ماهها پیش از آنکه رهبر معظم انقلاب در پیام تاریخی خود با جمله ماندگار «علیالاصول نظر دیگری داشتم» پرده از نظر واقعی خویش درباره روند مذاکرات بردارند، بخشی از مداحان شناختهشده کشور و همسو با رئیس مجلس ( مجلس تعطیل شده)، از جمله میثم مطیعی، محمدرضا طاهری، حسین طاهری و برخی دیگر، در تریبونهای منتسب به امام حسین علیهالسلام به دفاع تمامقد از مسیر مذاکرات پرداختند و هر صدای منتقدی را با این استدلال که «مذاکرات با نظر رهبری انجام میشود» به حاشیه راندند. فضای ایجادشده بهگونهای بود که گویی هرگونه نگرانی نسبت به مذاکرات، مخالفت با ولایتفقیه تلقی میشود.
اما پیام رهبر انقلاب، بسیاری از این معادلات را برهم زد. روشن شد که نگرانی بخش قابلتوجهی از نیروهای انقلابی و مردم دلسوز، برخلاف آنچه تبلیغ میشد، الزاماً در تعارض با نظر رهبری نبوده و حاکی از بصیرت مردم بود. طبیعی بود که پس از این اتفاق، انتظار افکار عمومی از کسانی که ماهها از تریبون حسینی، روایت دیگری را به مردم عرضه کرده بودند، دستکم قدری بازاندیشی، تواضع و حتی عذرخواهی از مردمی باشد که دغدغهمندانه هشدار میدادند. اما در عمل آنچه رخ داد، مسیر دیگری بود.
میثم مطیعی این بار نیز بهجای بازنگری در مواضع گذشته، در سخنانی تند از وجود عدهای سخن گفت که گویا به فرماندهان نظامی توهین کردهاند و حتی از تعبیر «باید در دهان این افراد زد» استفاده کرد؛ درحالیکه دستکم در فضای عمومی، مصداق روشنی از چنین توهینهای گستردهای دیده نشده است. آنچه وجود داشت، نقد برخی مواضع یا عملکردها بود؛ نقدی که ممکن است درست یا نادرست باشد، اما تفاوت آشکاری با اهانت دارد.
از همین رو این پرسش به وجود میآید که مخاطب واقعی این سخنان چه کسانی هستند؟ آیا قرار است همان مردمی که ماهها بابت مذاکرات ابراز نگرانی کردند و بعدها مشخص شد دغدغهشان بیپایه نبوده، اکنون نیز با ادبیات تند به بهانههای واهی مورد خطاب قرار گیرند؟ این شیوه، ناخواسته این برداشت را در افکار عمومی ایجاد میکند که پیام اخیر رهبر انقلاب برای برخی خوشایند نبوده و بهجای بازنگری در تحلیلهای پیشین، عصبانیت حاصل از آن متوجه بدنه مؤمن و مطالبهگر جامعه شده است.
طنز تلخ ماجرا آنجاست که پس از این سخنان، برخی از رسانههای بدنام اصلاحطلب که سالها به مخالفت با رهبر شهید و جریان انقلابی شناخته میشدند و حتی سابقه توقیف نیز دارند، ناگهان به مدافع و حامی این مداحان تبدیل شدند. همصداییای که دستکم باید برای صاحبان این تریبونها محل تأمل باشد؛ چراکه گاه واکنش دوستان و دشمنان، خود نشانهای برای بازبینی یک مسیر است.
میثم مطیعی در حالی به بهانههایی که وجود خارجی ندارند به مردم حمله کرد که همین مردم چهار ماه تمام نام فرماندهان نظامی را بهمثابه اساطیر این مرزوبوم در خیابان فریاد زدند. کاش جناب مطیعی برای تاختن به این مردم داغدار بهانه ملموستری پیدا میکرد که بتواند خشم او را توجیه کند. متهمکردن بدنه مؤمن و انقلابی جامعه بدون ارائه مصداق، از توهینهای اثبات نشده به نظامیان سنگینتر و ناپسندتر است. مردمی که در روزهای سخت پای کشور ایستادند، شهید دادند، هزینه پرداختند و در دفاع از انقلاب تردید نکردند، سزاوار آن نیستند که بهجای شنیدهشدن، با برچسب و تهدید پاسخ بگیرند.
منبر امام حسین علیهالسلام نباید به ابزاری برای خاموشکردن مطالبهگری تبدیل شود. رسالت این منبر، هدایت، تبیین و دعوت به حق است؛ نه دفاع از تحلیلهای سیاسی اشخاص. اگر تحلیلی نادرست از آب درآمد، شجاعت در اصلاح آن، نهتنها از شأن گوینده نمیکاهد، بلکه بر اعتبار او میافزاید.
شاید امروز بهترین راه برای برخی مداحان، نه اصرار بر مواضع گذشته و نه هزینهکردن بیشتر از اعتباری باشد که به برکت نام امام حسین علیهالسلام به دست آوردهاند، بلکه اندکی بازاندیشی، پذیرش امکان خطا و بازگشت به همان سنت اصیل منبر حسینی باشد؛ سنتی که مردم را تکریم میکند، نه آنکه آنان را به سبب مطالبهگری، آماج تندی و تخطئه قرار دهد.
