در پی تحولات گسترده اخیر در بیروت، به ویژه توافق اخیر دولت لبنان با رژیم صهیونیستی مصاحبهای با اللهکرم مشتاقی، کارشناس منطقه خاورمیانه انجام دادیم تا ضمن بررسی وضعیت کنونی لبنان، ابعاد مختلف تحولات منطقه و همچنین ضرورت بازنگری در مواضع و اقدامات ایران علیه اقدامات و سیاستهای رژیم صهیونیستی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. مشروح این گفتوگو در ادامه آمده است.
* اخرین اخبار از لبنان حاکی از پیشروی رژیم در جنوب و همچنین دستور تخلیه و جایگزینی برخی نیروهای رژیم با ارتش لبنان است. این اقدامات با چه هدفی دنبال میشود؟
آنچه رژیم صهیونیستی در حال حاضر در لبنان انجام میدهد، به نمایندگی از مجموعهای پیدا و پنهان در حال انجام است. بنابراین به هیچ عنوان نباید تصور کرد که رژیم صهیونیستی و تلآویو، طراح و صحنهگردان اصلی اتفاقاتی هستند که در لبنان رخ میدهد بلکه رژیم بازوی اجرایی اراده آمریکایی، همراه با سکوت تأییدآمیز اروپاییها، ضعف شدید دولت لبنان و همچنین نقشآفرینی برخی کشورهای عربی در لبنان است که بهطور خاص میتوان به عربستان، امارات و در درجه بعد کویت اشاره کرد.
رژیم صهیونیستی بهصورت تاریخی به دنبال ایجاد مناطق حائل در اطراف سرزمینهای اشغالی بوده است. این اقدام را در سوریه، اردن، کرانه باختری، مصر و غزه انجام داده است. در شرایط کنونی، تنها منطقهای که خود را در معرض تهدید میبیند، مرز ۷۹ کیلومتری آن با لبنان است.
در حال حاضر حدود ۵۵۰ کیلومتر از خاک لبنان در اشغال مستقیم رژیم صهیونیستی قرار دارد. رژیم صهیونیستی که پیشتر کمربند تقریباً ۲۰۰ کیلومتر مربعی را بهعنوان کمربند امنیتی برای خود ترسیم کرده بود، اکنون ۵۵۰ کیلومتر را در اشغال خود و حدود ۸۰۰ کیلومتر را تحت اشراف امنیتی خود دارد. البته دقیقتر میتوان گفت حدود ۲۰۰۰ کیلومتر مربع در تیررس و سیطره امنیتی آن قرار دارد.
دکتر عراقچی نیز در خطاب به نخستوزیر و رئیسجمهور لبنان به این نکته اشاره کرد که دشمن شما کسی است که یکپنجم از خاک شما را تحت اشغال و سیطره قرار داده است.
در حال حاضر رژیم صهیونیستی از رودخانه لیتانی مقداری فراتر رفته و به بلندیهای علیطاهر رسیده است، البته نتوانسته آن منطقه را اشغال کند. باید از نظر دور نداشت که رژیم صهیونیستی نیروی زمینی بسیار ضعیف، ترسو و ناآمادهای دارد و از اشغال بلندی علی طاهر، شهر نبطیه و شهر صور عاجز مانده است.
در مجموع میتوان گفت استراتژی نظامی رژیم صهیونیستی به این صورت است که ده گام به جلو میآید و سپس با چانهزنی و مذاکره، یک گام به عقب بازمیگردد تا در واقع هویج را به طرف مقابل نشان دهد.
حزبالله توافق اخیر دولت لبنان با اسراییل را به هیچ عنوان به رسمیت نمیشناسد. شیخ نعیم قاسم سخن معروفی دارد که حدود یک ماه پیش خطاب به صهیونیستها گفت: آن چیزی که شما صهیونیستها میخواهید، در اختیار دولت نیست. همچنین خطاب به نواف سلام گفت: آن چیزی که شما میخواهید، صهیونیستها به شما نخواهند داد.
اسرائیل نه در جنگهای گوناگون که دولتهای مختلف چپ و راست در قدرت بودند، هیچگاه با مذاکره عقبنشینی نکرده است.
