ربیعی در بخشی از توضیحات خود البته اذعان دارد که “ادعای متن نیز این نیست که با یک پیمایش مستقل یا پژوهشی مبتنی بر تولید داده اولیه مواجهیم؛ هدف، تبدیل مجموعهای از یافتههای اجتماعی به تصویری قابل استفاده برای سیاستگذار است”. با این حال او مدعی شده: “سنجش افکار عمومی و تبیین آن، یکی از ابزارهای ضروری حکمرانی و تصمیمگیری آگاهانه است. مدیران ارشد زمانی میتوانند تصمیمهایی واقعبینانه، کمهزینه و متناسب با نیازهای جامعه اتخاذ کنند که از نگرانیها، امیدها، مطالبات، ارزشها و تغییرات نگرشی مردم آگاهی داشته باشند. تصمیمگیری بدون شناخت جامعه، بهمعنای سیاستگذاری در تاریکی است.” اتفاقاً نقطه آغازین انتقاد بر گزارش اخیر او نیز از همین درگاه طرح میشود. شناخت جامعه حتماً یکی از ابزارهای مدیران ارشد کشور برای تصمیمسازی و سیاستگذاری است اما برخی گزارشات و دادهسازیها از همین واقعیت سوءاستفاده کرده و تلاش میکند تا بهواسطه ارائه آمار غیرواقعی، رویکرد مدیران ارشد را تحتالشعاع قرار دهد. همچنانکه بسیاری از کارشناسان معتقدند بخش عمدهای از خطاهای محاسباتی دولت چهاردهم و شخص پزشکیان، متأثر از فضاسازی مشاوران و حلقههای اطراف رئیسجمهور است. چنانکه نظرسنجیهای متعدد دیگر، مؤید نکاتی امیدبخش و همافزا از جامعه ایرانی است. روز گذشته «مهدی رفیعی بهابادی» رئیس مرکز افکارسنجی آراء در پاسخ به «علی ربیعی» دستیار اجتماعی رئیس جمهور نوشت: پیمایش اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد که با وجود مشکلات اقتصادی و برخی مطالبات، در عین حال، در شرایط تهدید خارجی جامعه ایران از ظرفیت بالایی برای همبستگی ملی، دفاع از کشور و حفظ ثبات اجتماعی برخوردار است. وی افزود: در جریان جنگ تحمیلی رمضان و ماههای پس از آن، بر اساس ۳ پیمایش مرکز افکارسنجی آرا بیش از نیمی از مردم ایران در تجمعات شبانه حضور یافتهاند؛ حضوری که تاکنون بیش از چهار ماه تداوم داشته و اقشار مختلف مردم با گرایشهای سیاسی متفاوت در آن شرکت کردهاند. حضور چند ده میلیونی مردم در مراسم تشییع امام شهید نیز در تداوم همان حضور خیابانی مردم قابل ارزیابی است. به گفته رفیعی، طبق نتایج پیمایشهای متعدد، ارزیابی مردم از عملکرد نیروهای مسلح بسیار مثبت بوده، اکثریت پاسخگویان از عملیات دفاعی کشور احساس غرور و افتخار کردهاند، بخش بزرگی از جامعه ایران را برنده جنگ دانسته و اعلام کردهاند در صورت حمله مجدد، از کشور دفاع خواهند کرد.
پیش از این نیز مطابق نظرسنجیهای متعددی که در ماههای فروردین و اردیبهشت امسال از سوی مرکز پژوهشهای مجلس، صداوسیما و مرکز تحلیل اجتماعی (متا) منتشر شدهبود، دادهها حکایت از اعتماد و حمایت افکار عمومی از ارکان قدرت ایران و سیاستهای راهبردی مهم کشورمان از جمله نیروهای مسلح، خطوط قرمز رهبر معظم انقلاب و اعتماد به ساختارهای رسمی کشور داشتهاست.
دادهسازی برای تغییر پارادایم
به نظر میرسد یک جریان خاص با تکیه بر دادهها و آمارهای غیردقیق و گاهاً جعلی، در پی اثبات بر ضرورت ادعایی تغییر پارادایم در کشور است. در شرایطی که همبستگی ملی در پی دو جنگ و یک کودتای یک سال اخیر اوج گرفته و همچنین بیاعتمادی به غرب و امضای رئیسجمهور آمریکا در لایههای متعددی از جامعه تثبیت شده است، جریان غربگرا در تلاش است تا بواسطه آمارسازی و انتقال آن به برخی مقامات اجرایی، از الهیات منقرضشده خود در باب مذاکره و سازش اعاده حیثیت کند. رویکردی که در ایام پس از جنگ ۱۲ روزه و نمایش اوج خباثت و جنگطلبی غرب، در قالب مطالبه چهرههای جریان تسلیمطلب برای تغییر پارادایم ظهور و بروز یافت.
