تهران این روزها فقط شهر حضور و حماسه مردم انقلابی نیست؛ شهری است که شبهایش هر روز شلوغتر و بیقاعدهتر میشود. گزارشهای مختلف رسانهای از گسترش مهمانیها و گردهماییهای شبانه و برنامههایی حکایت میکنند که در گوشه و کنار شهر برگزار میشود. این برنامهها آزادانه در فضای مجازی تبلیغ و منتشر میشوند و برگزارکنندگان آنها به راحتی بلیتفروشی میکنند. در حالی که اختلاط، بیحجابی، شرب خمر و … وقایعی عادی در این دست برنامهها هستند. از کافهها و سالنهای کوچک گرفته تا برخی فضاهای عمومی و حتی خیابانها این برنامهها جریان دارند. اما مسئله فقط یک برنامه موسیقی یا یک دورهمی ساده نیست؛ مسئله تغییر آرام اما جدی در الگوی زیست فرهنگی شهری است.
نگرانی بسیاری از خانوادههای مذهبی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود. فرهنگ در نگاه دینی فقط سرگرمی و هیجان نیست؛ فرهنگ یعنی حفظ حریمها، رعایت عفاف و پاسداری از آرامش اجتماعی. وقتی فضای عمومی شهر به محلی برای تجمعهای شبانه و نمایشهای بیضابطه تبدیل شود، نخستین چیزی که آسیب میبیند همین مرزهای اخلاقی است. بیحجابی و نوعی اباحهگری که در برخی از این فضاها دیده میشود، برای بسیاری از مردم نشانه نوعی رهاشدگی فرهنگی است؛ گویی معیارها آرامآرام کنار گذاشته میشوند.
هیچکس منکر نیاز جامعه به شادی و نشاط نیست. جامعهای که جوانانش فرصت تفریح سالم نداشته باشند، دچار رکود روحی میشود. اما شادی با ولنگاری تفاوت دارد. تفریح اگر از چارچوبهای اخلاقی و هویت فرهنگی جدا شود، به جای تقویت جامعه، آن را فرسوده میکند. تجربه بسیاری از جوامع نشان داده که وقتی مرزهای فرهنگی کمرنگ میشود، آسیبهای اجتماعی دیر یا زود سر بر میآورند.
تهران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک سیاست فرهنگی دقیق و مسئولانه نیاز دارد؛ سیاستی که هم نشاط اجتماعی را تأمین کند و هم حرمتهای فرهنگی و دینی را حفظ نماید. مسئله اصلی این است: آیا قرار است پایتخت ایران صرفاً شهری پر از سرگرمیهای شبانه و عادیسازی اباحهگری باشد، یا شهری که در کنار زندگی مدرن، هویت اخلاقی و دینی خود را نیز حفظ کند؟
