پیام ۲۶ تیرماه رهبر معظم انقلاب، از دو نکته حائز اهمیت ویژه بود. پیامی که چند روز پس از پیام تشکر از حضورمیلیونی امت آزاده و مسلمان در تشییع میلیونی امام شهید بود، حتما نکات خاصی نسبت به آخرین تحولات روز دارد.
پیام بی اعتمادی:
اشاره رهبر انقلاب به اثبات مجدد بی اعتباری امضای رئیسجمهور آمریکا، چیزی در امتداد اثبات مخالف اصولی شان با فرایند مذاکرات و نتیجهی حاصل شدهای به نام تفاهمنامه باید دانست. نقض همه بندهای تفاهمنامه، عملاً موجودیت از توافق باقی نگذاشته تا بخواهیم درباره مزایا و معایب آن صحبت کنیم. بلکه اتفاق روزهای اخیر، پایان ماهوی تفاهمنامه بود؛ این اتفاقات نشان داد راه مذاکره و دیپلماسی با گروهی که در عهدشکنی و جنایت محدودیتی برای خود قائل نیست مسیری غلط است. اثبات این حقیقیت که مسلک آمریکایی، «دروغگو، غیرمنطقی، غیرقابل اعتماد و پلید» است، فارغ از آنکه تیم طرف مقابل آنها متشکل از چه ترکیبی باشد؛ بلکه اساسا راهحل امتحان پس دادهی «میز مذاکره » در مواجهه با آمریکا مردود شده است.
اما اگر امضای کاغذ فیمابین مسئولان جمهوری اسلامی و مسئولان آمریکایی مسیر اشتباهی ست، پس چه کنیم؟
موضع رهبر انقلاب در پیام مشخص است: «اکنون که دشمن امریکایی به دنبال جنگافروزی و تحمّل هزینههای سنگینتر و بیآبروئی بیشتر است، بداند که ملّت عزیز ایران و جبههی مقاومت، درسهای فراموشنشدنی برای او دارد که رشادتهای رزمندگان اسلام و غیرت مردمان شجاع خطه جنوب در این روزها نمونههایی از آن را نشان داده است.»
در پاسخ به بدعهدی و جنگ افروزی، باید دشمن را پشیمان کرد؛ و مسیر تحقق این پشیمانی، ایستادن و «تحمیل هزینه های سنگینتر» به آن است.
رهبر انقلاب یکبار تذکر غیراصولی بودن اعتماد و اعتبار دادن به سندی که امضای آمریکایی ها پای آن است را داده بود؛ و این اشاره دوم، انتظار و پیشبینی آینده نیست، بلکه اثبات پیشبینی ۲۸ خرداد(پیام معروف به علیالاصول) و اعلام تغییر رویکرد در سیاست خارجه است. چاره حفظ عزّت و استقلال در برابر دشمن جنگ افروز، واکنشی غیرهمسطح با هدف تحمیل هزینههای بیشتر به اوست.
پیام اتحاد:
به گواه پیام ارزشمند ۲۶ تیر، رمز موفقیت در مقاومت فوقالذکر، «وحدت کلمه» در همه سطوح مردم و همه سطوح مسئولین است. به عبارتی لازم است مردم با مردم، مسئولین با یکدیگر، و مردم و مسئولین در یک جبههی مشترک، حول اصل «ایستادگی در برابر دشمن جنایتکار و حیلهگر آمریکایی» اتحاد داشته باشند.
رهبر انقلاب در این پیام پس از آنکه وحدت را اتحاد حول یک اصل مشترک تعریف میکنند(نه یک اجماع نظر چشمبسته)، حتی به لوازم این وحدت هم اشاره کردهاند:
برای مردم: اعتماد به مسئولین و تصمیمگیران، برای یک هدف مشخصی که تضمین صیانت از منافع ایران باشد خواهد بود. و با این رویکرد است که نظارت و به تبع آن نقد به فاصله گیری از معیار وحدت، امری مطلوب خواهد بود و برای استمرار، اثرگذاری آن، رعایت انصاف و صداقت لازم است.
رهبری همچنان استمرار تجمعات و حضور میدانی مردم را برای اعمال وظیفهی نظارت و تأثیرگذاری ضروری میدانند.
برای مسئولین: پس از پیام ۱۴ خرداد رهبر انقلاب، این تأکید دوم بر وظیفه مسئولان در حفظ شاکله وحدت است. در آن پیام هم وحدت را «برای» همصدا نشدن با دشمن و ایستادگی در برابر آن معرفی کرده، و «نقش مسئولان» را در این امر مهمتر دانستند؛ همچون پیام اخیر.
این مسئله شفاف ترین اشاره برای جلوگیری از تحریفِ وحدت به سکوت و انفعال و توجیه هرچه پیشآمد(!) است. وحدتی که ما را به پیروزی و هزیمت دشمنان میرساند، یکصدایی مردم و مسئولین و دلسوزان انقلاب در مبانی اصولی است که رهبر شهید و رهبر کنونی انقلاب شفاهی و کتبی گفتهاند.
سکوت در مواجهه با پیام های رهبر انقلاب(مانند آنچه درباره پیام ۱۸ تیر رخ داد) و یا بیاعتنایی به تدابیر رهبر انقلاب و تأکید بر طی کردن مسیر خلاف نظر امام و امت، «وحدت حول کلمه» نیست. حتی اگر اجماع حداکثری تعدادی از مسئولان یر یک رأی یا اتخاذ تصمیم تعطیلی ارگان های مرتبط باشد!
مسئولین دومین تأکید صریح و شفاف بر نقش کلیدی شان در وحدت را باید اتمام حجتی بر این بدانند که لازم است قدم به قدم اقدامات خود را در وحدت با مردم و امام(ما) تنظیم کنند.
