در حالی که به نظر میرسد اسرائیل و آمریکا بار دیگر تشدید جنگ بر علیه ایرلن را روی در دستور کار قرار دادند ، نشانههای میدانی از هماهنگی گستردهتر آنان با برخی بازیگران منطقهای خبر میدهد. سفر اخیر ترامپ به ترکیه، حملات تجاوزکارانه به جنوب ایران و تداوم همکاری شیوخ خلیج فارس با نقشه ترامپ و نتانیاهو ، همه حاکی از آن است که ایران باید با هزینهسازی سنگینتر ، این توطئه را خنثی کند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر در پی احیای سناریوهای شکستخورده خود برای حمله مستقیم به ایران و نابودی حاکمیت ملی ایران هستند. این بار، با تکیه بر ائتلافهای جدید منطقهای و معاملههای پشتپرده، تلاش میکنند تا حلقه محاصره را تنگتر کنند. روزنامه صهیونیستی «اسرائیل هیوم» به عنوان زبان رسای راست افراطی رژیم اشغالگر، به صراحت اعلام کرده که آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای منطقه در حال بررسی جدی گزینههای سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و ازسرگیری سریع محاصره اقتصادی را یکی از ابزارهای اصلی رسیدن به این هدف میدانند. این اعتراف، پرده از عمق خصومت و استیصال جبهه استکبار برمیدارد.
سفر دونالد ترامپ به ترکیه را نباید یک دیدار تشریفاتی یا معامله ساده تسلیحاتی تلقی کرد. آنکارا قرار است سامانههای 400-s خریداریشده از روسیه را به امارات عربی متحده واگذار کند و در مقابل، جنگندههای پیشرفته F-35 آمریکایی را دریافت نماید که البته کرملین نسبت به این موضوع نیز واکنش نشان داده است. اما باید دانست که ترامپ هرگز بدون اخذ امتیازات حداکثری، چنین فناوریهای حساسی را واگذار نمیکند. بنابراین، بخش پنهان این معامله بسیار مهمتر از بخش آشکار آن است.یکی از خواستههای کلیدی ترامپ از اردوغان، فشار بر «ابومحمد الجولانی» رئیس دولت شورشیان حاکم بر دمشق، برای وارد کردن مستقیم نیروهایش به جنگ علیه حزبالله لبنان است. ترکیه با نفوذ قابل توجه بر جولانی، میتواند او را به ماجراجویی جدید در جبهه شمالی فلسطین اشغالی سوق دهد تا بار نظامی از دوش رژیم صهیونیستی برداشته شود. این سناریو، بخشی از استراتژی گستردهتر «جنگ نیابتی» است که واشنگتن و تلآویو برای فرسایش محور مقاومت به کار گرفتهاند. بُعد دیگر این فشارها، مربوط به مسئله کردها است. ترامپ احتمالاً از اردوغان خواسته که در صورت فعالیت گروههای کرد علیه منافع ایران، مانع آنها نشود و حتی زمینه را برای گسترش درگیریهای مرزی فراهم کند. هدف روشن است: باز کردن جبهه جدید در شمال غرب و غرب ایران برای درگیر شدن بخشی از توان نظامی ایران در غرب و کم شدن فشار بر آمریکا در صورت عملیات زمینی در جنوب ایران.
در جنوب، وضعیت کشورهای خلیج فارس نیز حائز اهمیت ویژه است. در روزهای اخیر که حملات تجاوزکارانه آمریکا به نقاطی در جنوب کشور از سر گرفته شده، نشانههای بازگشت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به سیاستهای ترامپ آشکارتر شده است. این رژیمهای وابسته با وعدههای حمایت حداکثری ترامپ به خط مقدم جبهه ضدایرانی پیوستهاند. آنها امیدوارند با حمایت تمامعیار واشنگتن، از یک سو روابط تجاری و امنیتی خود را با اسرائیل و لابی اقتصادی بزرگ یهودیان گسترش دهند و از سوی دیگر، در صورت هرگونه درگیری گسترده، ایران را به عنوان تهدید اصلی جلوه دهند. تبادلات نظامی و اقتصادی شدید امارات با اسرائیل، تحرکات مشکوک نظامی امارات در حوزه خلیج فارس، همکاری های اطلاعاتی و نظامی قطر با تل آویو و دیگر اقدامات این کشورهای ذره بینی نشانگر این است که 40 روز نبرد ایران با این اتحاد شیطانی آمریکایی، اسرائیلی و عربی، هنوز نتوانسته است با دردآور کردن پاسخ ایران برای آنان، این حاکمان سرسپرده را از خیانت باز دارد.
اما تجربه تاریخی ثابت کرده که راه مقابله با این توطئهها، هزینهسازی واقعی و سنگین است. پاسخهای ایران به حملات خصمانه ترامپ و پایگاههای آمریکایی باید بسیار جدیتر، گستردهتر و فراتر از چارچوبهای قبلی باشد. اگر دشمن هزینهای درخور توجه و فراتر از محاسبات فایده-هزینه خود دریافت نکند، به این اقدامات ادامه خواهد داد. منطق استراتژیک ایجاب میکند که جمهوری اسلامی با عملیاتهای دقیق، چندجانبه، گسترده و از همه مهم تر فلج کننده و درد آور، به دشمن بفهماند که هر حملهای به خاک ایران، هزینهای به مراتب بالاتر از سود آن به همراه خواهد داشت. امروز، اگر محور مقاومت و نیروهای مسلح ایران با هوشمندی و قاطعیت عمل کنند، میتوانند دشمن را به نقطهای برسانند که ادامه ماجراجویی برایش غیراقتصادی و پرریسک شود. تجربه جنگهای نیابتی در منطقه نشان میدهد که وقتی هزینه برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بالا رود، آنها به سرعت به دنبال آتشبس و عقبنشینی هستند. اما اگر پاسخها محدود، نمادین و مطابق با پیشبینیهای دشمن بماند، چرخه حملات تکرار خواهد شد.توان موشکی و پهپادی بالا، عمق استراتژیک در منطقه و حمایت مردمی، همه از مولفههای قدرت ایران در برابر این توطئه است. آنچه تعیینکننده خواهد بود، اراده انقلابی و تصمیمگیری قاطع برای تحمیل هزینههای نامتعادل به دشمن است.
