کمتر کسی تصور میکرد پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی، ایران بار دیگر در شرایطی قرار بگیرد که مذاکره با آمریکا به دستور کار رسمی بازگردد. شکست برجام، فعالشدن مکانیسم ماشه، جنگ دوازدهروزه و سپس جنگ چهلروزه در میانه مذاکرات دولت با واشنگتن، عملاً سرمایه سیاسی جریان غربگرا را برای پیشبرد دوباره این مسیر به حداقل رسانده بود. اصلاحطلبان دیگر نه توان اقناع بدنه اجتماعی خود را داشتند و نه قدرت اقناع نیروهای انقلابی را. از همین رو برای عبور از این بنبست، به چهرهای نیاز داشتند که بتواند هزینه سیاسی مذاکره را از دوش آنان بردارد؛ چهرهای که در اردوگاه مقابل اعتبار داشته باشد و نقش کاتالیزور را ایفا کند.
قالیباف برخلاف بسیاری از سیاستمداران، تنها یک رئیس مجلس نبود. سابقه فرماندهی در سپاه، برخورداری از پایگاه اجتماعی در میان بخشی از طبقه متوسط حزباللهی، نفوذ در میان نواصولگرایان و شبکه رسانهای نزدیک به آنان، ظرفیتهایی بود که میتوانست مقاومت بدنه نیروهای انقلابی در برابر پروژه مذاکره را کاهش دهد. افزون بر این، شکست در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ مقابل سعید جلیلی، انگیزهای مضاعف برای تعریف جایگاه جدیدی در ساختار سیاسی ایجاد کرد؛ جایگاهی که ذیل پروژه «وفاق» بیش از گذشته به دولت نزدیک شد. ازسویدیگر، ریاست مجلس نیز این امکان را در اختیار او قرار داد که با مدیریت فضای پارلمان و جلوگیری از ایجاد موانع تقنینی، مسیر مذاکرات را هموار کند.
نقش مشاوران!
بااینحال، این تغییر موضع را نمیتوان صرفاً محصول محاسبات شخصی قالیباف دانست. واقعیت آن است که او یکشبه به این نقطه نرسید. حلقه مشاوران نزدیک رئیس مجلس، نقشی تعیینکننده در شکلگیری این چرخش ایفا کردند؛ حلقهای که بررسی مواضع و ایدههای آنان، بسیاری از رفتارهای امروز قالیباف را قابلفهم میکند. از مهدی محمدی گرفته تا سعید آجرلو، محمد سعید احدیان (مسئول رسانهای قالیباف) و مجید شاکری، هر یک در ماههای اخیر روایت خاصی از نسبت ایران با آمریکا، اقتصاد و پرونده هستهای ارائه کردهاند؛ روایتی که فاصله محسوسی با مواضع رسمی نظام درباره مذاکره با آمریکا داشته و دارد.
قالیباف در بهمن ۱۴۰۳، با تأسی به رهبر شهید انقلاب، مذاکره با آمریکا را مردود میدانست و تأکید میکرد دونالد ترامپ به دلیل آغشته بودن دستانش به خون شهید سردار قاسم سلیمانی، اساساً شایستگی مذاکره ندارد. او همچنین چند سال پیش قانون اقدام راهبردی در مقابله با خروج آمریکا از برجام و عدم ایفای تعهدات واشنگتن را در مجلس به تصویب رساند؛ قانونی که آن روزها با شدیدترین حملات جریان اصلاحطلب و حسن روحانی روبهرو شد و رئیس مجلس را به نماد مقابله با سیاست مذاکره تبدیل کرد. اکنون اما همان جریان، از قالیباف بهعنوان یکی از مهمترین حامیان مسیر جدید یاد میکند؛ تغییری که بدون بررسی نقش اتاق فکر اطراف او قابلتوضیح نیست.
