۱- در ایام انتخابات رئیسجمهور محترم دو شعار کلیدی و ارزشمند داشتند که بخشی از مردم بر اساس آنها به ایشان رای دادند: یکی توجه به نظر کارشناسان در تصمیمگیریها بود، و دیگری این که مسئولین نباید با هم دعوا کنند. ایشان به خوبی دریافته بود که مردم از درگیریهای سیاسی و جناحی خسته شدهاند و از آنها انتظار خدمت صادقانه و حل مشکلات کشور را دارند. طبیعی است که این به معنی نفی بحثهای جدی و صریح کارشناسی در جلسات مسئولین نیست. اما کشیده شدن اختلاف نظرها به فضای عمومی و رسانهای و ایجاد التهاب و تشویش اذهان مردم از نظر ایشان پسندیده نبود.
۲- در روزهای اخیر یک عملیات سنگین رسانهای و تبلیغاتی توسط برخی چهرههای سیاسی و برخی مطبوعات علیه رسانهی ملی به راه افتاده است. البته این هجمهها اتفاق جدیدی نیست. از دوره ریاست شهید فرزانه دکتر علی لاریجانی این قبیل حملاتِ سازمان یافته توسط مطبوعات زنجیرهای وقت علیه رسانهی ملی رایج بوده است. اتفاقاً امروز نیز برخی از گردانندگان همان مطبوعات، که اغلب به دلیل عملکرد خلاف منافع ملی در فتنههای مختلف سابقه محکومیت قضایی دارند، دوباره برای راه انداختن دعوا و تنش و درگیری در کشور دست به کار شدهاند. عجیب است در دولتی که رئیس محترم آن با شعار «دعوا نکنیم» در انتخابات پیروز شده، افرادی در زمرهی مشاوران اجتماعی و رسانهای و اطلاعرسانی دولت به کار گماشته شدهاند که مهمترین سابقه و تخصص آنها راه انداختن دعوا و درگیری و بحران امنیتی در کشور بودهاست. و چه خسارتهای عظیم که کشور در دههی ۷۰ و ۸۰ بخاطر این دعواهای پوچ متحمل شد.
۳- ممکن است برای برخی سوال شود که این جنگ روانی اخیر علیه رسانهی ملی به چه دلیل در شرایط فعلی به راه افتاده است؟ ظاهرا کلید خوردن این حملات پس از برخی اظهارنظرهای کارشناسی و تخصصی رئیس سازمان صدا و سیما در برخی جلسات رسمی بوده است. به نظر میرسد برخی افراد در دولت برخلاف شعار رئیس جمهور محترم مبنی بر لزوم توجه به نظرات کارشناسی از شنیده شدن هرگونه صدای متفاوت در جلسات دولت یا برخی جلسات رسمی ناراحت هستند و به دنبال ایجاد خفقان در فضای تصمیمگیری کشور هستند. قطعا چنین رویکرد فاشیستی خلاف مشی و روحیه رئیس جمهور محترم است. پرسش اصلی این است که این اشباح سرگردان چرا اینقدر از مطرح شدن برخی دیدگاهها و نقدها نگران و هراسان هستند؟ آیا خطایی در دستگاه محاسباتی آنها اتفاق افتاده که نمیخواهند در برابر آن پاسخگو باشند؟ آیا به دلیل آن خطای محاسباتی خسارتی به کشور وارد شده که نمیخواهند به آن پرداخته شود؟ اگر حتی در جلسات رسمی و محرمانه هم اعضا امکان ابراز نظر آزادانه در خصوص این موارد را نداشته باشند و هرکس نظر متفاوتی دهد در فضای رسانهای و مطبوعاتی با ترور شخصیت مواجه شود، قطعا چنین رویهای ضد شعارهای رئیس جمهور مبنی بر توجه به نظرات کارشناسان است.
۴- رئیس فعلی سازمان صدا و سیما بیش از سی سال سابقه تدریس علوم ارتباطات و رسانه در دانشگاه دارد، بیش از سه دهه تجربهی حرفهای خبری و رسانهای در داخل و در سطح بینالمللی دارد. در دوران حساسترین مذاکرات و پروندههای بینالمللی کشور در مقام معاون سیاسی یا معاون برونمرزی صدا و سیما مسئولیت و اشراف رسانهای داشته و یک دوره هم در جایگاه سفیر ایران مأموریت دیپلماتیک بر عهده داشته است. اگر فردی با این سوابق علمی و حرفهای و دیپلماتیک هم اجازه نداشته باشد در جلسات رسمی دولت در خصوص مذاکرات و تفاهمنامه اظهار نظر کند، تکلیف بقیه روشن است. این نکات به معنی نفی هرگونه نقد پیرامون عملکرد رسانه ملی نیست. اما نقد عملکرد با ترور شخصیت و جنگ روانی آن هم در شرایط جنگی متفاوت است.
