به گزارش گروه سیاسی نوبنیاد؛ از جمله مهمترین وجه تمایزات دوره قبلی و فعلی مجلس در حوزه تاثیرگذاری در امور سرنوشت ساز، تصویب قانون اقدام راهبردی بود که مورد تمجید رهبر شهید انقلاب نیز قرار گرفته بود.
«قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریمها» در پاسخ به بنبست ناشی از خروج یکجانبه آمریکا از برجام و ناکارآمدی تعهدات ۱+۴ (بهویژه طرفهای اروپایی) تدوین و تصویب شد. فضای ملتهب آذر ۱۳۹۹، بستر را برای یک «اجماع راهبردی» در مجلس یازدهم فراهم کرد. با تصویب کلیات این طرح با ۲۵۱ رأی موافق (بیش از ۹۰ درصد آراء)، پیامی صریح از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، توسط مجلس شورای اسلامی به جامعه بینالمللی مخابره شد.
از منظر راهبردی، این تغییر رویکرد با هدف بازسازی «موازنه بازدارندگی» صورت گرفت. با خروج از لاک انفعال، ایران «هزینه تحریم» را برای طرف مقابل به شدت افزایش داد و بازی را از حالتی یکطرفه به تقابلی پرهزینه تبدیل کرد. در واقع، ابزار هستهای از یک موضوع فنیِ صرف به یک «اهرم فشار سیاسی» برای اعتباربخشی به تهدیدات ایران بدل گشت.
این در حالی است که طی یکصد روز گذشته و رد و بدل شدن پیام ها و از سرگیری مذاکرات اسلام آباد، تاکنون حضور و نقش موثری از مجلس در مذاکرات دیده نمیشود. مگر در مواردی جزئی که آنهم نمایندگانی درحال کنشگری هستند که بارها در مواضع خود خواستار بازگشایی مجلس شده بودند.
به عبارت دیگر در قیاس اثرگذاری دومجلس یازدهم و دوازدهم شاهد افول شدید مجلس از رکن تصمیمگیری مجلس بودیم. مجلس یازدهم با تصویب قانون اقدام راهبردی، اهداف محوری مبنی بر احیای ظرفیتهایی که تحت محدودیتهای داوطلبانه برجام متوقف شده بود، تغییر موازنه در تعهدات و پاسخ به هزینههای تحمیلی بر معیشت ملت و هزینهمند کردن اقدامات تروریستی و فشارهای اقتصادی به گونهای که دشمن بداند هیچ کنشی بدون پاسخ فنی متناسب باقی نخواهد ماند، را محقق ساخت. درحالی که در در شرایط فعلی صحن مجلس با تعطیلی چندماه خود نه تنها مصوبهای نداشته، بلکه باعث معطل ماندن طرح مدیریت تنگه هرمز شد. بطوری که بنابربرخی گزارشات از اخبارتوافق، تنگه هرمز ممکن است بازگشایی و فرصتی برای تنفس دشمن تلقی گردد.
قانون اقدام راهبردی در مجلس یازدهم در واقع، ریلگذاری دیپلماسی را از موضع «التماسی» به موضع «اقتداری» تغییر داد. در حالی که دولت وقت نگران بود این قانون مانع توافق شود، واقعیت میدانی نشان داد که غنیسازی سریع، تنها محرک واقعی در تغییر محاسبات واشنگتن در قبال ایران بود. از جمله اینکه علی اکبر صالحی رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران بعدها اذعان کرد که بدون این ظرفیت فنی، ایران هرگز نمیتوانست در مذاکرات «دست بالاتر» را داشته باشد.
همچنین رهبر شهید انقلاب در بیانات 21خرداد 1404 در دیدار با نمایندگان مجلس به موثر بودن و تاثیرگذاربودن مجلس اشاره و تاکیدکرده بودند:«(مجلس باید) نشانهی عزم و اقتدار باشد، بخصوص در فضای خارجی؛ یعنی شما باید جوری حرف بزنید که نشانهی عزم باشد، نشانهی اقتدار باشد، نشانهی این باشد که ملّت ــ که شما نمایندهاش هستید ــ دارای عزم است، دارای اراده است، ارادهی ملّی ارادهی محکمی است، دارای اقتدار است.»
رهبر شهید انقلاب همچنین در 31 تیر 1403 در دیدار با نمایندگان مجلس دربارهی حضور مجلس در موضوعات جهانی و مسائل مربوط به سیاست خارجی فرموده بودند:« مجلس یک وزنهی سنگین است؛ دولتها در دنیا از این وزنهی سنگین مجالس خودشان استفاده میکنند؛ هم در مذاکرات، هم در تعامل، هم در مشارکتهای عملی. در مذاکرات یک مطلبی را شما در پشت میز مذاکره به طرف مقابل میگویید، میگوید: «آقا! مجلس ما نمیگذارد، قانون داریم، نمیتوانیم»؛ از مجلس به عنوان یک پشتوانه در مذاکره استفاده میکنند. در چالشهای گوناگونی که با دولتها وجود دارد ــ طبعاً دولت در مسائل گوناگونی ممکن است چالشهایی داشته باشد ــ مجلس میتواند وزن سنگینی به دولت بدهد، دست دولت را پُر کند؛ لذا حضور شما در مسائل سیاسی و بینالمللی و مسائل دیپلماسی مهم است.» ایشان همچنین قانون اقدام راهبردی یک نمونه کار خوب مجلس قلمداد کرده و فرموده بودند:« در یک مواردی انتظار هست که نمایندگان در مجلس ناظر به این مسئلهی مهمّ سیاست خارجی یک حرفی بزنند، یک نطقی بکنند. در دنیا این کار معمول است؛ مثلاً فرض بفرمایید که رئیس کمیسیون سیاست خارجی فلان چیز را گفته؛ این در دنیا معروف میشود. خیلی از کارها را مجالس میکنند و دولتها از پشتوانهی اقدام مجالس استفاده میکنند.»
ایشان با اشاره به اینکه چگونه مجالس آمریکا دست مذاکرهکنندگان کشورشان را پر میکنند، فرموده بودند:« همین قانون جامع تحریم آمریکاییها علیه جمهوری اسلامی، علیه ایران، این قانونی که معروف است به «سیسادا»؛ این را مجلسشان تصویب کرد؛ البتّه رئیسجمهور دموکرات آن سال آدم دورویِ بددل که هم دورو بودند، هم بددل بودند، هم زرنگ بودند؛ از مسئولین ما زرنگتر بودند که انصافاً انسان در بعضی از مراودات [این را] میبیند امضا کرد آن را. میتوانست امضا نکند؛ ادّعا میکرد که در قضیّهی مسئلهی هستهای و مانند اینها میخواهد با ایران همکاری کند، همراهی کند، امّا در عین حال امضا کرد! قانون جامع را مجالسشان انجام دادند؛ مجالس این کارها را میکنند. بنابراین، مجلس در این زمینه میتواند فعّال باشد.»
به تعبیری دیگر در نظام بینالملل، دیپلماسی تنها زمانی جواب میدهد که با «اعتبار تهدید» در میدان و «الزام قانون» در پارلمان پشتیبانی شود. حفظ این انسجام، تنها راه صیانت از حقوق ملت در هندسه نوین قدرت جهانی است.
