در حالی که هنوز فرجام تفاهم ادعایی بین ایران و آمریکا مشخص نیست برخی حامیان این روند از هماکنون در حال ترسیم تصویری آرمانی و کمسابقه از توافقی هستند که هنوز نه امضا شده و نه ضمانتی برای اجرای آن وجود دارد. تازهترین نمونه این رویکرد را میتوان در اظهارات مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکراتی، مشاهده کرد؛ اظهاراتی که یادآور همان فضای خوشبینی افراطی و رویافروشی سیاسی است که در مقاطع مختلف، هزینههای سنگینی را به کشور تحمیل کرده است.
محمدی مدعی است که ایران صرفاً در ازای تکرار فتوای رهبر انقلاب درباره حرمت سلاح هستهای و همچنین رقیقسازی بخشی از اورانیوم ۶۰ درصدی، موفق شده لغو کامل تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا را در متن تفاهم بگنجاند؛ دستاوردی که به زعم او در تاریخ مذاکرات هستهای بیسابقه است و حتی از آن به عنوان «پیروزی تاریخی» یاد میکند. وی گفته است: «چه کسی تابحال اینطور مذاکره کرده، کدام متنی تابحال اینطوری نوشته شده، من بالای سر همه متن ها بودم در بیست سال گذشته، هرگز کسی در امریکا حاضر نبوده در ازای این اقدامات محدود و کوچک در حوزه هسته ای و در حالی که تمام زیرساخت هسته ای ایران سرجایش هست و حتی تعهدی در باره بازرسی و دسترسی و اینها هم در این متن داده نشده، کل تحریم ها را بردارد. یک نفر به من بیاید نشان بدهد یک جای دیگه در یک مذاکرات دیگر، امریکایی ها حتی به این موضوع نزدیک شده باشند، در ازای رقیق سازی مواد 60 درصد کل تحریم های اولیه و ثانویه را طرف نوشته من لغو می کنم.» اما پرسش اساسی اینجاست: این ادعاها بر چه مبنایی مطرح میشود؟
آنچه تاکنون از سوی منابع رسمی منتشر شده، با روایت ارائه شده از سوی مشاور قالیباف فاصلهای قابل توجه دارد. خبرگزاری رسمی دولت نیز در گزارش خود از مفاد تفاهم، نه از لغو قطعی همه تحریمها سخن گفته و نه از پذیرش تعهدات مشخص آمریکا در این زمینه. برعکس، گزارشها نشان میدهد که قرار است پس از امضای تفاهم، مذاکرات درباره موضوعات هستهای و تحریمها آغاز شود؛ یعنی هنوز اصل اختلافات پابرجاست و قرار نیست همه مسائل صرفاً با امضای یک سند مقدماتی حلوفصل شود.
از همین رو، تبدیل یک تفاهم اولیه به «بزرگترین پیروزی تاریخ مذاکرات هستهای» بیش از آنکه تحلیل باشد، نوعی عملیات روانی برای شکلدهی به ادراک عمومی است.
پرونده هستهای ایران طی دو دهه گذشته بارها شاهد چنین فضاسازیهایی بوده است. در سالهای منتهی به برجام نیز افکار عمومی با وعدههای بزرگ درباره رفع تحریمها، گشایش اقتصادی و تغییرات گسترده در روابط خارجی مواجه شد. نتیجه اما شد آنچه شد. این درحالی است که رهبر انقلاب بارها نسبت به «خطای محاسباتی» هشدار دادهاند که یکی از مصادیق مهم آن، نگاه غیرواقعی و خوشبینانه از روندهای سیاسی و مذاکراتی است.
وقتی به مسئولان و افکار عمومی القا شود که آمریکا آماده لغو کامل تحریمها در ازای حداقل امتیازات هستهای است، طبیعی است که فضای تصمیمگیری نیز تحت تأثیر چنین تصوری قرار گیرد.
