به گزارش گروه اقتصادی روزنامه نوبنیاد؛ «اگر به بمباران ایران ادامه میدادیم، کشتیها دیگر نمیتوانستند تردد کنند. ذخایر نفت ما هم حدود ۴ هفته دیگر تمام میشد. ذخایر جهان واقعاً تمام میشد.» این جملات، اظهارات ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در ۲۸ خرداد و درست چند ساعت پس از امضای تفاهمنامه با ایران است. دو روز پس از این اظهارات، ترامپ بار دیگر اعلام کرد: «اگر به بمباران ایران ادامه میدادیم، همین حالا شاهد انسداد کامل تنگه هرمز بودیم.» او گفت: «تنها راهی که میتوانستم سختگیرتر باشم، این بود که دو یا سه هفته دیگر به آنجا بروم و همچنان آنها را بمباران کنم، درست است؟ اما این چه چیزی عاید ما میکند؟ تنگه هرمز باز نخواهد شد. این همان چیزی است که میتواند باعث یک رکود جهانی شود.» حالا جدیدترین آمارهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد ذخایر راهبردی نفت این کشور به حدود ۳۲۵ میلیون بشکه رسیده است. این رقم، کمترین میزان در ۴۳ سال اخیر (از ۱۹۸۳تاکنون) به شمار میرود. آمارها نشان میدهد تنها طی یک هفته منتهی به ۲۶ ژوئن (۵ تیر)، بیش از 5.5 میلیون بشکه از حجم ذخایر نفت آمریکا کاسته شده است. همچنین از شروع جنگ تا کنون حدود ۹۰ میلیون بشکه از این ذخایر کم شده است.
با توجه به تأثیر منفی جنگ بر ذخایر نفت آمریکا، برخی صاحبنظران در ایران، تفاهمنامه اخیر را «فرصتی به آمریکا برای احیای ذخایر نفت» میدانند. طبق اعلام آنها، آمریکا در نظر دارد از فرصت تفاهمنامه برای افزایش ذخایر نفت و سپس آغاز مجدد حملات به ایران استفاده کند. مجید شاکری کارشناس اقتصادی در رابطه با تأثیر جنگ بر ذخایر نفت آمریکا گفت: کاهش قیمت نفت در شرایط فعلی، ناشی از بازگشت کامل شرایط به وضعیت عادی نیست، بلکه بازار با این انتظار معامله میکند که تنگه هرمز در آینده بهطور کامل بازگشایی خواهد شد. به همین دلیل آمریکا همچنان برای جبران کاهش ذخایر خود از موجودی انبارها استفاده میکند و روند افت ذخایر ادامه دارد.
او با بیان اینکه اهمیت کاهش ذخایر آمریکا صرفاً به حجم آن محدود نمیشود، گفت: آمریکا 5 مجموعه ذخیره راهبردی مجزا در اختیار دارد که یکی از آنها نقش مستقیمی در مدیریت بازار و قیمتگذاری انرژی ایفا میکند و اکنون همین بخش در بدترین وضعیت قرار گرفته است. نخستین پیامد این وضعیت آن است که آمریکا ناچار میشود صادرات فرآوردههای نفتی، بهویژه سوخت، به اروپا را محدود یا متوقف کند؛ موضوعی که میتواند تبعات قابلتوجهی برای بازار انرژی اروپا به همراه داشته باشد.