دولت لبنان نیز بهزودی با دیوار سخت واقعیت مواجه خواهد شد. صبر استراتژیک حزبالله صرفاً برای همین مقطع است، زیرا حزبالله معتقد است بهزودی دولت لبنان متوجه خواهد شد که با چه موجود و رژیم زیادهخواه، حیلهگری مواجه است.
**سوال: دیدگاه شما نسبت به مواضع اتخاذ شده از سمت ایران علیه اقدامات جنایتکارانه رژیم صهیونیستی در لبنان چیست و این مواضع باید چگونه باشد؟
من معتقدم برخی از مقامات ما به تحولات جاری در جنگ، بهخصوص آنچه در لبنان در حال رخ دادن است، نهتنها با وزن یک جنگ تمدنی و تاریخی نگاه نمیکنند، بلکه حتی شأنیت جنگ در لبنان را نیز در حد یک جنگ منطقهای نمیدانند.
گویی آنچه در لبنان در حال وقوع است، جنگی مانند سایر جنگها تلقی میشود؛ مانند جنگ ۱۹۸۲، جنگ ۳۳ روزه یا بحرانی که حزبالله با جریانهای تکفیری داشت.
در حالی که صهیونیستها نام این جنگ را در سطح کلان جنگ رستاخیز گذاشتهاند. روبیو درباره این توافق و اتفاقاتی که اکنون در لبنان رخ میدهد گفته است که این تازه آغاز راه است و قطعاً با سختیهایی همراه خواهد بود.
من این هشدار را بهصورت جدی مطرح میکنم. آنچه در لبنان در حال رخ دادن است، نسخه بهروزشده چیزی است که جورج بوش و وزیر خارجه او، کاندولیزا رایس، قصد اجرای آن را داشتند.
اکنون همان خاورمیانه جدید که مدنظر آنها بود و معتقد بودند درگیریهای لبنان، درد زایمان این خاورمیانه جدید است، با اعتمادبهنفس بیشتر و فشار بیشتری در حال اجراست.
بند اول تفاهم ایران و آمریکا در لبنان بهشکل بسیار ویرانگر، آشکار و روشن نقض شده است. نهتنها در لبنان، بلکه در یمن، غزه و حتی در ایران، بند اول این توافق کلمهبهکلمه در حال نقض شدن است.
رهبر یمن را تهدید به حذف و شهادت کردهاند و همین روز گذشته عبدالملک حوثی را تهدید کردهاند که اگر محل حضور او را پیدا کنند، او را خواهند کشت. این موضوع برخلاف بند اول تفاهم است.
در غزه، هر روز از مردم غزه قربانی گرفته میشود. در کرانه باختری نیز علیه مقاومت اقدامات مختلفی انجام میشود، در حالی که مقاومت دست به سلاح نزده و به توافق پایبند بوده است. در ایران نیز همین روند را دنبال میکنند.
اشتباه برخی از سیاسیون ما این است که وزن یکسانی برای اقدام نظامی، دیپلماتیک، رسانهای و مسیر سیاسی قائل میشوند، در حالی که در شرایط کنونی وزن آنها نباید برابر باشد. بیش از ۹۰ درصد موضوع باید در حوزه نظامی باشد و ۱۰ درصد دیگر به ابعاد دیپلماتیک، رسانهای و اجتماعی اختصاص پیدا کند.
در بعد دیپلماتیک نیز باید با عربستان سعودی برخورد مطالبهگرانه داشت. نقش عربستان و اقدامات پنهانی و منفی آن تقریباً برای همگان آشکار شده است. عربستان با ما در پکن نوعی پیوند مودت برقرار کرد، اما در لبنان نقش بسیار منفی ایفا میکند.
عرصه در لبنان، عرصه شجاعت، قاطعیت و هیمنه است. نباید تعارف کرد. در لبنان باید بهصورت مضاعف نسبت به دشمن بدبین بود. باید تعارف با دولت لبنان را کنار گذاشت. تعارف با صهیونیستها و آمریکاییها در لبنان نیز باید کنار گذاشته شود. با تعاملات دیپلماتیک و تعارفات بینالمللی نمیتوان مسائل لبنان را حلوفصل کرد.
دولت لبنان در شرایط کنونی شأنیت خود را از دست داده است. این دولت تقریباً به یک دولت وابسته تبدیل شده و اکنون بهصورت آشکار به متحدان ایران در لبنان فشار وارد میکند.
