روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: جمعه، 02 مرداد 1405
ساعت: ۱۶:۱۲
کد خبر: 13014
سیاسی

وقت تغییر معادله است

هسته ای

تهدید صریح دونالد ترامپ برای هدف قرار دادن یکی از سایت‌های هسته‌ای ایران، همزمان با گمانه‌زنی رسانه‌های اسرائیلی درباره احتمال استفاده از بمب اتم تاکتیکی علیه سایت کوه کلنگ نطنز، بار دیگر مسئله بازدارندگی ایران را به کانون توجه آورده است. پرسش اصلی این است: پس از سال‌ها تهدید، تحریم، حمله و حتی جنگ مستقیم، آیا هنوز صرفاً هشدار دادن می‌تواند مانع عبور آمریکا از خطرناک‌ترین خطوط قرمز شود؟

یکی از مهم‌ترین موضوعات روزهای اخیر در اخبار جنگ آمریکا با ایران، تهدید صریح به هدف قرار دادن سایت هسته‌ای کوهستانی نطنز، معروف به سایت کوه کلنگ، در مجاورت سایت هسته‌ای شهید احمدی‌روشن نطنز است؛ تهدیدی که تنها یک تهدید نظامی معمولی نیست و در صورت تحقق، می‌تواند یکی از خطرناک‌ترین مراحل تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا را رقم بزند.

اهمیت این سایت از آنجا دوچندان می‌شود که حتی برآوردهای مراکز مطالعاتی و اندیشکده‌های آمریکایی و مجموعه‌های وابسته به ساختار دفاعی این کشور نیز نشان داده‌اند که تأسیسات عمیق و کوهستانی ایران، به‌سادگی قابل تخریب نیستند و حتی بمب‌های سنگرشکن سنگین نظیر GBU-57 نیز لزوماً قادر به نابودی کامل چنین اهدافی نخواهند بود. درست در همین نقطه بود که برخی رسانه‌های اسرائیلی، بحث استفاده احتمالی از بمب اتم تاکتیکی برای نابودی سایت کوه کلنگ را مطرح کردند؛ موضوعی که به‌خودی‌خود نشان می‌دهد سطح تهدید علیه ایران تا چه اندازه از چارچوب‌های متعارف خارج شده است.

ترامپ تهدید کرد که به‌زودی سایت کوهستانی نطنز را هدف حمله قرار خواهد داد. الگویی که ظاهراً دولت آمریکا در قبال ایران در حال طراحی و اجرای آن است، حمله به هر مکانی است که بخشی از صنعت هسته‌ای ایران در آن انجام می‌شود؛ از استحصال اورانیوم تا غنی‌سازی گرفته تا نگهداری سانتریفیوژها و تجهیزات مرتبط و حتی بخش های کاملا و صرفا صلح آمیز همچون نیروگاه در حال ساخت دارخوین و …،.

تداوم این الگو می‌تواند اساساً برنامه هسته‌ای ایران که با فداکاری و میلیارد ها دلار هزینه ایجاد شده بود را از حیز انتفاع ساقط کند. زیرا اگر هر تأسیساتی که ایران در آن حتی صرفاً سانتریفیوژهای خود را نگهداری می‌کند، به هدف حمله آمریکا تبدیل شود، معنای عملی آن این است که واشنگتن می‌خواهد کل زنجیره صنعت هسته‌ای ایران را به‌صورت مرحله‌به‌مرحله نابود کند.

ترامپ همچنین عصر روز چهارشنبه در تهدیدی دیگر گفت: از این لحظه به بعد، هر زمان که جمهوری اسلامی ایران به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، چه با موشک، راکت، پهپاد یا هر وسیله و سلاح دیگری، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه برق را بمباران و نابود خواهد کرد؛ از جمله پل‌ها یا نیروگاه‌هایی که در نزدیکی پایتخت یا در داخل شهر تهران قرار دارند. در کنار اینها باید توجه داشت نشست امنیتی شش‌ساعته بنیامین نتانیاهو و تماس مستقیم او با مارکو روبیو نیز صرفاً یک رایزنی معمولی نیست. این تحولات می‌تواند نشانه‌ای از هماهنگی فشرده برای مدیریت مرحله بعدی بحران و آماده‌سازی سناریوهای پس از واکنش احتمالی ایران باشد.