۵- موضوع دیگری که به عنوان «جرم نابخشودنی» سازمان صدا و سیما دستمایهی حملات اخیر به این سازمان شده ادعای «سانسور سخنان رئیسجمهور» در مراسم روز صنعت و معدن است. در این خصوص چند نکته قابل توجه است:
اولاً مطلب مطرح شده در این سخنرانی را رئیس جمهور محترم چندی قبل در دیدار با مدیران صدا و سیما هم مطرح کرده بودند. فیلم آن جلسه را در دفتر ریاست جمهوری تدوین کردند و برای پخش به صدا و سیما ارائه کردند. جالب این که در آن فیلم دقیقاً همین بخش مورد اشاره حذف شده بود! یعنی این هجمهی سنگین علیه صدا و سیما به بهانهی حذف جملهای بر پا شده است که قبلا خود دفتر ریاست جمهوری هم – به درستی – آن جمله را از سخنرانی ایشان حذف کرده بود.
ثانیاً جملهی مورد اشاره در این سخنرانی یک نقل قول از جلسهای خصوصی میان رهبر شهید انقلاب و رئیس جمهور محترم بوده است. طبق قواعد و ضوابط حرفهای و پروتکلهای رایج در تنظیم و انتشار اخبار مربوط به رهبر معظم انقلاب، هرگونه نقل قول از جلسات خصوصی و محرمانه ایشان ممنوع بوده و انتشار چنین مطالبی صرفاً منوط به تایید دفتر مقام معظم رهبری است. این رویه که در زمان حیات رهبر شهید رایج بوده طبعاً در شرایط فعلی پس از شهادت ایشان باید با حساسیت بیشتری رعایت شود. اگر بنا شود هرکسی برای توجیه اقدامات فعلی خود نقل قولی از جلسات خصوصی با رهبر شهید انقلاب مطرح کند با هرج و مرج و آشفتگی روایتها مواجه خواهیم شد.
متأسفانه همین نقل قول اخیر رئیسجمهور محترم نیز دستمایهی سوءاستفاده برخی عناصر ضدانقلاب و منافقین خارج از کشور قرار گرفت و زمینه ساز اهانت و و توهین به شخصیت رهبر شهید انقلاب شد. همهی ما بند آخر وصیتنامه امام خمینی (ره) را بخاطر داریم که ایشان تصریح میکنند «آنچه به من نسبت داده شده یا می شود مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم». بر اساس این حکم امام خمینی (ره) هرگونه انتساب نقل قول به رهبری انقلاب که خارج از اسناد و مدارک موجود باشد باطل و غیرمعتبر است. این امر در مورد رهبر شهید نیز طبعا صادق است و آقای رئیسجمهور که خود از پیروان «خط امام» هستند قطعاً بیش از همه باید به رعایت این اصول و ضوابط در نقل قول از رهبر انقلاب پایبند باشند.
اصرار برخی مسئولین دفتر رئیسجمهور به پخش این بخش از سخنان ایشان از صدا و سیما برخلاف همه استانداردها و قواعد رایج حرفهای، و لشکرکشی رسانهای به بهانهی «سانسور» آن قدری عجیب به نظر میرسد. گویا این جنجال آفرینی پوچ در راستای اهداف دیگری بوده است. خصوصاً که دفتر رئیسجمهور چندی قبل اقدام به حذف همین بخش از سخنان رئیسجمهور در دیدار ایشان با مدیران صدا و سیما کرده بود.
ثالثاً در مورد عدم پخش بخشی از مصاحبهي رئیس محترم مجلس شورای اسلامی نیز سازمان صدا و سیما بر اساس برخی سیاستهای ابلاغی پیشنهاد حذف ۲ دقیقه از مصاحبه ایشان را مطرح کرده بود که پس از بررسی موضوع در جلسهای با حضور نمایندگان نهادهای مختلف و مراجع ذیصلاح نه تنها نظر سازمان صدا و سیما صحیح تشخیص داده شد و مورد تایید قرار گرفت بلکه مقرر شد که ۱۸ دقیقه از آن مصاحبه حذف شود. این موضوع همان زمان به اطلاع تیم رسانهای رئیس محترم مجلس هم رسید و لذا در پخش دوم با وجود انجام این اصلاح در پخش هیچگونه اعتراضی هم نبود. اینکه بعد از چند هفته برخی افراد در شورای اطلاعرسانی دولت ناگهان غمخوار ریاست محترم مجلس شدهاند هم از عجایب روزگار است.
