آتشبس و امضاهای سیاسی بین دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان مانع بمباران نشد. بمبهای صهیونیستی بار دیگر بر سر مردم جنوب لبنان فرود آمدند. رژیمی که در غزه زمین سوخته برجای گذاشت، اکنون همان مسیر را در روستاهای لبنان دنبال میکند؛ پروژهای برای ویرانی، کوچاندن مردم و تحمیل جدید با زور آتش دنبال میشود.
جنوب لبنان دیروز بار دیگر زیر آتش سنگین جنگندهها و پهپادهای رژیم صهیونیستی قرار گرفت. حملاتی گسترده که نه فقط مواضع نظامی، بلکه روستاهایی مانند مناطق اطراف بنتجبیل، عیتا الشعب، الخیام، کفرکلا، العدیسه، مارونالرأس و دیگر نقاط نوار مرزی جنوب لبنان در کانون حملات قرار گرفتهاند. جایی که رژیم صهیونیستی تلاش دارد با تخریب گسترده، شرایط بازگشت ساکنان را دشوار کند و واقعیتی شبیه الگوی ویرانی در غزه ایجاد کند. این سیاست رذیلانه رژیم روز به روز به شهرهای بالایی لبنان نیز دارد سرایت میکند و نبطیه یکی از مناطقی است که به صورت گسترده مورد حمله قرار گرفت.
این دیگر یک عملیات محدود یا پاسخ مقطعی نیست. آنچه در جنوب لبنان جریان دارد، نقض فاحش آتش بس و ادامه همان رویکردی است که رژیم صهیونیستی در غزه به نمایش گذاشت؛ تبدیل کردن خانههای مردم به تلی از خاک.
در همین شرایط، بنیامین نتانیاهو با لحنی طلبکارانه اعلام کرده است که دستور داده جنگ در لبنان با تمام قدرت ادامه پیدا کند. این اظهارات، نشان میدهد رژیم صهیونیستی نهتنها قصد توقف تجاوز را ندارد، بلکه با اتکا به حمایتهای سیاسی و نظامی آمریکا، خود را فراتر از هر تعهد و توافقی میبیند.
سؤال اینجاست که اگر چنین حملاتی، نقض صریح بند نخست یادداشت تفاهم بین ایران و آمریکا برقراری آتش بس در همه جبهههای محور مقاومت است و این مورد به طور کامل در لبنان نقض شده است. پس اگر این اقدام نقض توافق نیست دقیقاً چه معنایی دارد؟ چگونه میتوان از یک سو از تعهدات و تفاهمها سخن گفت و از سوی دیگر، شاهد بمباران شهرها و روستاهای لبنان بود؟
بند نخست هر توافقی، پایه و ستون آن توافق است. وقتی همان بند اول زیر پا گذاشته میشود، سخن گفتن از ادامه مسیر و پایبندی به وعدهها چیزی جز آزمودن صبر طرف مقابل نیست. رژیم صهیونیستی بارها نشان داده که زبان فشار و زور را بهتر از زبان تعهد میفهمد؛ بنابراین پاسخ به این بدعهدی نمیتواند صرفاً در حد بیانیه و محکومیت باقی بماند.
اکنون زمان آن است که این روند یکطرفه پایان یابد. نمیشود یک طرف به تعهدات خود پایبند بماند و طرف دیگر با بمباران و تهدید، قواعد بازی را تغییر دهد. اگر قرار است تفاهمها معنا داشته باشند، باید هزینه نقض آنها نیز روشن باشد. از بسته شدن مجدد تنگه هرمز تا آغاز حملات موشکی به رژیم جعلی صهیونیستی.
ایران بارها اعلام کرده که امنیت و منافع خود و متحدانش را حفظ خواهد کرد. در چنین شرایطی، هر گزینهای که در چارچوب منافع ملی و امنیت منطقهای باشد، از کاهش سطح تعهدات گرفته تا بازنگری در محاسبات راهبردی، باید روی میز قرار گیرد.
تجربه نشان داده است که عقبنشینی در برابر زیادهخواهی، طرف مقابل را به توقف تجاوز تشویق نمیکند بلکه او را به فشار بیشتر ترغیب میکند. جنوب لبنان امروز یک آزمون است برای اینکه آیا در مقابل اولین بند نقض شده در تفاهم نامه با آمریکا اقدام و موضع مقتدارنه خواهیم داشت یا مجدد به دنبال این هستیم تا برخی نگران برهم خوردن تفاهم نشوند؟
رژیم صهیونیستی با تکیه بر قدرت نظامی تلاش میکند واقعیت جدیدی بسازد اما پاسخ به چنین رویکردی باید قاطع، حسابشده و بازدارنده باشد. منطقه بیش از این تحمل ماجراجوییهای جنگطلبانهای را ندارد که هزینه آن را مردم بیدفاع پرداخت کنند.
اکنون چشمها به تصمیمهای پیش روست؛ اینکه آیا در برابر این حجم از تجاوز و بیاعتنایی، واکنشی متناسب شکل خواهد گرفت یا خیر.
لزوم پایان اجرای یک طرفه تفاهم
اکنون زمان آن است که این روند یکطرفه پایان یابد. نمیشود یک طرف به تعهدات خود پایبند بماند و طرف دیگر با بمباران و تهدید، قواعد بازی را تغییر دهد. اگر قرار است تفاهمها معنا داشته باشند، باید هزینه نقض آنها نیز روشن باشد. از بسته شدن مجدد تنگه هرمز تا آغاز حملات موشکی به رژیم جعلی صهیونیستی.
