سید حمزه صفوی، فرزند سرلشکر یحیی رحیم صفوی، طی یک سال اخیر با مجموعهای از مواضع جنجالی تلاش کرده است نقش پررنگی در فضای رسانهای و سیاسی کشور ایفا کند. اما آنچه این اظهارات را قابل تأمل میکند، نه صرفاً محتوای آنها، بلکه جایگاه گوینده است. تحلیلهای وی این سوال را ایجاد کرده است که چگونه او در تحلیل مهمترین مسائل غرب آسیا، چنین برداشتهای سادهانگارانه و کمعمقی ارائه میدهد.
یکی از جنجالیترین مواضع صفوی به موضوع وی در خصوص تنگه هرمز درشهریور 1404 بازمیگردد؛ جایی که طرح احتمال بستن این گذرگاه را اقدامی «جاهلانه»، فاقد کارشناسی و غیرقابل تحقق توصیف کرد و با استناد به وابستگی چین و ژاپن به انرژی عبوری از هرمز، این موضوع را فاقد منطق دانست. این در حالی است که سرلشکر رحیم صفوی اخیراً اعلام کرد در سال ۱۳۹۰ به دستور رهبر شهید انقلاب، به همراه فرماندهان ارشد وقت سپاه از جمله سرداران فدوی، حاجیزاده و سلامی، طرح عملیاتی بستن تنگه هرمز را تهیه و به ایشان ارائه کرده و این طرح نیز به ستاد کل نیروهای مسلح ابلاغ شده است. بنابراین، آقازادهای که این روزها ژست اپوزیسیون به خود گرفته، ناخواسته همان طرحی را «جاهلانه» توصیف کرده که پدرش از طراحان اصلی آن بوده و نشان داده حتی از تصمیمات کلان این حوزه نیز آگاهی دقیقی نداشته است.
نمونه دیگر، ادعای وی درباره برنامه هستهای ایران است. صفوی مدعی شد «ایران همواره قصد ساخت سلاح هستهای را داشته اما نتوانسته است.» این ادعا، علاوه بر تعارض با مواضع رهبری شهید مبنی بر اینکه مسئله، «نخواستن» بوده نه «نتوانستن»، به نوعی نادیده گرفتن و تحقیر توان علمی دانشمندان ایرانی نیز محسوب میشود و از سوی دیگر دست دشمنان کشور را برای پرونده سازی بیهوده علیه ایران پر میکند. در حالی که بارها از سوی مسئولان و کارشناسان، از جمله شهید دانشمند فریدون عباسی، بر توان کامل فنی ایران برای ساخت سلاح هسته ای در صورت وجود اراده سیاسی تأکید شده است، طرح چنین ادعایی از سوی رئیس گروه مطالعات منطقهای دانشگاه تهران بیش از هر چیز ضعف تحلیلی گوینده را آشکار میکند.
از دیگر اظهارات بحثبرانگیز وی، ادعای مربوط به حفاظت از رهبر شهید انقلاب بود. وی علت این حادثه را به ناکارآمدی سیستم حفاظتی «گران» رهبری شهید نسبت داد، حال آنکه مسئله اصلی، نه کمبود تجهیزات، بلکه محاسبه آمریکا درباره قابل تحمل بودن هزینههای این اقدام بود؛ محاسبهای که با برخی مواضع نادرست در داخل، از جمله اظهارات عراقچی که رهبر را قابل جایگزینی و کمهزینه جلوه میداد، تقویت شد.
به نظر میرسد وقت آن است که برای پدیده آقازادگی، بهویژه زمانی که با ژست اپوزیسیونی و بهرهمندی از امکانات عمومی همراه میشود، چارهای جدی اندیشید.
