در روزهایی که ایران درگیر جنگ با آمریکا و اسرائیل بود، پارلمانهای طرف مقابل نهتنها تعطیل نشدند، بلکه در همان شرایط بحرانی نیز جلسات متعدد و مستمر برگزار کردند. کنگره آمریکا در آن مقطع، نشستها و رأیگیریهای متعددی در خصوص موضوعات مرتبط با جنگ و حدود اختیارات دولت برگزار کرد و کنست اسرائیل نیز علیرغم شرایط جنگی، فعالیتهای علنی و کمیسیونهای تخصصی خود را ادامه داد. این تجربه بهروشنی نشان میدهد که حتی در شرایط سخت امنیتی نیز پارلمانها بهعنوان جزءلاینفک سازوکار تصمیمگیری و نظارت، از چرخه اداره کشور حذف نمیشوند.
در ایران اما مسیر متفاوتی طی شد. تعطیلی طولانی مجلس این برداشت را تقویت کرده که در یکی از حساسترین بزنگاههای سیاسی و امنیتی، مهمترین نهاد قانونگذاری کشور عملاً از فرایند تصمیمسازی کنار گذاشته شده است. حتی اگر این تصمیم در آغاز بحران واجد توجیهاتی تلقی میشد، استمرار آن تا نزدیک چهار ماه، پرسشهای متعددی را درباره ضرورت، کارآمدی و پیامدهای چنین وضعیتی ایجاد کرده است.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که دونالد ترامپ اخیراً اعلام کرده تفاهم با ایران را به کنگره ارسال خواهد کرد. بااینحال، طنز تلخ ماجرا آنجاست که برخی نمایندگان مجلس ایران صراحتاً اعلام کردهاند پس از امضای تفاهم، از جزئیات و مفاد آن اطلاعی نداشتهاند؛ امری که از منظر کارکرد نهادی، پرسشبرانگیز و درعینحال نگرانکننده تلقی میشود.
شاید بازخوانی بیانات رهبر شهید انقلاب نقطه دید بهتری را برایمان فراهم کند که بتوانیم تأثیر یک پارلمان فعال در خوزه سیاست خارجی را بهتر لمس کنیم. در زمانی که پس از برجام دولت آمریکا به بهانه مانعتراشیهای کنگره از ایفای تعهدات خود سرباز میزد، ایشان در سخنانی تأکید کردند که دولت آمریکا نمیتواند با این استدلال که برخی اقدامات از سوی کنگره انجام میشود، از مسئولیت خود در قبال تعهدات بینالمللی شانه خالی کند. بهتصریح ایشان، طرف تعهد در توافقها دولت ایالات متحده است و این دولت مسئول اجرای کامل تعهدات خود محسوب میشود و نمیتواند قوانین داخلی کنگره را بهعنوان توجیهی برای عدم پایبندی مطرح کند.
درواقع این سخنان رهبر شهید سندی است بر اینکه آمریکاییها چگونه از اهرم کنگره برای چانهزنی و گرفتن امتیاز در میز مذاکره استفاده میکردند. در عمل نیز ساختار سیاسی آمریکا بهگونهای طراحی شده که کنگره نقشی تعیینکننده در فرایند سیاستگذاری و تصمیمسازی دارد. رؤسای جمهور این کشور در مقاطع مختلف، با اتکا به ظرفیتها و محدودیتهای کنگره، دامنه مانور خود در مذاکرات خارجی را تنظیم کردهاند. تجربه مذاکرات هستهای نیز یکی از مصادیق روشن تأثیر مستقیم تصمیمات کنگره بر روند اجرای توافقها بوده است.
در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح میشود که چرا در ایران، در مقطعی که کشور به طور همزمان درگیر جنگ و مذاکرات حساس بوده است، مجلس شورای اسلامی با تعطیلی طولانیمدت مواجه شده است. آیا در چنین بزنگاههایی، حذف یا تعلیق نقش نهاد قانونگذاری میتواند پاسخ مناسبی به پیچیدگیهای تصمیمگیری باشد، یا آنکه تقویت سازوکارهای نهادی و مدیریت اختلافنظرها در چارچوب قانونی، راهحل اصولیتری محسوب میشود؟
اکنون که فضای سیاسی کشور وارد مرحلهای تازه شده، بازگشایی مجلس صرفاً یک مطالبه سیاسی تلقی نمیشود، بلکه ضرورتی در راستای بازسازی بخشی از سرمایه نهادی نظام حکمرانی به شمار میآید. اگرچه ممکن است بخشی از فرصتهای نظارتی و تقنینی ازدسترفته قابلجبران باشد، اما بازسازی جایگاه نهادی مجلسی که در یکی از حساسترین مقاطع معاصر غایب بوده، امری بهمراتب دشوارتر و زمانبرتر خواهد بود.
