در بخش دوم از مصاحبه با الله کـرم مشـتاقی، کارشـناس منطقـه خاورمیانـه به توافق اخیر دولت لبنـان با رژیم صهیونیسـتی و همچنین به وضعیت حزب الله و وضعین شیعیان این کشور پرداختیم. در شماره دو روز قبل روزنامه نوبنیاد(ششم تیرماه) نگاه اشتباه مسئولان کشورمان به مساله لبنان مورد کالبدشکافی قرار گرفته بود.
آیا توافق اخیر اسراییل با دولت لبنان منجر به خلع سلاح حزب الله خواهد شد؟
مجموعه غرب، بهصورت خاص آمریکا، از زمانی که نواف سلام در بهمن ۱۴۰۳ روی کار آمد، این طمع را داشت که لبنان را وارد گفتوگوی دوجانبه با رژیم صهیونیستی کند. با این افق که بیروت نیز مانند برخی پایتختهای عربی وارد توافق ابراهیم شود، اما نتوانسته این کار را انجام دهد.
در لبنان هیچ موضوع نظامی و امنیتی انجام نمیشود، مگر اینکه مورد توافق جریانهای شیعه، مسیحی و سنی باشد و اگر هم اقدامی انجام شود، به نتیجه نهایی نخواهد رسید.
حزبالله بهصورت خاص و طبق یک عرف و قانون نانوشته، حق وتو در پیشبرد امور نظامی و امنیتی دارد. دولت لبنان، چه در دوره کابینه نواف سلام و چه در دوره جوزف عون، بهخوبی میداند که قدرت مسلط امنیتی و نظامی، با وجود ضربات زیادی که به حزبالله وارد شده، همچنان حزبالله است و این جریان، حزب برتر و گروه مسلط در لبنان محسوب میشود.
من این موضوع را بهصراحت و روشنی بیان میکنم؛ اگر ماه را در دست راست حزبالله و خورشید را در دست چپ حزبالله قرار دهند تا خود را خلع سلاح کند، یا بخواهند آن را خلع سلاح کنند، موفق نخواهند شد.
سلاح حزبالله صرفاً برای دفاع از خود نیست. حزبالله برخلاف بسیاری از گروهها، احزاب و جریانهای لبنانی که سلاح را صرفاً برای خود و حفاظت از منافع خود میخواهند، بر اساس تجربه چند دهه گذشته و بهطور خاص تجربه سال ۲۰۲۰ به این سو ثابت کرده است که در اختلافات داخلی خود دست به سلاح نمیبرد.
در تابستان ۱۴۰۲، در جریان کشمکش مرزی میان کابینه نجیب میقاتی و رژیم صهیونیستی و اختلاف بر سر چاهها و میادین گازی دریای مدیترانه، حزبالله ثابت کرد که سلاح آن میتواند در جهت منافع دولت به کار گرفته شود و اگر سلاح حزبالله نبود، اسرائیل حاضر به اعطای حقوق لبنانیها نمیشد.
همچنین در جنگ با تکفیریها، زمانی که نیروهای تکفیری از سوریه وارد لبنان شدند، جریان شیعی اولین گروه مورد تهدید نبود بلکه مسیحیان نیز در معرض تهدید قرار گرفتند. با این حال حزبالله با سلاح خود وارد درگیری شد.
بیش از یک سال و نیم است که آمریکاییها تلاش دارند لبنان و رژیم صهیونیستی از طریق گفتوگوهای مستقیم، به حلوفصل مسائل و مشکلات میان خود بپردازند. این موضوع از سوی طرف لبنانی، حتی از سوی دولت نواف سلام، در ابتدا با مخالفت مواجه شد و هیچ استقبالی از سوی احزاب و گروهها، حتی احزابی که در برخی موارد با حزبالله و جریان مقاومت زاویه داشتند، صورت نگرفت.
آمریکا برای حل این موضوع پذیرفت که گفتوگوها به شکل سهجانبه و با میانجیگری واشنگتن انجام شود. تاکنون پنج دور مذاکره انجام شده و در دور آخر پذیرفتند که رژیم صهیونیستی بهصورت گامبهگام از مناطق اشغالی عقبنشینی کند و با هر گامی که عقبنشینی صورت میگیرد، ارتش لبنان آن مناطق را تحت مدیریت خود قرار دهد و سلاحزدایی از مناطقی که رژیم صهیونیستی از آنها عقبنشینی میکند، انجام شود.