در میان این مشاوران، مجید شاکری بیش از دیگران با طرح ایده «طلوع نفتی و غروب هستهای» شناخته میشود؛ ایدهای که بر پایان پرونده هستهای و تمرکز بر توسعه اقتصادی از طریق صادرات نفت استوار است. بر اساس این نگاه، اگر آمریکا در فروش نفت ایران ذینفع شود، امنیت و اقتصاد کشور نیز تضمین خواهد شد. این در حالی است که منتقدان این دیدگاه معتقدند وابسته کردن امنیت ملی به منافع طرف مقابل، علاوه بر خطراتش، ایران را تبدیل به کشوری وابسته مشابه عربستان سعودی میکند.
ازسویدیگر، سعید آجرلو نیز طی چند ماه اخیر همواره بر این تأکید داشته که اصل مذاکره با آمریکا نباید به طور کامل کنار گذاشته شود. او اخیراً نیز کوشید مسیر جدید تیم قالیباف را «راه سوم» معرفی کند؛ نه راه رهبر شهید انقلاب و نه راه اصلاحطلبانی که به تعبیر او پروژه تسلیم را دنبال میکنند. اما نتیجه منطقی چنین تحلیلی آن است که راهبردی که رهبر شهید بر اساس تجربه تاریخی بر آن اصرار داشت، ناکارآمد تلقی شود؛ او در اقدامی غیراخلاقی و روی آنتن زنده سیمای جمهوری اسلامی با جسارت به مواضع رهبر شهید کنایه زد و برداشتی ارائه کرد که با مواضع رسمی گذشته قالیباف نیز همخوانی ندارد و علناً پروژه عبور از رهبر جدید انقلاب را کلید میزند.
علاوه بر اینها محمد سعید احدیان دستیار سیاسی و رسانهای رئیس مجلس اخیرا گفته است: پیشبینی ما این است که در هفته اول پس از امضای تفاهم، در خلیجفارس شاهد زد و خوردهایی باشیم. اگر چنین اتفاقی افتاد، نگویید مذاکرات شکستخورده و باید آن را قطع کنیم.
این درگیریها بخشی از فرایند تثبیت معادله ایران در تنگه هرمز است.» از نظر احدیان تجاوز به خاک ایران حتی پس از آتشبس یک فرایند طبیعی است!
در کنار این موارد، مواضع مهدی محمدی پس از حملات آمریکا به ایران نیز محل توجه بود. در یکی از این موارد او با تأکید بر اینکه اهداف مورد حمله آمریکا پس از اجرای تفاهم، پیشتر نیز بمباران شده بودند، تلاش کرد ابعاد اقدام آمریکا را کماهمیت جلوه دهد؛ تحلیلی که از نگاه منتقدان، بیش از آنکه به تبیین واقعیت میدان کمک کند، در راستای حفظ روایت تداوم تفاهم و جلوگیری از اعلام شکست آن ارزیابی شد. مهدی محمدی پیشتر نیز پذیرش آتشبس را اشتباه قلمداد کرده بود. آتشبسی که با مشاورههای خود او و تیم نزدیک به قالیباف شکلگرفته بود. این در حالی است که حتی پس از گذشت روزها از تفاهمنامه نیز بسیاری از تعهدات ادعایی آمریکا، از جمله در حوزه آزادسازی داراییهای ایران و برخی پروندههای منطقهای، محقق نشده است.
رئیس مجلس باید بیش از هر زمان دیگری درباره نقش و جهتدهی حلقه مشاورانش تأمل کند. تجربه سیاست در جمهوری اسلامی بارها نشان داده است که فاصلهگرفتن از مبانی راهبردی ترسیمشده از سوی رهبری، نهتنها دستاوردی پایدار به همراه نداشته، بلکه سرمایه سیاسی کنشگران را نیز فرسوده کرده است. طی ماههای گذشته بسیاری از صاحبنظران و دلسوزان نسبت به ضرورت تجدیدنظر رئیس مجلس درباره مشاورانش تذکر و هشدار داده بودند.
