این دیگر نه یک سوءتفاهم دیپلماتیک است و نه یک موضعگیری احساسی؛ آنچه از سوی دولت اوکراین علیه جمهوری اسلامی ایران شاهد هستیم، قرار گرفتن آشکار در صف دشمنان ملت ایران است. حکومتی که خود سالهاست با شعار دفاع از تمامیت ارضی و مقابله با تجاوز از جهان طلبکار است، امروز در کنار همان جبههای ایستاده که از تجاوز، ترور و حمله نظامی علیه ایران حمایت میکند و حتی خود شریک جنایتکار میشود و با حمله به کشتی تجاری ایرانی دستش به خون شهروند ایرانی آلوده گشته است. این رفتار، اعلان رسمی دشمنی است و چه کسی است که نداند در فرهنگ سیاسی دشمنی هزینه دارد. کسانی که تصور میکنند میتوانند در کنار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ملت ایران صفآرایی کنند و همچنان از هرگونه پاسخ و هزینه مصون بمانند، دچار خطای محاسباتی شدهاند. تجربه گذشته نشان داده است که ایران در برابر دشمنی سازمانیافته سکوت نخواهد کرد که اگر چنین شد تبعات بدی برای امنیت ملی در پی خواهد داشت.
اوکراین باید بداند دوران بازی با کارت ایران برای جلب رضایت واشنگتن به پایان رسیده است. اگر کییف گمان میکند با چند موضع خصمانه میتواند کمکهای بیشتری از آمریکا و اروپا دریافت کند، باید این واقعیت را نیز درک کند که هر اقدام خصمانه، متناسب با خود پاسخ خواهد داشت. روابط خارجی، خیابان یکطرفه نیست و زلنسکی باید نقره داغ شود.
پاسخ جمهوری اسلامی نیز نباید صرفاً در حد چند بیانیه و اظهار تأسف باقی بماند. دشمن زمانی دست از دشمنی برمیدارد که هزینه آن را لمس کند. بازنگری در همه سطوح روابط، استفاده از ظرفیتهای حقوقی و سیاسی، پیگیری مسئولیت بینالمللی مقامات اوکراینی در حمایت از تجاوز و اتخاذ تدابیر متقابل و مهمتر از همه پاسخ متقابل و نظامی حداقل اقداماتی است که میتواند این پیام را منتقل کند که ایران، میدان آزمون و خطای دولتهای وابسته نیست.
واقعیت آن است که دولت اوکراین استقلال تصمیمگیری خود را سالهاست به حراج گذاشته و سیاست خارجیاش را به پیوست سیاستهای واشنگتن و ناتو تبدیل کرده است. کشوری که خود را ابزار راهبرد آمریکا میکند، باید بپذیرد که در جایگاه یک بازیگر بیطرف یا قربانی صرف دیده نخواهد شد. انتخاب هر دولت، مسئولیت و پیامدهای آن را نیز به همراه دارد.
اکنون پاسخ متناسب نه یک انتخاب، بلکه لازمه حفظ بازدارندگی و دفاع از منافع ملی است. دشمن باید مطمئن باشد که اقدام خصمانه، بیپاسخ نمیماند و هزینه دشمنی با ایران، بسیار سنگینتر از منافعی خواهد بود که از آن انتظار دارد. اگر در چند ماه گذشته کشورهای حاشیه خلیج فارس تا حدودی تاوان همکاری با شیطان را داده اند اکنون اروپا باید این تاوان را بدهد.
