از مسکو تا پکن و از محافل دانشگاهی غرب تا اتاقهای فکر و مجامع دانشگاهی روابط بینالملل، بسیاری با تعجب به کشوری مینگرند که علیرغم برخورداری از توان علمی، فنی و صنعتی لازم، سه دهه در برابر فشارها از عبور به سمت بازدارندگی هستهای خودداری کرد. با این حال این کشورها به خوبی میبییند که در مقابل ایران نه امنیت دریافت کرد، نه رفع تحریم، نه احترام به حاکمیت ملی و نه حتی مصونیت از جنگ و ترور. آژانس بارها اعلام کرد مدرکی دال بر انحراف برنامه هستهای ایران به سمت اهداف نظامی وجود ندارد. با این وجود ایران همواره صبر استراتژیک یا خویشتنداری را انتخاب کرده است مه نتیجه آن خرابکاری در تأسیسات هستهای، ترور دهها دانشمند، حملات نظامی و نهایتاً ترور رهبر انقلاب اسلامی ش.. طبیعی است که پس از چنین تجربهای، مطالبه بازنگری در دکترین هستهای کشور در گوشه و کنار کشور دیده میشود.
سالها یکی از استدلالهای مخالفان این بازنگری آن بود که روسیه و چین نیز همانند غرب با چنین تغییری مخالفت خواهند کرد. اما اظهارات اخیر سرگئی لاوروف این فرضیه را با چالش جدی روبهرو کرد. وزیر خارجه روسیه با اشاره به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تصریح کرد« اگر عاملی میتوانست نگرش نخبگان و جامعه ایران را نسبت به اصل عدم برخورداری از سلاح هستهای تغییر دهد، همین حملات و اقدامات غیرقانونی بود.» لاوروف سپس به تجربه لیبی و کره شمالی اشاره میکند؛ دو نمونه که هرکدام به شکلی متفاوت یک حقیقت تلخ را آشکار میکنند. لیبی برنامه خود را کنار گذاشت و سرنوشت قذافی به آن شکل رقم خورد. کره شمالی مسیر بازدارندگی را برگزید و هیچ قدرتی جرئت تعرض مستقیم به آن را پیدا نکرد. این سخنان نه از زبان یک مقام ایرانی، بلکه از زبان وزیر خارجه روسیه یکی از بزرگترین قدرتهای جهان و بزرگترین قدرت اتمی جهان بیان شده است.
جالبتر آنکه همزمان مارکو روبیو نیز ناخواسته بخش دیگری از واقعیت را فاش کرد. او در جلسه استماع سنا با نگرانی گفت اگر ایران به سلاح هستهای دست یابد، آمریکا و اسرائیل دیگر «نمیتوانند کاری انجام دهند». این جمله در واقع اعترافی آشکار به فلسفه بازدارندگی است. امروز حتی بسیاری از ناظران خارجی به این جمعبندی رسیدهاند که غرب، پاداش خودداری ایران از ساخت سلاح هستهای را نه با اعتمادسازی و احترام، بلکه با تحریم، ترور و جنگ پرداخت کرد. در چنین شرایطی، شاید مهمترین پرسش پیش روی سیاستگذاران ایرانی این باشد که آیا وقت بازنگری در دکترین هستهای و خروج از NPT نرسیده است؟
