روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: سه شنبه، 06 مرداد 1405
ساعت: ۱۳:۰۹
کد خبر: 13285
فرهنگی

«مست عشق»: از تحریف تاریخی تا ابتذال عرفان

2011577 942

فیلم «مست عشق» -که حالا اخباری درباره انتشار مینی‌سریالش شنیده می‌شود- قرار بود روایتی باشکوه، شاعرانه و عرفانی از شمس تبریزی و مولانا ارائه دهد، اما در عمل به اثری تبدیل شد که بیش از آن‌ که به عمق تاریخی، فکری و فرهنگی این دو چهره نزدیک شود، آن‌ها را در قالب یک درام پرزرق‌وبرق و سطحی بازتولید کرد. مشکل اصلی فیلم این بود که آنچه به جای تاریخ و فرهنگ می‌نشاند، نوعی تصویرسازی عامه‌پسند، تحریف‌شده و گاه ضدفرهنگی از سنت عرفانی ما بود.

 

یکی از مهم‌ترین محورهای نقد فیلم «مست عشق»، نسبت آن با منبع الهامش یعنی رمان ترکی و سطحی «دولت عشق» است. «دولت عشق» برای بسیاری از خوانندگان و منتقدان، نمونه‌ای از مواجهه‌ای سطحی، احساس‌زده و شبه‌عرفانی با رابطه‌ شمس و مولاناست؛ روایتی که به ‌جای فهم پیچیدگی‌های تاریخی، زبانی و معرفتی این نسبت، آن را به یک داستان پرکششِ عاطفی آماده‌مصرف تقلیل می‌دهد. اگر «مست عشق» را در امتداد همین نوع نگاه ببینیم، ایرادهای آن روشن‌تر می‌شود: فیلم نیز مانند چنین متونی، به‌ جای آن‌که با جهان فکری مولانا و شمس درگیر شود، بیشتر از هاله جذابیت بازارپسند آن‌ها استفاده می‌کند.

از نظر تاریخی، فیلم تصویری نادقیق و ساده‌شده از جهان شمس و مولانا ارائه می‌دهد. درباره‌ این دو شخصیت، طبعاً با ابهام‌ها و روایت‌های گوناگون مواجهیم، اما این ابهام‌ها نباید بهانه‌ای برای هر نوع تخیل سطحی و بی‌ضابطه باشند. این غیرتاریخی بودن در همه ابعاد «مست عشق» دیده می‌شود؛ تا جایی که حتی به معماری آن دوره توجه نشده و لباس‌ها و بناهای فیلم، اغلب متعلق به دوره عثمانی هستند! آن هم چندین قرن قبل از تاسیس امپراطوری عثمانی.

این سطحی‌سازی به ویژه در شخصیت‌پردازی شمس نیز کاملاً مشهود است. شمس تبریزی در سنت تاریخی و عرفانی، شخصیتی دشوار، تند، چندلایه و حتی آزاردهنده است؛ کسی که نمی‌توان او را به‌ سادگی در قالب یک «عارف جذاب» خلاصه کرد. اما فیلم او را تا حد زیادی به یک جادوگر فرو می‌کاهد. مولانا نیز در فیلم از سرنوشتی مشابه رنج می‌برد. تحول او، که باید مهم‌ترین و پیچیده‌ترین لایه‌ فیلم باشد، اما بیشتر به یک تغییر عاطفی و نمایشی تقلیل پیدا می‌کند. در حالی که دگرگونی مولانا در سنت عرفانی، حادثه‌ای عمیق، دردناک، و آمیخته با بحران هویت، جایگاه اجتماعی و سلوک درونی است، اما فیلم این فرآیند را بیش از حد ساده می‌کند. همین‌جا می‌توان رد همان نگاه موجود در «دولت عشق» را دید: نگاهی که عرفان را به ‌صورت هیجان روحی معرفی می‌کند.

این رویکرد نه تنها فرهنگی نیست و جای خوشحالی ندارد که ما پس از سالها به مولانا پرداخته‌ایم، بلکه ضدفرهنگی است. وقتی عرفان به چند جمله‌ قصار، چند نگاه پرمعنا، چند تصویر زیبا و مقداری موسیقی سوزناک فروکاسته می‌شود، با مصرف فرهنگ روبه‌رو هستیم. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که «مست عشق» از یک فیلم تاریخی یا عرفانی به یک کالای فرهنگی کم‌عمق تبدیل می‌شود.

در نهایت، «مست عشق» را باید فیلمی دانست که از سرمایه‌ نمادین شمس و مولانا استفاده می‌کند، بی‌ آن‌ که بتواند حق این میراث را ادا کند. اگر این فیلم را در امتداد آثاری مانند «دولت عشق» ببینیم، مسئله روشن‌تر می‌شود: ما با جریانی مواجهیم که عرفان ایرانی را از بستر فکری و تاریخی‌اش جدا می‌کند، آن را به داستانی احساساتی و رازآلود تقلیل می‌دهد، و سپس همین نسخه‌ ساده‌شده را به‌عنوان «معنویت» به مخاطب عرضه می‌کند.

این کالا در شکل‌های مختلف به بازار عرضه می‌شود و چند روز دیگر قرار است این بار در قالب مینی‌سریال به بازار فرستاده شود.

 

 

 

 

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 13285
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=13285