حملات گسترده موشکی و پهپادی نیروهای مسلح یمن به تأسیسات راهبردی آرامکو در جیزان و ینبع، همزمان با اعلام محاصره دریایی عربستان در بابالمندب، معادلات امنیت انرژی در منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است. اگر تا دیروز ریاض تلاش میکرد با انتقال صادرات نفت خود به دریای سرخ، آسیبپذیری ناشی از بحران هرمز را جبران کند، اکنون همان مسیر جایگزین نیز در تیررس توان موشکی و دریایی یمن قرار گرفته و شریان حیاتی اقتصاد سعودی با چالشی بیسابقه روبهرو شده است.
حمله گسترده نیروهای مسلح یمن به تأسیسات نفتی آرامکو در جیزان و ینبع، صرفاً یک عملیات موشکی دیگر نبود. این حملات آغاز مرحلهای جدید از نبردی است که این بار نه در مرزهای یمن، بلکه در شریانهای حیاتی اقتصاد عربستان جریان دارد. همزمان با اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی صنعا و تهدید تردد کشتیهای مرتبط با ریاض در بابالمندب، معادله جنگ وارد فاز تازهای شده است. مرحلهای که نشان میدهد یمن پس از سالها مقاومت، اکنون توان انتقال میدان نبرد از خاک خود به عمق زیرساختهای انرژی و تجارت رقیب را به دست آورده است.
سرتیپ «یحیی سریع» سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد در پاسخ به حملات اخیر عربستان علیه الحدیده و جزیره کمران، دو عملیات ویژه علیه تأسیسات حساس شرکت آرامکو انجام شده است. به گفته وی، در عملیات نخست پالایشگاه و تأسیسات راهبردی جیزان با دهها موشک بالستیک و پهپاد هدف قرار گرفت و در عملیات دوم نیز مراکز حساس آرامکو در بندر نفتی ینبع با موشکهای بالستیک، کروز و پهپاد مورد اصابت قرار گرفتند.
اهمیت این حملات تنها در حجم آتش نیست بلکه در انتخاب اهداف نهفته است. پالایشگاه جیزان با ظرفیت پالایش روزانه ۴۰۰ هزار بشکه نفت، یکی از مهمترین مراکز پالایش و پتروشیمی عربستان در ساحل دریای سرخ محسوب میشود. پروژهای که هزینه ساخت آن از ۷ میلیارد دلار به بیش از ۲۱ میلیارد دلار افزایش یافت و بخش مهمی از تولید سوخت و برق جنوب عربستان را تأمین میکند. در سوی دیگر، بندر ینبع مهمترین مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان در شرایط بحران تنگه هرمز به شمار میرود و طی ماههای اخیر بخش عمده صادرات نفت ریاض از این بندر انجام شده است.
اما اهرم و فشار اصلی یمن بر عربستان محاصره دریایی است. اقدامی که بابالمندب را به مهمترین اهرم فشار بر اقتصاد سعودی تبدیل کرده است. این تنگه که حدود ۱۲ درصد نفت و بخش قابل توجهی از تجارت دریایی جهان از آن عبور میکند، امروز به یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شده است. هرگونه اختلال در این گذرگاه، تنها عربستان را هدف قرار نمیدهد، بلکه زنجیره تأمین انرژی و تجارت جهانی را نیز دچار بحران میکند.
پیامدهای اقتصادی این تحول خیلی زود خود را نشان داد. شرکتهای بزرگ بیمه دریایی مستقر در بازار لویدز لندن از صدور بیمه جنگ برای کشتیهای مرتبط با عربستان خودداری کردند و برخی شرکتها حتی قراردادهای قبلی خود را نیز لغو کردند. در نتیجه، نفتکشهایی که به بنادر سعودی رفتوآمد دارند، اکنون در کنار ناوگان آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در فهرست پرریسکترین شناورها قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، مسیرهای جایگزین نیز هزینههای سنگینی بر ریاض تحمیل کرده است. با ناامن شدن همزمان بابالمندب و هرمز، عربستان ناچار شده بخشی از صادرات خود را از طریق کانال سوئز و خط لوله سومد مصر انجام دهد. مسیری که نهتنها ظرفیت محدودی دارد و تنها حدود ۲.۵ میلیون بشکه از صادرات روزانه عربستان را پوشش میدهد، بلکه زمان انتقال نفت به بازارهای آسیایی را از ۱۹ روز به حدود ۴۸ روز افزایش داده است. هزینه سوخت هر نفتکش نیز از حدود ۱.۳ میلیون دلار به نزدیک ۲.۹ میلیون دلار رسیده و پرداخت حدود یک میلیون دلار عوارض کانال سوئز نیز به آن افزوده شده است. به این ترتیب، هزینه انتقال نفت عربستان عملاً چند برابر شده و مزیت رقابتی این کشور در بازارهای آسیایی را به شدت کاهش داده است.
عربستان تصور میکرد با اتکا به بندر ینبع و دریای سرخ میتواند وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهد، اما اکنون همان مسیر جایگزین نیز در تیررس توان موشکی و پهپادی یمن قرار گرفته است.
حملات دقیق به آرامکو، تهدید بابالمندب، افزایش سرسامآور هزینههای بیمه و حملونقل و مختل شدن مسیرهای صادراتی، همگی نشان میدهد که معادله بازدارندگی در منطقه تغییر کرده است.