رابعاً در مورد پخش مصاحبههای وزیر محترم امور خارجه با خبرنگاران خارجی هم معمولا با توجه به برخی اظهارنظرهای خلاف واقع و ضد منافع ملی و اظهارات سوگیرانهی خبرنگاران خارجی علیه ایران در این مصاحبهها، پخش کامل آنها معمولاً در دستور کار رسانه ملی نبوده است. هیچ درخواستی هم از سوی وزارت امور خارجه برای پخش کامل این مصاحبهها مطرح نشده است. ضمن اینکه اصولاً پخش کامل مصاحبهای که توسط یک رسانهی دیگر انجام شده، جز در موارد استثنا، خلاف اصول حرفهای رسانه است. معمولاً رسانهها به پخش بخشهایی از مصاحبههایی که توسط دیگران انجام شده اکتفا میکنند. اگر از نظر وزیر محترم امور خارجه یک مصاحبهی خارجی ایشان ارزش پخش در فضای داخلی به صورت کامل را داشته، طبعا میتوانستند از مرکز رسانهای خود درخواست کنند که آن را طبق نظر خودشان ترجمه کنند و در اختیار رسانههای داخلی قرار دهند. اینکه چند ماه بعد ناگهان در مورد این موضوع در مصاحبهای ابراز گلایه کنند، در حالی که چند دیدار رو در رو با مدیران رسانه ملی در این مدت داشتهاند و هیچ سخنی در این موضوع نگفتهاند قابل تأمل است. شاید ایشان هم از موضوع دیگری ناراحت هستند.
۶- عجیبتر از لشکرکشی رسانهای علیه صدا و سیما، اظهارنظر برخی رسانهها و چهرههای نزدیک به دولت مبنی بر لزوم قطع بودجه صدا و سیما و نیز پخش شایعات تخیلی در مورد «توبیخ رئیس صدا و سیما» است. این افراد ظاهراً آشنایی با قانون اساسی و روالهای قانونی کشور ندارند. سازمان صدا و سیما طبق قانون اساسی زیر مجموعهی دولت نیست که رئیس آن توسط رئیسجمهور توبیخ شود. بودجه صدا و سیما نیز طبق قانون بودجه به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و توسط رئیسجمهور ابلاغ شده است. توصیه عدهای به استنکاف رئیسجمهور از اجرای قانون در واقع ترویج قانون شکنی و دیکتاتوری است. این اقدام سیاسی غیرقانونی در دولت و مجلس اصلاحات توسط برخی افراطیون علیه سازمان صدا و سیما و مدیریت شهید لاریجانی در دستور کار قرار گرفت. متأسفانه گویا برخی افراطیون فیلشان یاد هندوستان کرده و دچار «نوستالژی افراطیگری» شدهاند.
۷- با توجه به موارد فوق پرسش پایانی این است: دلیل اصلی این لشکرکشی رسانهای و جنجالآفرینی پوچ علیه رسانه ملی در میانهی جنگ، و در شرایطی که رسانهی ملی، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان، هدف بمباران وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و مدیران و کارکنان آن با ایثار و جهاد اجازه ندادند آنتن خاموش و فرآیند اطلاعرسانی مختل شود، چیست؟ طبق آخرین نظرسنجی مرکز افکارسنجی آراء (که مدیریت آن گرایش اصلاحطلبانه دارد)، میزان اعتماد مردم به صدا و سیما از میزان اعتماد مردم به دولت بیشتر است. شاید برخی عناصر افراطی نزدیک به دولت از این واقعیت عصبانی هستند. اما به نظر میرسد دلیل اصلی این است که رسانهی ملی طبق توصیه رهبر شهید انقلاب و با عبرت گرفتن از تجربهی تلخ برجام و دههی از دست رفتهی ۹۰، علیالاصول مانع از این شده که عدهای با سادهلوحی وعدههای دروغین دشمنان را باور کرده و با رؤیا فروشی و ترویج افسانههای خیالی در مورد توافقات یک دههی دیگر از عمر کشور را تلف کنند. ملت ایران با هزینهی بسیار سنگینی که در این جنگ داده، اراده کرده است که یک بار برای همیشه دشمن متجاوز زورگو را تنبیه و مجبور به عقب نشینی و پذیرش اقتدار منطقهای ایران کند. لذا هرگونه تلاش ذهنهای استعمارزده برای نجات آمریکا از مخمصه، حفظ تداوم سلطهی دشمن در منطقه و استمرار سایهی جنگ بر کشور محکوم به شکست است.
