آنچه این روزها در برخی پارکهای تهران و حتی دیگر استانها، تحت عنوان «ورزش» در حال وقوع است، نمونه دیگری از قبحزدایی و هنجارشکنی علنی در سایه غفلت مسئولان فرهنگی است. درواقع با پدیدهای مواجهیم که از رقاصی و حرکات موزون تا پوششهای زننده و حتی برهنگی پیش میرود و در کمال تعجب، همچنان با برچسب ورزش و با افتخار به جامعه عرضه میشود. تصاویری که از برخی این برنامهها منتشر شده، به اندازهای زننده و خلاف اخلاق عمومی است که اساساً دیدن آنها حتی در کنار اعضای خانواده نیز موجب وهن خانواده است؛ اما ظاهراً مسئولان مربوطه نهتنها دغدغهای برای توقف این روند ندارند، بلکه اساساً ترجیح دادهاند صورتمسئله را پاک کنند.
تحریف مفهوم ورزش برای مشروعیتبخشی به رفتاری که در هیچ چارچوبی با اخلاق عمومی و شئونات اسلامی سازگار نیست، نامش مدیریت نیست. نمیتوان هر تجمعی را با پخش موسیقی، حرکات موزون، رقاصی و پوششهای خارج از چارچوب، صرفاً به این دلیل که چند حرکت بدنی هم در آن انجام میشود، «ورزش» نامید و از نظارت قانونی و فرهنگی معاف کرد. اگر چنین باشد، هر نوع ابتذال و هنجارشکنی میتواند با یک عنوان فریبنده از زیر بار مسئولیت فرار کند و سر جامعه کلاه بگذارد.
آنچه امروز در پارکها رخ میدهد، نتیجه مستقیم رهاشدگی عرصه فرهنگ و غفلت نهادهای مسئول است. جامعه در حال تحمل یک شبیخون فرهنگی و دینی تمامعیار است؛ شبیخونی که اثرات بلند مدت آن منجر به فروپاشی اخلاق و سلامت خانواده خواهد شد و به مراتب از حملات نظامی به ایران خطرناکتر است. عادیسازی رقاصی، برهنگی، بیحیایی و عبور تدریجی از خطوط قرمز دین و شریعت در روز روشن انجام میشود و آبازآب تکان نمیخورد. اگر قرار است متولیان فرهنگ و نهادهایی که در خصوص فرهنگ بودجه دریافت میکنند فقط در این وضعیت نظارهگر باشند پس ضرورت وجودیشان در چه چیزی است؟
واقعیت را باید صریح و بیتعارف بیان کرد: تمام این برنامهها و دورهمیها هیچ سنخیتی با شریعت، اخلاق عمومی و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی ندارد. جامعهای که در آن حیا به وسیله قبحزدایی از بین برود، دیر یا زود بخش مهمی از هویت خود را از دست خواهد داد و سرنوشت محتومش زوال است.
