاپروژههای جاهطلبانه کرده است. در این میان، طرحهای فرهنگی و سرگرمی که ستون اصلی برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان بودند، از مکعب ریاض تا موسمهای فصلی، در معرض تردید قرار گرفتهاند؛ روندی که حتی به سرمایهگذاری کلان سعودی در هالیوود و پرونده جنجالی خرید برادران وارنر نیز سرایت کرده است.
جنگ یمن هنوز برای ریاض تمام نشده است و بار دیگر به مرحلهای حساس رسیده است. حوثیهای یمن در اواخر تیرماه اعلام کردند محاصره دریایی علیه عربستان را در تنگه بابالمندب اجرا میکنند؛ اقدامی که پس از پایان آتشبس چهارساله و در واکنش به آنچه محاصره ریاض بر مناطق تحت کنترل حوثیها میخوانند، رخ داد. این تنگه که حدود دوازده درصد تجارت جهانی از آن عبور میکند، برای صادرات نفت سعودی حیاتی است. وزارت خارجه سعودی این ادعا را رد کرده اما اعلام کرده تمام تدابیر لازم را برای حفاظت از کشتیهایش اتخاذ میکند.
همزمان، وزارت خارجه آمریکا فروش تجهیزات دفاع هوایی به ارزش تقریبی ۱.۹۶ میلیارد دلار به عربستان را تایید کرده است؛ بستهای شامل بیست هزار سامانه هدایت دقیق راکت که قرار است توسط شرکت بیایسیستمز تامین شود. این خرید، در بحبوحه تشدید حملات موشکی و پهپادی حوثیها به فرودگاههای جنوب عربستان صورت میگیرد.
از سوی دیگر، افت قیمت نفت و فشارهای مالی، صندوق سرمایهگذاری عمومی با دارایی نزدیک به ۹۲۵ میلیارد دلار را وادار به بازنگری در پروژههای نمادین کرده است. در ژانویه امسال، ساخت «مکعب»، یعنی سازه مکعبی ۴۰۰ در ۴۰۰ متری در قلب ریاض که قرار بود بزرگترین نمایشگر هوش مصنوعی جهان را در خود جای دهد، پس از پیشرفت هشتاد و شش درصدی عملیات خاکبرداری، متوقف شد. میزبانی بازیهای زمستانی آسیایی ۲۰۲۹ در تروجینا نیز به تعویق افتاد. کانون توجه اکنون به سمت پروژههایی با بازگشت سرمایه سریعتر مانند اکسپو ۲۰۳۰ و جام جهانی ۲۰۳۴ معطوف شده است.
این بازنگری، آینده رویدادهای فرهنگی و سرگرمی تحت مدیریت ترکی آلشیخ، رئیس هیئت سرگرمی عربستان، از جمله مواسم ریاض و جده را نیز با ابهام روبهرو کرده؛ هرچند آلشیخ همچنان با لحنی خوشبینانه از تبدیل شدن خلیج فارس به غول گردشگری و سرگرمی جهان سخن میگوید.
بحران مالی به ماورای مرزهای سعودی و حتی هالیوود هم رسیده است. صندوق سرمایهگذاری عمومی به همراه صندوقهای ثروت قطر و ابوظبی، بخشی از تامین مالی پیشنهاد نزدیک به صد و ده میلیارد دلاری پارامونت-اسکایدنس برای تصاحب برادران وارنر دیسکاوری را برعهده گرفتهاند؛ معاملهای که با حمایت جرد کوشنر، داماد ترامپ، همراه بوده و توانسته موانع رقابتی اتحادیه اروپا را پشت سر بگذارد، اما با شکایت دوازده ایالت آمریکا و توقف موقت دادگاه فدرال روبهرو شده است. دموکراتهای کنگره نیز با استناد به نقش ولیعهد سعودی در پرونده خاشقجی، نسبت به نگرانیهای جدی امنیت ملی این معامله هشدار دادهاند؛ نشانهای از اینکه نفوذ فرهنگی سعودی در آمریکا، حتی در دل حمایت دولت ترامپ، همچنان مسیری پرمانع پیش رو دارد.
آنچه امروز بیش از همه در معرض تهدید قرار گرفته، صرفاً چند پروژه عمرانی یا چند جشنواره فصلی نیست؛ بلکه روایت فرهنگیای است که محمد بنسلمان طی سالهای اخیر کوشیده بود از عربستان به جهان عرضه کند. در این روایت، سینماها، کنسرتها، جشنوارههای موسیقی، رویدادهای ورزشی، موزهها و مگاپروژههایی همچون مکعب ریاض قرار بود چهرهای تازه از این کشور بسازند؛ چهرهای که اقتصاد نفتی را با اقتصاد فرهنگ و سرگرمی جایگزین کند و ریاض را به یکی از قطبهای قدرت نرم در منطقه بدل سازد. اما تجربه نشان داده است که صنعت فرهنگ، بیش از هر حوزه دیگری، به ثبات اقتصادی و امنیتی وابسته است. هنگامی که منابع مالی به سمت خریدهای نظامی سوق پیدا میکند و ناامنی بر مسیرهای تجاری سایه میاندازد، نخستین بخشهایی که با کاهش بودجه، تعویق یا بازنگری مواجه میشوند، پروژههای فرهنگی و سرگرمی هستند؛ پروژههایی که برخلاف زیرساختهای حیاتی، بازدهی آنها بلندمدت و وابسته به اعتماد سرمایهگذاران و گردشگران است.
از این منظر، آینده چشمانداز ۲۰۳۰ دیگر تنها به قیمت نفت یا موفقیت پروژههای عمرانی گره نخورده، بلکه به توان ریاض در برقراری همزمان امنیت، ثبات مالی و اعتبار بینالمللی وابسته است. اگر این سه ضلع دچار اختلال شوند، جاهطلبی عربستان برای تبدیل شدن به پایتخت فرهنگی و سرگرمی خاورمیانه نیز بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، به رؤیایی پرهزینه و دور از دسترس تبدیل خواهد شد.
