یکی از بحثبرانگیزترین پدیدههای ماهها و سالهای اخیر، مواضع و رفتار افرادی است که پیشتر مسئولیتهای مهمی در حوزه سیاست خارجی، امنیت ملی و ساختارهای تصمیمگیری کشور داشتهاند؛ افرادی که اکنون نه تنها بی اعتقادی کامل خود به أصول انقلاب اسلامی و اندیشه سیاسی امام خمینی و رهبری شهید را فریاد میزنند، بلکه با مواضعی سادهلوحانه، گاه ضد امنیت ملی و حتی فاقد ابتداییترین مبانی علم روابط بینالملل، عملاً به بلندگوی روایت دشمن تبدیل شدهاند.
نمونه روشن این وضعیت، حشمتالله فلاحتپیشه است؛ فردی که سابقه ریاست کمیسیون امنیت ملی مجلس را در کارنامه دارد. سخنان توهینآمیز او درباره رهبری شهید، تنها یک موضع سیاسی متفاوت نیست؛ بلکه نشانهای از فهم صفر او از مفاهیمی همچون بازدارندگی، موازنه قدرت و «موازنه از راه دور» است. او با ادبیاتی که عمق سادهلوحیاش در فهم علم روابط بینالملل را آشکار میکند، مدعی شده است: «شما گفتید اگر در لبنان و فلسطین نجنگیم، باید در کرمانشاه و تهران بجنگیم؛ من معتقدم کسی که چنین سخنی را مطرح میکند، در پی ایجاد فتنهای تحت عنوان تداوم جنگ برای کشور است» این تحلیل، اگر از سوی یک کاربر عادی شبکههای اجتماعی مطرح میشد، شاید صرفاً یک برداشت سیاسی نادرست تلقی میشد؛ اما از زبان رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی، مسئلهای بسیار جدیتر است. آیا اساساً گوینده درکی از نقش عمق راهبردی، بازدارندگی پیشدستانه و جلوگیری از انتقال تهدید به مرزهای کشور دارد؟
نمونه دیگر، محمدمهدی شهریاری است؛ فردی که در دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه تحصیل کرده، سابقه ارشد دیپلماتیک و استانداری دارد و اکنون عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس است، اما در مواضع خود حتی بدیهیات این رشته را نیز نمی داند. از موازنه قدرت و ذات شرارتبار نظام بینالملل درک روشنی ندارد و حتی مفهوم تسلیحاتی کردن وابستگی کشورها (Weaponized interdependence) را نیز نمیفهمد؛ همان ابزاری که آمریکا با تحریم، بارها برای اعمال فشار استفاده کردهاند و ایران نیز در بحرانهای اخیر با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، از جمله در تنگه هرمز، نشان داد وابستگی متقابل میتواند به ابزار قدرت تبدیل شود.
رفتار و ادبیات شهریاری در مناظره با امیرحسین ثابتی نیز فراتر از یک اختلاف سیاسی بود. ادبیاتی زشت و زننده و مواضعی که تلویحاً اصول انقلاب اسلامی و دیدگاههای امام خمینی و رهبری شهید را در جایگاه «تندروی» قرار میدهد، این پرسش را ایجاد میکند که اساساً معیارهای فکری و اعتقادی برای حضور در ساختارهای حساس کشور چیست.
توهینها به رهبری شهید از سوی کسانی که تمام زندگی سیاسی خود را از جمهوری اسلامی گرفتهاند زنگ خطری جدی درباره معیارهای گزینش، ارزیابی امنیتی و سازوکار تربیت نیرو در ساختارهای سیاسی و سیاست خارجی کشور است.
