این قرائت از دین به مذاق برخی خوش نمیآید، چون منفعت حزبیشان در گرو این است که مومنان جامعه تکبعدی بار بیایند تا در بزنگاهها به آنان جهت دهند. آنقدر عاجزند که نمی توانند بین تکلیف”التزام به وحدت”و تکلیف”مطالبه امر ولی و ایجاد بسط ید برای ایشان”جمع کنند؛ تحلیلشان آنقدر سخیف است که اگر روزی فریضه میدان را برای اداء فریضه نماز رها کردند، نباید تعجب کرد چون به آن ها یاد نداده اند که اسلام حسینی جمع بین تکالیف را لازم میداند!
اینکه می گویند وحدت و تلاش می کنند تا با آن امر مقدس دهان منتقدان را ببندند، همان صدای شیطان است برای حبس بخش دیگری از تکالیفاجتماعی، که قرار است سرنوشت سالیان آینده ایران را بسازد. این وحدت وحدت کردن ها، به قول امیر المومنین(ع) همان کلمه حقی است که از آن اراده باطل می شود.
لزوم رعایت وحدت، اصل اصیلی است که جای جای قرآن و سنت بر آن تاکید دارند و استواری مکتب خمینی کبیر و خامنه ای شهید اعلی الله مقامهما به رعایت آن اصل وابسته است اما رعایت یک واجب، هیچ الزامی بر ترک واجب دیگر ایجاد نمی کند. واجب دیگری وجود دارد به نام “مراقبت از تحقق امر ولی”، واجبی به نام “ایجاد بسط ید برای امام” تا به وسیله آن امر و رضایت قلبی ایشان محقق شود نه آن چیزی که به زور و با ترفند ننه من غریبم بخواهند بر او تحمیل کنند یا به قول خودشان اذن و رضایت بگیرند چراکه رضایتولی گرفتنی نیست، محقق کردنی است. همان اصل و فهمی که تفاوت ها در صفین را میان اشعث ها و مالک ها ایجاد کرد. واجبی وجود دارد به نام “زیر بار زور نرفتن” ، واجبی به نام مبارزه با آمریکا” واجبی به نام “عقل داشتن”، واجبی به نام “عبرت گرفتن از چند صباح پیش” ؛ فقط “وحدت” واجب نیست، ده ها واجب دیگر نیز هست که باید همه آنها را محقق کنیم. اگر واجبی را اخذ کردیم و دیگری را بر زمین ساقط _ چه حذف وحدت برای مطالبه، چه حذف مطالبه برای وحدت _ ما مؤمن به مکتب ناب خمینی و خامنه ای عزیز نیستیم. ما مومنان تکبعدی هستیم که برای بهره برداری حزبی و جناحی، با طرح و برنامه قبلی ساخته و پرداخته شده ایم!
۱-تکالیف و وظائف ما واحد نیست. چندین تکلیف در زمان واحد بر عهده مااست که باید با دقت و بدون تزاحم و تعارض همهاش به انجام برسد. حفظ وحدت و مطالبه تحقق امر ولی دو فریضهای است که باید هنرمندانه و بدون آسیب توأمان پیگیری شوند.
۲-معیار وحدت، فلان شخص و فلان سیاستمدار نیست که آن مداح محترم به محض مطالبه گری، مردم را متهم به ایجاد تفرقه می کند! معیار وحدت، امر ولی است و وحدت صرفا پیرامون ولی و تحقق مطالبات ایشان شکل می گیرد. حافظ منافع فلان آقا و فلان جریان بودن حفظ وحدت نیست، اتفاقا عین تفرقه است!
۳-هیچ کس حق ندارد فهم خود را برتر از فهم مردم مبعوث بداند. گویا فلان آقا عقل کل و خالق وحدت است اما مردم مبعوث یک مشت مستضعفانفکری هستند که باید در تحلیلها از ایشان تقلید نمایند. نه خیر، اگر وحدت معنایی داشته باشد، عینا معنایش توده های همین مردم مبعوث است؛ نه فلان آقای خود برتربین؛ از آنجا که امیرالمومنین(ع) آنان را ستون دین و عامل وحدت و پیروزی بر دشمنان می داند[إنما عماد الدين و جماع المسلمين و العدة للأعداء العامة من الامة].
در نتیجه امروز باید با دقت در حفظ وحدت بکوشیم و هرگز اجازه ندهیم فضای تجمعات سمت و سوی تخریب و اتهام زنی بگیرد اما در عین حال تکلیف بسیار مهم دیگرمان یعنی حذف جریانی که آمریکا را معبود دوست داشتنی خود می داند باید پیگیری شود. مطالبه شروط ولی و مبارزه با جریانی که دیروز با مقدسنمایی، حکمیت را تحمیل کرد و امروز می خواهد با بنبستنمایی، وادادگی به آمريکا را تحمیل نماید، واجب است.
جریانی که خواسته یا ناخواسته خط پیروز نمایی و آبرومند بیرون آمدن آمریکا از شکست قطعی خود در میدان جنگ با ایران را پیگیری می کند.