مخالفت حزبالله با این موضوع به این دلیل است که معتقد است رژیم صهیونیستی در حال وقتکشی است. در غیر این صورت، حزبالله لبنان نسبت به استقرار ارتش در جنوب رودخانه لیتانی هیچ حساسیتی ندارد.
حزبالله نسبت به اینکه سلاح خود را در قالب یک گفتوگوی امنیتی ملی و در چارچوب یک ساختار امنیتی و دفاعی لبنانی با دولت به اشتراک بگذارد و درباره ترتیبات مدیریت این سلاحها گفتوگو شود، هیچ حساسیتی ندارد؛ همانگونه که حماس نیز چنین حساسیتی ندارد و مقاومت عراق نیز چنین موضعی دارد.
اما حزبالله بهدرستی و بر اساس تجربه تاریخی معتقد است که صهیونیستها در حال دادن آبنبات چوبی به طرف مقابل هستند و در مقابل، امتیازات اساسی را از آنها میگیرند.
* برنامه حزب الله برای بخشهای اشغال شده توسط رژیم صهیونیستی چیست؟
پیش از عملیات طوفانالاقصی، رژیم صهیونیستی حدود ۱۵ کیلومتر مربع از خاک لبنان را در اشغال داشت. اکنون، جدا از مزارع شبعا که موضوعی جداگانه دارد، حدود ۱۵ کیلومتر مربع از خاک لبنان در اختیار و اشغال صهیونیستها بود.
حزبالله همین میزان اشغال را نیز نمیپذیرفت؛ چه رسد به اینکه اکنون ۵۵۰ کیلومتر مربع از خاک لبنان در اشغال قرار دارد.
رژیم صهیونیستی طبق این توافق بنا دارد تا خط حائل که حدود ۲۵۰ کیلومتر مربع است عقبنشینی کند و این موضوع را به دولت لبنان واگذار کند؛ اما از آن ۲۵۰ کیلومتر مربع، هرگز بهصورت کامل عقبنشینی نخواهد کرد.
حزبالله از همین اکنون این موضوع را میداند و خود را برای نبرد با صهیونیستها بهمنظور آزادی تمامی بخشهای اشغالی آماده کرده است.
** وضعیت کنونی حزب الله و شیعیان لبنان به چه صورت است و آیا آنطور که برخی رسانههای صهیونیستی خواستار بازنمایی چندصدایی در میان شیعیان لبنان هستند درست است؟
جریان شیعه لبنان از سال ۱۹۹۰ به این سو، برخلاف بسیاری از احزاب و جریانهای موجود در لبنان، اتفاقاً در زمانهای بحران منسجمتر و متحدتر میشود.
در شرایط کنونی، جریان شیعه کاملاً متحد است؛ کاملاً یکصدا و یکپارچه، در حوزههای میدانی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فرهنگی در حال حرکت است و همگام و همراه با حزبالله پیش میرود.
بهنوعی میتوان گفت اکنون نبیه بری را صدای دیپلماتیک حزبالله میدانند. تهدیدهایی نیز علیه ایشان از سوی صهیونیستها مطرح شده و زمزمههایی مبنی بر تهدید و لزوم حذف ایشان شنیده میشود.
حزبالله هیچ برنامهای برای درگیری با دولت و ارتش ندارد. دولت و ارتش نیز بهخوبی میدانند که اگر وارد درگیری با حزبالله شوند و کار به مرحله بحرانی برسد، حزبالله با وجود ضرباتی که متحمل شده است، همچنان توانایی دارد دولت را بهطور کامل ساقط کند.
در میدان نبرد، حزبالله با تاکتیکهای جدید و سلاحهای جدید، در حال وارد کردن ضربه به دشمن است. البته در چند روز گذشته شاهد درگیری خاصی نبودهایم، اما حزبالله در حوزه ساماندهی اجتماعی، سیاسی و رسانهای عملکرد بسیار مناسبی دارد.
حزبالله همچنان کارتهای سیاسی و نظامی استفادهنشده بسیاری در اختیار دارد.
حزبالله در ساماندهی داخلی خود بسیار پویا و انعطافپذیر است. منظور از انعطاف در اینجا، پویایی و توانایی تطبیق با شرایط است؛ بهگونهای که دشمن نمیتواند گام بعدی حزبالله را پیشبینی کند.
بنابراین تصور اینکه حزبالله همانند حماس شود یا همانند نظام بشار اسد در سوریه دچار تغییر شود، کاملاً مردود است.
