خبر بازداشت و پلمب کلینیک فردی که بدون داشتن تخصص در حوزه ارتوپدی و فیزیوتراپی، از طریق فضای مجازی در امور پزشکی دخالت میکرد و سلامت مردم را به خطر میانداخت، با استقبال کاربران همراه شد و نشان داد که جامعه از صیانت و حراست از سلامت خود حمایت میکند.
در این پرونده، دستگاه قضایی و نهادهای مسئول حوزه پزشکی بهدرستی و با حساسیت وارد شدند و جلوی روندی خطرناک را گرفتند. اما همین اتفاق یک سؤال جدی را پیش روی مسئولان فرهنگی کشور میگذارد: اگر دخالت فرد غیرمتخصص در سلامت جسمی مردم جرم و تهدید است، چرا دخالت افراد بیصلاحیت در سلامت روانی جامعه، اینچنین بیپاسخ رها شده است؟
امروز بخشی از بلاگرها و چهرههای مشهور فضای مجازی، عملاً به بازیگران بیرقیب عرصه فرهنگ و حتی امنیت تبدیل شدهاند؛ افرادی که نه تخصصی در هیچ حوزهای دارند و نه سواد کافی در فهم مسائل کلان کشور دارند اکنون و در شرایط جنگی و غیرجنگی مشغول موعظه، نفرتپراکنی، ایجاد شبهه و به خطر انداختن شریعت، امنیت و فرهنگ هستند.
عدهای از این افراد، بیآنکه کوچکترین مسئولیتی در قبال پیامدهای رفتار خود بپذیرند، با روان مردم بازی میکنند، مصرفزدگی را به فضیلت تبدیل میکنند، ابتذال را بهعنوان سبک زندگی میفروشند، مرزهای شرعی و اخلاقی را جابهجا میکنند و در بستری که دشمن نیز سالهاست از آن برای تهاجم فرهنگی استفاده میکند، به تولید و بازتولید الگوهای مخرب مشغولاند.
سؤال اینجاست: مسئولان فرهنگی کجا هستند؟ چرا همان حساسیتی که در برابر تهدید سلامت جسمی مردم وجود دارد، در برابر تهدید سلامت روان و فرهنگ جامعه دیده نمیشود؟
سلامت فرهنگ جامعه، کمتر از سلامت فیزیکی مردم نیست. همانطور که نمیتوان بدن مردم را به دست افراد غیرمتخصص سپرد، نمیتوان ذهن، روان و فرهنگ میلیونها انسان را نیز به دست کسانی سپرد که تنها تخصصشان جذب فالوئر و تبدیل ابتذال به سرمایه است. درواقع اگر برای سلامت جسمی مردم خط قرمز داریم، باید برای سلامت فرهنگی و روانی جامعه نیز خط قرمز داشته باشیم.
