به گزارش گروه سیاسی نوبنیاد؛ یکی از مهم ترین سرمایه های هر دولت اعتماد افکار عمومی به آن و صحت سنجی ادعاهای رئیس جمهور در مناظرات انتخاباتی با عملکرد او پس از رأی آوری است. دولت چهاردهم پس از آغاز به کار تقریبا به هیچ حاشیه ای جواب منفی نداده است از اظهارات عجیب رئیس جمهور و هیئت دولت تا عملکرد متضاد با وعده های داده شده به مردم در حوزه معیشت، فرهنگ و ده ها مورد دیگر که یکی از جنجال برانگیز ترین آنها تبدیل دولت به پاتوقی جذاب برای اعضای خانواده رئیس جمهور است.
مسعود پزشکیان که در ایام انتخابات معیار خود در دولت مداری را سیره حضرت امیر علیه السلام بیان می نمود و علیه بی عدالتی و رانت دهی های خانوادگی موضع گیری می کرد حال در تضادی آشکار فرزندان و داماد خود را در سمت های عجیبی بکار گرفته است.
در این بین، حضور پررنگ یوسف پزشکیان در قامت فرزند رئیسجمهور، نهتنها به جلسات رسمی و سفرهای استانی و خارجی محدود نمانده، که با رفتارها و اظهارنظرهای نسنجیده، بارها مسیر خبری دولت را از ریل اصلی خود خارج کرده است. کانال تلگرامی «ناپیدا» و صفحه شخصی او در ایکس، به بستری دائمی برای تولید حاشیههای پرهزینه بدل شده است؛ نوشتههایی که بیش از آنکه روشنگر باشد، دستمایه رسانههای معاند میشود تا پازل حمله به اعتبار دولت را تکمیل کنند.
در بحبوحه جنگ، وقتی افکار عمومی بیش از هر زمان به انسجام روایی و اعتماد به حاکمیت نیاز داشت، توئیتی از سوی او با محوریت «ضرورت صداقت با مردم» منتشر شد؛ گزارهای که در ظاهر خیرخواهانه بود اما در عمل خوراکی حاضر و آماده به دست دشمنان این مرز و بوم داد. همانها که با بزرگنمایی و تفسیر جهتدار، چنین وانمود کردند که درون دولت نیز کسی به روایت رسمی کشور باور ندارد و شکاف در درون نظام از خانواده شخص اول قوه مجریه آغاز شده است. پیامی که با هر نیتی نوشته شده بود، در زمین جنگ روانی دشمن،به موشکی برای هدفگرفتن اعتبار کشور در نزد افکار عمومی تبدیل شد. حاشیههای قلمی او اما به همین یک توئیت ختم نشد. چندی بعد، در یادداشتی دیگر که باز هم از کانال «ناپیدا» سر باز کرد، پرده از نگرانیای برداشت که در جلسهای با حضور برخی مسئولان دولتی مطرح شده بود: اینکه تهدید دونالد ترامپ علیه زیرساختهای ایران، شاید چیزی فراتر از یک لفاظی سیاسی باشد و بتوان آن را اشارهای به حمله اتمی تفسیر کرد. فارغ از آنکه این برداشت چقدر با واقعیتهای امنیتی و اطلاعاتی کشور همخوانی دارد یا نه، پرسش اصلی اینجاست که اساساً یک فردِ خارج از دایره مسئولیت رسمی، با چه مجوزی محتوای چنین جلسهای را به فضای عمومی میکشاند؟ افشای این حرفها، نهتنها کمکی به آگاهیبخشی نمیکند، بلکه عملاً تبدیل به دستاویزی تازه برای دشمن جهت ایجاد ارعاب و ترس در دل مردم را فراهم می کند.
حضور مستمر او در نشستهایی که اصولاً باید با رعایت بالاترین سطح حفاظت اطلاعاتی و پروتکلهای امنیتی برگزار شود، این سؤال را بهوجود آورده که آیا اساساً ضابطهای برای سطح دسترسی اعضای خانواده مقامات عالیرتبه به اطلاعات طبقهبندیشده وجود دارد یا خیر. وقتی فرزند یک مقام ارشد اجرایی در بحبوحهی تنشهای نظامی و امنیتی کشور، به خود اجازه میدهد محتوای جلسات محرمانه را در فضای عمومی بازگو کند، پای اعتماد عمومی و حتی امنیت ملی به میان میآید. این پرسش که آیا او صرفاً یک همراه است یا نقشی تعریفنشده در ساختار دولت دارد؟، بیپاسخ مانده و همین ابهام بر دامنه حاشیهها افزوده است.
یکی دیگر از حاشیه های این آقا زاده پیامی در شبکه اجتماعی ایکس از قول یکی از کارمندان دولت بود که در آن مدعی قُرُق استخر وزارت جهاد کشاورزی برای استفاده یوسف از آن شده بود که پس از چندی توسط روابط عمومی وزارتخانه مذکور تکذیب شد. هرچند این داستان با واکنش سریع روابط عمومی آن وزارتخانه تکذیب شد، اما اصل انتشار چنین محتوایی از حلقه نزدیکان رئیسجمهور و عدم برخورد قضایی با منتشر کننده این خبر که دولت مدعی کذب بودن آن است، نشاندهنده فضایی است که در آن خط قرمزها نهتنها کمرنگ، که عملاً از میان برداشته شده است.