** تهدیدات ایران چگونه معتبر می‌شود؟

ایران نیز در واکنش به تهدید مراکز هسته‌ای و حساس کشور اعلام کرد چنانچه ارتش آمریکا وارد چنین مرحله‌ای شود، این اقدام به‌عنوان توسعه جنگ در منطقه تلقی خواهد شد و همه منافع آمریکا، هم‌پیمانان و حامیان آن هدف حمله قدرتمند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار خواهند گرفت.اما پرسش مهمی این است که در یک سال و چند ماه گذشته از دور جدید کشمکش‌ها و تنش میان ایران و آمریکا در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، چرا تهدیدهای ایران یا متناسب و کافی نبوده است؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که به تجربه سال‌های گذشته نگاه کنیم. از زمان خروج آمریکا از برجام، حتی در دولت حسن روحانی، تهران صراحتاً فعال‌سازی مکانیسم ماشه را با خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، یعنی NPT، مساوی دانسته بود. اما سال‌ها گذشت؛ مکانیسم ماشه فعال شد، تحریم‌ها تشدید شد، دو جنگ تمام‌عیار علیه ایران شکل گرفت، رهبر شهید ترور شد و بخش مهمی از تأسیسات هسته‌ای کشور هدف حمله قرار گرفت. در تمام این مدت نیز آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، که وظیفه‌اش نظارت و حمایت از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای کشورهاست، عملاً صدای مؤثری در محکومیت حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران بلند نکرد. با این حال، حتی اکنون نیز نشانه‌ای جدی از قصد ایران برای خروج از NPT دیده نمی‌شود.

در سوی مقابل، آمریکا در مواجهه با ایران از هیچ سطحی از تهدید و خشونت دریغ نکرده است؛ از جنایت جنگی در میناب و استفاده از سلاح‌های کشتارجمعی در لامرد تا تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم درباره نابودی تمدن ایران و ایجاد یک انفجار بزرگ و نورانی که از سوی ترامپ مطرح شد. اکنون نیز رسانه‌های اسرائیلی و آمریکایی در حال عادی‌سازی ایده استفاده از سلاح اتمی علیه یک کشور، پس از نزدیک به هشت دهه از فاجعه هیروشیماو ناکازاکی هستند.

در چنین شرایطی چندین راهکار روی میز سیاستگذاران وجود دارد. ارائه تهدیدهای معتبر و واقعی علیه زیرساخت‌های انرژی کشورهای منطقه در کنار تغییر دکترین هسته‌ای ایران و حرکت به سمت ایجاد بازدارندگی واقعی و فعال‌کردن جبهه‌های جدید علیه آمریکا از جمله این موارد است.

پاسخ‌های پیشین، از جمله هدف قرار دادن یک پایگاه آمریکایی پس از حمله به تأسیسات فردو در جنگ ۱۲روزه یا حملاتی که در جنگ 39 روزه و دور جدید جنگ در روزهای اخیر انجام می‌شود، اگرچه ممکن است در سطحی حتی بزرگ هزینه‌هایی ایجاد کند، اما لزوماً الگوی تصمیم‌گیری ترامپ را تغییر نمی‌دهد. ایران اکنون باید یک زیرساخت مهم و تعیین‌کننده در معادلات انرژی جهانی در منطقه را هدف قرار دهد و صراحتاً اعلام کند که این اقدام در پاسخ به تهدید فوری و جدی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران انجام شده است و هرگونه تعرض جدید، با هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های دیگر منطقه پاسخ داده خواهد شد.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 13014
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=13014