تحرکات اخیر برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نشان میدهد واشنگتن بار دیگر در تلاش است از ظرفیت منطقهای خود برای فشار بر ایران استفاده کند؛ غافل از اینکه معادله قدرت در منطقه نسبت به گذشته تغییر کرده است.
بیانیه متوهمانه و آمریکایی که از سوی آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس اخیرا منتشر شده است، در مواضع و رفتار برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نشانههایی از یک خطای محاسباتی خطرناک را آشکار کرده است. خطایی که ریشه آن را باید در تلاش آمریکا برای بازسازی نقش از دسترفته خود در منطقه و استفاده ابزاری از برخی دولتها و شیوخ عربی برای فشار بر ایران جستوجو کرد. واشنگتن که در میدان تقابل مستقیم با ایران نتوانسته معادله مطلوب خود را تحمیل کند، اکنون بار دیگر به سراغ مهرهها و غلامان حلقه به گوش منطقهای خود رفته تا با ایجاد فشار سیاسی و تبلیغاتی، در میز مذاکرات آینده امتیازگیری کند.
رفتارهای اخیر برخی کشورهای خلیج فارس نشان میدهد هنوز عدهای در این کشورها واقعیت تغییر موازنه قدرت در منطقه را درک نکردهاند یا سعی میکنند خود را به خواب بزنند. جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر بارها نشان داده که امنیت منطقه موضوعی تفکیکناپذیر است و هیچ کشوری نمیتواند با تکیه بر حمایت قدرتهای فرامنطقهای، علیه همسایه قدرتمند خود سیاستورزی کند و همزمان انتظار ثبات و رفاه داشته باشد.
اقدام خطرناک عمان
مواضع اخیر برخی از این کشورها همچون رفتار اخیر عمان قابل تأمل است. خبرگزاری رسمی عمان در اطلاعیهای [در صبح ۳ تیر ۱۴۰۵] نوشت: سلطنت عمان با توجه به مسئولیت خود در قبال تنگه هرمز و اهمیت این گذرگاه برای اقتصاد جهانی و در چارچوب پایبندی ثابت خود به حقوق بینالملل و حقوق دریاها برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه بدون دریافت عوارض عبور و همسو با نتایج تلاشها و رایزنیهایی که میان آمریکا و ایران به دست آمده است، با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی اقدام به فراهم کردن امکان استفاده از یک مسیر دریایی موقت برای تمامیکشتیها کرده است.»
کشوری که همواره به دیپلماسی آرام و روابط متوازن با ایران شناخته میشد، با اعلام ایجاد مسیری جداگانه برای عبور شناورها در تنگه هرمز، اقدامی انجام داد که خارج از چارچوب مناسبات معمول بود. واکنش ایران به این اقدام نشان داد که امنیت آبراه حیاتی خلیج فارس موضوعی نیست که با تصمیمهای یکجانبه و خارج از هماهنگیهای منطقهای مدیریت شود. درس کلیدی برای ایران این است که هرچه وابستگی به بازیگران بیرونی بیشتر شود، امکان اثرگذاری مستقل بر معادلات منطقهای کاهش مییابد.
ماجراجویی قطر، بحرین و کویت
قطر نیز با وجود سابقه روابط متفاوت و نقش خود در برخی میانجیگریها، در روزهای اخیر مواضعی اتخاذ کرده که با جایگاه یک میانجی بیطرف سازگار نیست. کشوری که همزمان مدعی نقش تسهیلکننده در مذاکرات است، نمیتواند با ادبیاتی همراه شود که عملاً در راستای فشار بر ایران تعریف میشود.
کویت نیز با ادامه بازداشت نیروهای نظامی ایرانی و عدم فراهم کردن دسترسیهای کنسولی، اقدامی انجام داده که به جای کاهش تنش، بر سوءتفاهمها و بیاعتمادیها میافزاید.
بحرین هم با ادامه سیاستهای سختگیرانه علیه شیعیان و علمای خود و همچنین محدودیتهای اعمالشده بر مراسم مذهبی، بار دیگر نشان داده که همچنان در مسیر تقابل حرکت میکند.
همزمان، بیانیههای مشترک منتشرشده پس از سفر مقامهای آمریکایی به منطقه و تکرار ادعاهای واشنگتن درباره برنامههای هستهای و دفاعی ایران، یادآور همان سناریوهای قدیمی است. سناریویی که تلاش دارد برخی کشورهای عربی را در جایگاه سخنگوی سیاستهای آمریکا قرار دهد.
اما مسئله اصلی این است که شرایط منطقه نسبت به گذشته تغییر کرده است. تجربه درگیریهای اخیر نشان داد که تکیه بر حمایت آمریکا نه تنها امنیت واقعی برای کشورهای منطقه ایجاد نمیکند، بلکه میتواند آنها را به بخشی از بحران تبدیل کند. پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه بارها به عنوان ابزار فشار علیه ایران مورد استفاده قرار گرفتهاند و ادامه این روند نمیتواند و نباید بدون هزینه باقی بماند.
البته باید میان رفتار کشورهای عربی منطقه و دشمنان اصلی ایران تفاوت قائل شد. این کشورها همسایگان دائمی ایران هستند و امنیت آنها در نهایت به امنیت ایران گره خورده است. اما همسایگی به معنای پذیرش سیاستهای خصمانه نیست. نمیتوان انتظار داشت کشوری از یک سو میزبان ابزارهای فشار علیه ایران باشد و از سوی دیگر از منافع اقتصادی و ثبات منطقهای بهرهمند شود.
تنشزایی بیهزینه از سوی کشورهای حاشیهای
شاید یکی از دلایل جسارت برخی رفتارهای اخیر، برداشت نادرست از رویکردهای گذشته ایران باشد، اینکه تهران بارها تأکید کرده حساب دولتهای منطقه را از آمریکا جدا میداند و تلاش کرده دامنه تنش را مدیریت کند. این سیاست اگر با درک متقابل همراه نشود، ممکن است توسط برخی طرفها به اشتباه به عنوان ضعف تعبیر شود در حالی که ایران بارها نشان داده توان پاسخگویی به تهدیدها را دارد.
اکنون زمان آن است که دیپلماسی همراه با قدرت سخت در کنار یکدیگر، پیام روشنی به منطقه ارسال کنند. واکنش صرفاً رسانهای و صدور بیانیه کافی نیست؛ رفتارهای خصمانه باید هزینه های گزافی داشته باشد. توافقهای منطقهای زمانی معنا دارد که بر پایه احترام متقابل و پذیرش واقعیتهای جدید شکل بگیرد، نه بر مبنای فشار، تهدید و بازی با کارت قدرتهای خارجی.
