مرور همزمان اظهارات اسماعیل بقایی در نشست خبری هفتگی و مواضع تازه مقامات آمریکایی، نشان میدهد روندی که قرار بود مقدمه رسیدن به توافق نهایی باشد، اکنون بیش از هر زمان دیگری در سایه بیاعتمادی قرار گرفته است. تأکید دستگاه دیپلماسی بر «رصد لحظهای» رفتار آمریکا، توقف مذاکرات مستقیم، تداوم نقض تعهدات و افشای نگاه تحقیرآمیز واشنگتن به تفاهمنامه، از شکلگیری فضایی حکایت دارد که حتی خوشبینترین حامیان مذاکره نیز دیگر نمیتوانند نسبت به آن با اطمینان سخن بگویند.
تحولات روزهای اخیر پیرامون تفاهم ایران و آمریکا، بیش از هر زمان دیگری این واقعیت را آشکار کرده است که فاصله میان متن توافقات و رفتار عملی واشنگتن نه تنها کاهش نیافته، بلکه هر روز عمیقتر میشود. اگر در هفتههای نخست، دلسوزان از آغاز یک روند اشتباه در روابط تهران و واشنگتن سخن میگفتند، اکنون مجموعه مواضع رسمی منتشرشده از سوی دو طرف نشان میدهد حتی در میان مسئولان تیم مذاکره کننده ایران نیز دیگر خبری از خوشبینی اولیه نیست و ادامه این مسیر با احتیاط، تردید و شرطگذاری همراه شده است. اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه و تیم مذاکره کننده ایران، در نشست خبری هفتگی روز ۹ تیر را باید از همین زاویه مورد ارزیابی قرار داد؛ اظهاراتی که در کنار مواضع مقامات آمریکایی، تصویر روشنی از آینده مبهم این روند ارائه میکند.
بقایی در ابتدای نشست خبری خود اعلام کرد که ایران در روزهای آینده هیچ برنامهای برای ملاقات با طرف آمریکایی در هیچ سطحی ندارد و نشست احتمالی دوحه نیز صرفاً به گفتوگو با طرف قطری درباره اجرای برخی بندهای یادداشت تفاهم، از جمله موضوع داراییهای محدودشده ایران اختصاص خواهد داشت. همین موضع نشان میدهد نه تنها خبری از ورود مذاکرات به مرحله جدید نیست و هنوز تفاهم اخیر نیز اجرایی نشده است.
با این حال، مهمترین بخش سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه، تأکید مکرر وی بر ضرورت «رصد لحظهای» رفتار آمریکا بود؛ عبارتی که خود بهتنهایی بیانگر سطح بیاعتمادی نسبت به طرف مقابل است. بقایی تصریح کرد که اصل «تعهد در برابر تعهد» تنها زمانی معنا دارد که آمریکا نیز به تعهدات خود پایبند باشد و هشدار داد در صورتی که نقضهای مکرر، بهویژه در موضوع توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه لبنان که در بند نخست یادداشت تفاهم تصریح شده، ادامه پیدا کند، این روند با مشکل جدی روبهرو خواهد شد. او همچنین تأکید کرد که ایران طی روزهای آینده روند جاری را ارزیابی خواهد کرد و سپس درباره زمان و نحوه آغاز مذاکرات برای توافق نهایی تصمیم خواهد گرفت.
این ادبیات، در مقایسه با مواضع چند هفته قبل، از تغییر محسوسی حکایت دارد. وقتی مسئول رسمی دستگاه دیپلماسی از ارزیابی روزانه رفتار آمریکا، احتمال تأثیر منفی نقض تعهدات بر ادامه روند و تعویق تصمیم درباره مذاکرات نهایی سخن میگوید، به سختی میتوان از وجود یک چشمانداز روشن برای دیپلماسی سخن گفت.
روبیو: تفاهم اسلام آباد فقط یک برگ کاغذ است
در سوی دیگر، مواضع مقامات آمریکایی نیز مؤید همین واقعیت است. کاملاگر داو، نماینده دموکرات کنگره آمریکا، بخشهایی از جلسه توجیهی مارکو روبیو با نمایندگان کنگره را افشا کرده است. بر اساس این روایت، وزیر خارجه آمریکا تفاهمنامه با ایران را «فقط یک تکه کاغذ» توصیف کرده و تصریح کرده است که این سند چیزی جز توافق برای «ادامه گفتوگو درباره گفتوگو» نیست. این تعبیر، هرگونه ادعای پایبندی واشنگتن به تفاهم را با تردید جدی مواجه میکند؛ زیرا وقتی عالیترین مقام دیپلماسی آمریکا چنین برداشتی از سند امضاشده دارد، طبیعی است که انتظار اجرای دقیق تعهدات، بیش از اندازه خوشبینانه باشد. این موضع را باید در کنار اظهارات اخیر اسکات بنست، وزیر خزانهداری آمریکا، قرار داد که اعلام کرده بود امتیازاتی که واشنگتن در روند مذاکرات ارائه میکند، بازگشتپذیر است و صرفاً نقش «هویج» را برای پیشبرد اهداف آمریکا ایفا میکند. از سوی دیگر، دونالد ترامپ نیز طی روزهای گذشته بار دیگر با ادبیاتی متناقض، یک روز از تفاهم سخن گفت و روز دیگر زبان تهدید را علیه ایران به کار.
از همین منظر، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آمریکا از فرصت ایجادشده در فضای دیپلماتیک، برای تحقق اهدافی فراتر از مذاکرات بهره برده است؛ از کاهش نگرانی بازارهای جهانی نسبت به مسدود ماندن تنگه هرمز و جلوگیری از جهش قیمت نفت گرفته تا خرید زمان برای بازسازی توان نظامی خود و متحدان منطقهای خود، تکمیل آرایش نظامی و جلوگیری از شکلگیری بحرانی که میتوانست با کاهش عرضه نفت و تخلیه ذخایر راهبردی انرژی، قیمت هر بشکه نفت را به سطوح بیسابقه برساند. به عبارت دیگر، دیپلماسی برای واشنگتن بیش از آنکه یک راهحل سیاسی باشد، به ابزاری و فرصتی برای تامین پیش نیازهای مرحله جنگی بعدی تبدیل شد.
**تکذیب ادعای آزادی پولهای ایران
در این میان، پرونده داراییهای بلوکهشده ایران نیز به نمونه دیگری از فاصله میان تبلیغات و واقعیت تبدیل شده است. در حالی که طی روزهای گذشته مسعود پزشکیان از بازگشت این منابع به کشور سخن گفته بود، وزارت خارجه قطر روز دوشنبه اعلام کرد که ۶ میلیارد دلار دارایی ایران همچنان به تهران منتقل نشده و مطابق توافق سال ۲۰۲۳ صرفاً برای خرید کالاهای بشردوستانه قابل استفاده است. اظهارات بقایی نیز عملاً همین موضوع را تأیید کرد. وی نه از انتقال منابع، بلکه از برگزاری نشست کارشناسی با طرف قطری برای بررسی نحوه دسترسی ایران به این داراییها سخن گفت و تأکید کرد هدف آن است که جمهوری اسلامی بتواند مطابق تشخیص خود از این منابع استفاده کند. این موضع نشان میدهد ادعای انتقال داراییها با واقعیت موجود همخوانی ندارد و هنوز مهمترین گره این پرونده باز نشده است.
